ادبیات بومی روستای مزار (۲) اوسانه ها

ادبیات بومی یا اقلیمی به ادبیات شکل گرفته بر اساس یک زبان یا گویش در سرزمین بخصوصی اطلاق میشود که غنای ادبیاتی داشته باشد و به بیان فرهنگ آن سرزمین پرداخته باشد .

افسانه ها

تعریف افسانه

افسانه که در کتب لغت، مترادف واژه های: قصه و اسطوره به کار رفته است از لحاظ ادبی به سرگذشت یا رویدادی خیالی از زندگی انسانها، حیوانات، پرندگان یا موجودات و همی چون دیو و پری و غول و اژدها اطلاق می شود که با رمز و رازها و گاه مقاصدی اخلاقی، آموزشی توأم است و نگارش آن بیشتر به قصد سرگرمی و تفریح خوانندگان انجام می گیرد.

افسانه . [ اَ ن َ / ن ِ ] (اِ) سرگذشت و حکایات گذشتگان باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (از مجمع الفرس ). قصه . داستان . حکایت . تمثیل . سرگذشت . (ناظم الاطباء). حکایت گذشتگان . فسانه نیز در این لغت است . (مؤید)(شرفنامه ٔ منیری ). آفسانه و اوفسانه نیز هست . (آنندراج ) (از مجمع الفرس ). اساطیر. حدیث . اسطاره . اسطوره . قصه و حکایت بی اصل و دروغ که برای قصدی اخلاقی یا تنها برای سرگرم کردن ساخته اند. احدوثه . قصه ها که برای اطفال گویند. فسانه . (یادداشت مؤلف ) :

لغت‌نامه دهخدا

که از آبگینه همی خانه کرد

وزان خانه گیتی پر افسانه کرد.

فردوسی .

هرکس که این مقامه بخواند بچشم خرد و عبرت اندر این بایست نگریست نه بدان چشم که افسانه است . (تاریخ بیهقی ص 168). این افسانه است با بسیار عبرت . (تاریخ بیهقی ص 186).

افسانه یا یا اوسانه یا هر نام دیگری که از گذشته‌های دور به این قالب فرهنگی داده شده باشد، نمودی جذاب از فرهنگ هر قوم و ملت می‌تواند باشد. بسیاری از ما کودکی‌ای همراه با زمزمه‌های رواییِ خیال انگیز بزرگ‌ترها – مادر، مادربزرگ، پدر، پدربزرگ و... – را سپری کرده ایم. و کم نیستند در میان ما بزرگ سالان، آدم‌هایی که یادآوری افسانه‌های شنیده به روزگار خُردی آن‌ها را غرق در شعف و احساسات خوش می‌کند.

افسانه‌ها یا همان ماجراهای خیال انگیز سرگرم کننده که بعضا درس زندگی نیز می‌آموزاند کارکردی فراتر نیز پیدا می‌کند: حفظ فرهنگ و یادآوری غنای فرهنگی و بازتاب زیست فرهنگی جوامع و جز این ها. اینجاست که می‌بینیم در جهان متمدن امروز افسانه‌ها را جدی می‌گیرند و به مثابه موضوع پژوهش‌ها و منبع اقتباس فیلم‌ها و نمایش‌ها از آن بهره می‌برند و حتی نویسندگانی آن‌ها را بازآفرینی می‌کنند و صورتی امروزی به آن می‌بخشند. با توجه به ماهیت شفاهی افسانه، اهل پژوهش و دوستداران تمدن دریافته اند که ناگزیرند از مکتوب کردن آن. از این رو، کتاب‌های فراوانی در جهان و از جمله ایران ما منتشر می‌شود که شامل افسانه‌هایی از زبان ناقلان آن و البته پیاده شده بر کاغذ است.

یکی از راه‌های سرگرمی در گذشته، اُوْسَانَه(افسانه)خوانی بوده است. در گذشته، راویانی خوش‌بیان و شیرین‌سخن بوده‌اند که اوسنه می‌گفته‌اند. عموماً در شب‌های سرد زمستان، پیر و جوان دور کُرسی جمع می‌شده‌اند تا پدربزرگ یا مادربزرگ برایشان اوسنه بگویند. اوسنه‌ها به چند دسته تقسیم می‌شوند: حماسی_پهلوانی، پند و اندرزی، عاشقانه و... در میان اوسنه‌ها همیشه نتیجه‌گیری‌هایی وجود دارد که گاه در آن ایجاد انگیزه و امید نهفته است یا بیان آمال و آرزو و یا نوعی نگرش به زندگی انسانی. محور اصلی اوسنه‌ها عموماً انسان و زندگی است. نکته‌ی دیگری که در اوسنه‌ها برای نگارنده جالب توجه است، این است که مخاطبان از هر طیف سنی را در بر می‌گیرد. به‌بیان دیگر، با یک اوسنه هم کودک می‌تواند ارتباط برقرار کند و هم مردی میان‌سال! هرکدام از ظن خود با آن اوسنه‌ها ارتباط معنوی برقرار می‌کرده‌اند.

خراسان ما به عنوان منطقه‌ای با پیشینه درخور توجه تاریخی و فرهنگی نمی‌تواند از افسانه‌های ویژه خود غنی نباشد. خراسان بزرگ سرشار است از افسانه‌های کهن و خوشبختانه در دهه‌های اخیر عده‌ای از اهل قلم با درک بایستگی ثبت مکتوب این گنجینه از منابع گوناگون سود برده و افسانه‌های این خطه را نوشته‌اند

کلامی در باب فرهنگ و شورای فرهنگ عمومی روستا

فرهنگ" واژه‌ای فارسی و مرکب از دو جزء "فر" و "نگ" است. "فر" به معنای شکوه و عظمت و اگر به عنوان پیشوند به کار رود به معنای جلو، بالا، پیش و بیرون است.
"نگ" از ریشه اوستایی سنگ به معنای کشیدن، سنگینی و وقار است. واژه مرکب "فرهنگ" به معنای بیرون کشیدن، بالا کشیدن و برکشیدن است.

اصطلاح فرهنگ دارای معانی و مفاهیم متنوع است و در سیر تاریخی خود، معانی مختلفی را به خود گرفته است از جمله: ادب، تربیت، دانش، معرفت، مجموعه آداب و رسوم

"فرهنگ" تفکّر جمعی جامعه است که در پدیده‌ها و رفتارهای اجتماعی تجلی می‌یابد و تمامی امور اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، نظامی، مادی و معنوی را متاثر می‌سازد.

فرهنگ عمومی مجموعه منسجم و نظام یافته‌ای از اهداف، ارزش‌ها، عقاید، باورها، رسوم و هنجارهای مردم متعلق به یک جامعه بزرگ، قوم یا ملت است.


بنابراین فرهنگ عمومی، شامل تمامی فعالیت‌های مبتنی بر‌ اندیشه و عادت است که در جهت برآوردن نیازهای بشری بسته به انواع جوامع از نظر تاریخی، سیاسی، اقتصادی، مذهبی، رفتارهای عمومی مردم را شکل می‌دهد.
با مراجعه به بحث‌های جامعه‌شناسان و صدها توصیف و تعریف از «فرهنگ» بطور کلی می‌توان دریافت که از ارزش‌ها و اعتقادات و باورها گرفته، تا منش و خصائل و هنجارها و ادبیات و هنر و معماری، آئین‌ها و افسانه و اسطوره همگی ذیل مجموعه فرهنگ می‌گنجد.

اساسی‌ترین نکته آن است که برای اجرای قوانین اسلامی در فرهنگ عمومی کشور و بازسازی و اصلاح فرهنگ عمومی، دولت باید بیش از آنکه خود را متولی فرهنگ مردم و هدایت فرهنگی آنان بداند، خود را متولی تهیه امکانات و زیرساخت‌ها، به‌ویژه ساخت‌ها و ابزار لازم برای تولید و ابداع و اجرای اصول و ارزش‌های اسلامی در فرهنگ عمومی و اشاعه آن در میان مردم بداند
علامه جعفری (رحمة‌الله‌علیه) پس از برشمردن انواع فرهنگ‌ها می‌فرماید: فرهنگ‌ها را به چهار نوع عمده می‌توان تقسیم کرد، خلاصه آنها به شرح زیر باشد.

فرهنگ خودهدفی و پیرو


در فرهنگ پیرو، نمودها و فعالیت‌هایی که توجیه و تفسیر کننده واقعیّات فرهنگی است، مطلوب بالذّات بوده و اشباع آرمان‌های فرهنگی را به عهده می‌گیرند، این خود هدفی ویژه و فرهنگ علمی، تکنولوژی، و اقتصادی اکثر جوامع در سده‌های نوزدهم و بیستم بوده است. این خود هدفی، طبیعت اصل فرهنگ را که خلاقیّت و گسترش آرمان‌های زندگی در ابعاد "من" انسانی است، را نموده است.


۵.۴ - فرهنگ پویا هدفدار و پیشرو
این‌گونه فرهنگ در محاصره آن نمودها و فعالیت‌هایی که تحت تاثیر عوامل سیّال زندگی و شرایط زودگذر محیط و اجتماع قرار می‌گیرد، نمی‌افتد زیرا عامل محرّک این فرهنگ، واقعیّات مستمر طبیعت و ابعاد اصیل انسانی است و هدف آن عبارت است از آرمان‌های نسبی که آدمی را در جاذبه هدف اعلای حیات به تکاپو در می‌آورد؛ با کمال اطمینان می‌توان گفت: این همان فرهنگ انسانی است که هیچ تمدن انسانی اصیل در گذرگاه تاریخ بدون وجود زمینه چنین فرهنگی به وجود نیاید. این همان فرهنگی است که گریبان خود را از چنگال خودخواهان و خودکامگان تواند رهانید.

فرهنگ" نیز دارای سه نظام وابسته به یکدیگر است که از آن‌ها به اجزای متشکله فرهنگ یاد می‌شود.

۹.۱ - نظام شناخت‌ها و باورها
این نظام به مثابه شالوده‌ای برای فعالیت‌های بشر در زمینه تفکر و‌ اندیشه است و از تصورات، باورها، آموزه‌ها و شیوه‌های استدلالی در زمینه تفسیر جهان هستی انسان، چگونگی رابطه انسان با محیط و پیرامون خود و هدف از زندگی بشر تشکیل یافته است.

۹.۲ - نظام ارزش‌ها و گرایش‌ها
این نظام بیانگر ارزش‌ها و اعتقاد به آنهاست، در این ساحت میان مطلوب و نامطلوب، خوب و بد، پسند و ناپسند، روا و ناروا در قالب گزاره‌های ارزشی، اخلاقی و حقوقی به معنای عام آن مرزبندی می‌شود.

۹.۳ - نظام رفتارها و کردارها


این نظام متشکل از تمامی آموخته‌هایی است که هم آهنگ‌سازی رفتار آدمی با افعال دیگران را برای انسان‌ها ممکن می‌سازد. در این قلمرو آموزه‌های دو نظام اول به مرحله ظهور و بروز می‌نشیند؛ بدین بیان که با توجه به نوع بینش، گرایش آدمی، رفتار، آداب فردی و اجتماعی پی ریخته می‌شود. در واقع در این ساحت با توجه به نوع گزینش نظام شناخت‌ها و باورها و نظام ارزش‌ها و گرایش‌ها، آموزه‌های عملی و فنون رفتاری ترسیم می‌گردد.

فرهنگ خدمت و کمک به بندگان
فرهنگ تشکر کردن
فرهنگ تحمل همدیگر
فرهنگ اخلاص
فرهنگ توصیه ، امر به معروف و نهی از منکر
فرهنگ تخصص گرایی
فرهنگ مشارکت
فرهنگ مطالبه گری
فرهنگ سادگی و دوری از اسراف
فرهنگ اولویت شناسی

و...

بصورت های مختلف میشود کار فرهنگی کرد

کار فرهنگی آموزش محور
کار فرهنگی دین محور ، مسجد و مناسک
کار فرهنگی هنر محور ، معماری و مبلمان روستایی
کار فرهنگی ورزش محور
کار فرهنگی جریان محور
کار فرهنگی تعقل محور
کار فرهنگی اشتغال محور
و....

روز معلم

#تبریک روز #معلم به معلمین عزیز مزار و تمامی معلمین
💐💐💐💐💐💐💐
امام زین العابدین سلام الله علیه فرمودند:

#حق معلم تو این است که وی را بزرگ شماری، حرمت مجلس وی را نگهداری، نیک به وی گوش سپاری، به وی روی کنی(در کلاس درس، روبه روی او بنشینی)، صدایت را بر وی بلند نکنی، به کسی که از وی پرسیده، پاسخ نگویی تا خود او پاسخ گوید، در حضورش با کسی گفت و گو نکنی، نزد او از کسی غیبت نکنی، از گفتار بد درباره وی جلوگیری کنی، عیب هایش را بپوشانی، خوبی هایش را آشکار سازی، با دشمنش ننشینی و با دوستش دشمنی نکنی. پاداش رعایت این حقوق اين است که فرشتگان خدا برایت شهادت می‌دهند که تو برای خدا _ نه برای مردم _ نزد وی رفته ای و علمش را آموخته ای.

مفاتیح الحیاة ص ٣۵٩

#روز_معلم_گرامیباد

گرامیباد یاد و خاطره مرحوم استاد مهدی سلیمانی ، معلم بااخلاق و دلسوز

روح معلم فقید مرحوم عباس رحمانی هم شاد

عرض تسلیت و آرزوی مرحمت برای مرحوم امیر رضا پهلوان دانشجوی دانشگاه فرهنگیان

ادامه نوشته

حوض ها و آب انبارها

انسان کویری، انسانی مقاوم است، انسانی اندیشمند است. برای دسترسی به خواسته‌هایش هر تدبیری می‌اندیشد و اگر آن خواسته آب باشد، دستانش را حتّی تا ژرفای صد گزی چاه و یا درازنای ده فرسنگی قنات هم دراز می‌کند تا به آب برسد.

سال‌ها دشت‌ها و صخره‌ها را می‌کند و می‌کاود تا به قطره‌ای آب برسد و آن را چون فرزندی نوپا نگاهبانی می‌کند تا از پس ریگزاران و سنگلاخ‌ها به مقصد برسد زیرا چونان مردم دیگر سرزمین‌ها، دسترسی همیشگی به آب چشمه، رودخانه‌، چاه و قنات و یا آب باران ندارد و یا حتی برخی از این مردمان، هیچ‌گاه دسترسی به آب چاه و قنات ندارند و بر زمینی شور، روزگار می‌گذرانند که آبی شور یا تلخ را بر پهنه خاک، جاری می‌بینند.

پس هماره باید چشم به راه باران باشند تا قطره قطره آن را جمع کنند و در حوضی انبان سازند. از این روست که آب را فرو فرستاده‌ای آسمانی می‌دانند که حتّی برای آمدنش هم باید در بیرون شهر به نماز بایستند و از پروردگار یگانه آن را بخواهند که آب حلقۀ پیوند تمامی باورها، آداب و رسوم، فرهنگ و تمدّن کهن دیار ایران است.
و بی‌گمان چه کس بهتر از انسان کویری قدر آب را می‌داند و بدان احترام می‌گذارد. او آب را چون دُر دانه در پهلو می‌گیرد و تا سرمنزل مقصود راهنمایی می‌کند. آب برای انسان کویر، چون کیمیاست. رگه‌های کاریز در دل کویر، رگه‌های حیات هزاران انسان و سرزمین لب‌تشنه‌ای است که در انتظار آب، لَه‌لَه‌ می‌زنند و چون دست یاب شد، باید چون گوهری، گران‌بها آن را پاس داشت و از چشم نامحرم بدورش داشت و در گنجینه‌ای رازآمیز در دل خاک نهانش کرد.
آن گنجینۀ رازآمیز و مقدّس، آب‌انبار است، ابداع و آفرینش معماران و مردان توانای کویرهای ایران که گاه آب یک سالۀ خلقی لب‌تشنه را در خود جای می‌دهد. آب‌انبارها هم گنجینۀ آب ساکنان و ره‌پویان کویر در روزهای بی‌آبی و کم‌آبی تابستان بوده است و هم نهان‌گاه آب در روزهای قحطی و شهربندان بیگانه و دشمن و به گاه جنگ‌های چندین ماهه و شاید چندین ساله.

این آبگیرها بنابر موقعیّت، مکان و کاربری در شهرها، روستاها، دژها، در دل کوه‌ها، قلعه‌ها، راه‌های کارون‌رو، میان دشت و کشتزاران و حتّی درون خانه‌ها ساخته‌ می‌شده است.

آب‌انبار حوض یا استخر سرپوشیده‌ای است که در قدیم برای ذخیره آب، در زیر زمین ساخته می‌شد. در مناطق کم‌آب و کویری ایران، آب‌انبار را از آب باران یا جویبارهای فصلی پر می‌کنند.

قبل از فراگیری استفاده از مصالح نو، این دسته از بناها با ماسه‌آهک، گل‌آهک و ساروج و آجرهای قدیمی ساخته می‌شدند.

بخش‌های تشکیل دهنده آب‌انبار


خزینه: به اشکال مختلف از قبيل مکعب و استوانه ساخته می‌شده و منبع اصلی آب بوده است.
گنبد: پوشش آب‌انبار، که معمولا به‌شکل نیم‌کره یا مخروطی ساخته می‌شده و از منبع اصلی آب در برابر آلودگی محافظت می‌کرده‌ است.
پاشیر یا پاگانَه: روش دسترسی به آب منبع اصلی است؛ در پاشیر به‌صورت پلکان معمولی و در پاگانَه به‌صورت پلکان عمود، به‌طرف سطح منبع اصلی است.
بادگیر: جهت تهویه هوای منبع اصلی آب ایجاد می‌شده، که به‌صورت های مختلف وجود دارد.


سردر: با توجه به به کاربرد، اندازه و موقعیت این آب انبارها، سردرهای مختلف با تزیینات مختلف و زیباسازی‌های گوناگون ساخته می‌شده است. با این حال، اغلب آب انبارهای بین‌راهی را بدون تزیینات و آلایش خاصی ساخته‌اند.


ورودی و خروجی آب: آب انبارها بر اساس معماری و قرارگیری در مناطق مختلف، ورودی و خروجی‌های گوناگونی نیز دارند. به‌صورت معمول آب انبارهای مناطق کویری به‌وسیله قنات و چشمه تغذيه می‌شده‌اند و در مناطق جنوبی همچون استان فارس، هرمزگان و بوشهر به‌وسیله آبراهه‌های مختلف که آب باران را جمع‌آوری می‌کرده‌اند در منبع اصلی ذخیره می‌کردند؛ اما معماران آن زمان به تخلیه آب در صورت سرریز شدن آن اندیشیده بودند و خروجی‌هایی تعبیه می‌کرده‌اند که در سیلاب‌ها و دشت‌ها بریزند.

در روستاهای مزار نیز حوض ها و آب انبارهایی وجود داشته و دارند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:

۱_حوض ها و آب انبارهای داخل روستا ، مثل حوض بزرگ و کوچک درب مسجد قدیم روستا که امروزه اثری از آن باقی نمانده و تخریب شده است که از آب قنات مجینگو و قنات قدیمی کاریز کر پر می‌شده و مردم از آن استفاده می کرده اند و حوض اشکلو در پایین روستا و حوض عباس مراد در غرب روستا.

۲_حوض و آب انبارهای جاده های روستا مثل حوض راه بجستان ، حوض حصارک ،حوض حسین و...که از آب باران سیراب می شده اند.

۳_حوض های داخل زمین های کشاورزی و قنات های اصلی روستا مثل حوض کلاته ، حوض لوکته سیاه ، حوض حاجی ، حوض پرماهی ، حوض زن کلب حندعلی ، حوض حج عبدالله ، و حوض و منبع آب مجینگو و...که از آب جوی قنات پر می شده اند.

آیا نام قدیمی مزار سلومد است؟

از اشتباهات تاريخي بسياري از مزار نويسان مانند نويسنده كتاب جغرافياي تاريخي گناباد و سایر مقالات مربوطه ، اين مطلب است كه نام قديمي روستا سلومد بوده است وبند تاريخي داشته است و خواجه قوام الدين نظام الملك در آبادني آن كوشيده است و ... كه با تحقيقي ساده در مورد شهر سلامي خواف ميتوان به نادرستي اين ادعاها پي برد .
البته در روستای محلی بنام باغ سلیمه وجود دارد که با این موضوع بیگانه است.

در کتاب تاریخ الحاکم و احسن‌التقاسیم مقدسی، در شمار ولایت‌های دوازده‌گانه نیشابور آمده است و ابوعبدالله الحاکم، دربارهٔ خواف نوشته است: متصل به زوزن است و سلومد یکی از روستاهای آن است و در شمار هفت روستایی است که با قهندز (کهندژ) بنا نهاده‌اند.
یاقوت حموی؛ خواف را قصبه بزرگی از توابع نیشابور در خراسان دانسته که از یک سوی به پوشنگ هرات پیوسته و از سوی دیگر به زوزن. شامل صد قریه، و در آن سه شهر است: سنجان، سیراوند وخرجرد.
حمدالله مستوفی؛ از محصولات خواف، علاوه بر انگور و انار، به خربزه، انجیر و معدن آهن و روناس و ابریشم اشاره کرده است.
از نوشته‌های حافظ ابرو چنین مشخص است که در این زمان (قرن نهم هجری)، مدت‌هاست که ولایت خواف، از اعمال نیشابور نبوده و در توابع دیوان هرات قرار گرفته است.

شهر سلومد

ابوعبدالله حاکم، سلومد را از توابع ولایت خواف ذکر کرده و نوشته است: ابوقابوس، که مدت‌ها مَلِکِ شام بود، از سلومد خواف است.
دهخدا، به نقل از حدود العالم، دربارهٔ این شهر، نوشته است: شهرکی است به خراسان، در حدود نیشابور، با کشت و برز و و از وی کرباس خیزد.
امروزه سلامه وسلامی، خوانده می‌شود و از روستاهای آباد ناحیه خواف است. کوشکی قدیمی، حدود نیم قرن قبل از این، در آنجا از زیر خاک بیرون آموردند که به همت مالک آن، بازسازی و تکمیل شد.
---------------------------------------


خواجه قوام الدین نظام الملک خوافی
نخستین وزیر قدرتمند و دیر پای سلطان حسین بایقرا بود، پدرش شهاب الدین اسماعیل«در سلک قضات ولایت خواف انتظام داشت. سیف الدین حاجی بن نظام عقیلی، نویسنده آثار الوزراء که از نزدیکان و منشیان و معتقدان نظام الملک بود، که کتابش را تقدیم او نموده است ، درباره او آگاهیهای بی نظیر و قابل توجهی داده است. براساس نوشته های عقیلی، آغاز حضور او، در عرصه سیاست در دوران حکومت ابوالقاسم بابر بوده، او در دوران زمامداری ابوسعید میرزا نیز با کاردانی و لیاقت هر چه تمامتر به وزارت پرداخت و در این امر بقدری رشادت و دیانت بخرج داد که روز بروز بر شوکت و اعتبارش افزوده می گشت و عموم مردم شاکر و راضی بودند.پس از مرگ ابوسعید میرزا وارد دربار سلطان حسین بایقرا شد. نخستین شغل دیوانی وی در دربار شغل مهم «تحقیق دفاتر ممالک محرومه» بود و در26 جمادی الثانی 875 ه .ق در مسند وزارت نشست.
----------------------
‌ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، ۱۳۷۵. ص ۲۱۶.
‌↑ محمد بن احمد مقدسی. احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم. ترجمهٔ علینقی منزوی. تهران: شرکت مؤلفان و مترجمان ایران، ۱۳۶۱. ج۲، ص۴۳۶.
‌↑ دانشنامه جهان اسلام. تهران: بنیاد دائرةالمعارف اسلامی، ۱۳۹۰. ج۱۶، ص۳۵۲.
‌↑ ۴٫۰ ۴٫۱ شهابالدین ابی عبدالله یاقوت حموی. معجمالبلدان. بیروت: دارصادر، ۱۹۷۷م. ج۲، ص۳۹۹.
‌↑ حمدالله مستوفی. نزهةالقلوب. لیدن: گی لسترنج، ۱۹۱۵م. ص۱۵۴، ۲۰۲.
‌↑ عبدالله بن لطفالله حافظ ابرو. تاریخ حافظ ابرو. ویسبادن، ۱۹۸۲م. ج۲۳، ص۳۷.
‌↑ علیاکبر دهخدا. لغتنامه. تهران: انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۷. ج۹، ص۱۳۷، ۳۹.
‌↑ ابوعبدالله حاکم نیشابوری. تاریخ نیشابور. ترجمهٔ محمد بن حسین خلیفه نیشابوری، با مقدمه و تصحیح و تعلیقات محمدرضا شفیعی کدکنی. تهران: آگه، ۱۳۷۵. ص ۲۸۸.

سلام به مزار

سلامی چو بوی خوش آشنایی
بدان مردم دیده روشنایی

درودی چو نور دل پارسایان
بدان شمع خلوتگه پارسایی

نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای
دلم خون شد از غصه ساقی کجایی

ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا
فروشند مفتاح مشکل گشایی

عروس جهان گر چه در حد حسن است
ز حد می‌برد شیوه بی‌وفایی

دل خسته من گرش همتی هست
نخواهد ز سنگین دلان مومیایی

می صوفی افکن کجا می‌فروشند
که در تابم از دست زهد ریایی

رفیقان چنان عهد صحبت شکستند
که گویی نبوده‌ست خود آشنایی

مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع
بسی پادشایی کنم در گدایی

بیاموزمت کیمیای سعادت
ز همصحبت بد جدایی جدایی

مکن حافظ از جور دوران شکایت
چه دانی تو ای بنده کار خدایی

کجا بریم؟
شهرت این روستا به دلیل تاریخی بودن آن و داشتن پیشینه ای کهن است. بافت تاریخی روستای مزار شامل خانه های اهالی آن، صومعه، حسینیه، آسیاب و... است. آبادی کوچک مزار ترکیبی است از معابر پُر پیچ و خم و کم عرض با دیواره های سنگ‌چین و خشتی با سایه‌های دلپذیر و ساباط هایی که بر روی آن ها اتاق ایجاد شده است. خانه های گِلی و آجری این روستا دارای اتاق های به هم پیوسته با نورگیر های گچی هندسی شکل، رشته پلکان‌های ارتباطی و حیاط مرکزی است که بر بالای پوشش گنبدی آن ها، بادگیرهای زیبا از نوع یک طرفه با دو دهانه قرار دارد. در این بافت، خانه ها متصل به هم ساخته شده و پیرامون آن ها فاقد سازه ای به عنوان حصار است؛ بلکه به گونه‌ای است که جداره بیرونی به عنوان حصار عمل می کند.
چی داره؟
این روستا دیدنی های خاص خودش را هم دارد:
خانه عباسی: این خانه خشتی و آجری در انتهای یکی از ساباط های بافت قدیم روستای مزار واقع شده و ساختار معماری آن شامل سه ایوان پیرامون حیاط در یک طبقه دالان ورودی، چهار اتاق نشیمن ، فضای نگهداری شیره انگور، مطبخ، فضای نگهداری احشام در دالان ورودی، اتاق آذوقه دام، بالاخانه و دیگر فضاهای کاربردی است. همچنین دست‌کند بودن بعضی از فضاها در آن، زیبایی خاصی به بنا بخشیده خانه عباسی از سوی ورثه آن مرحوم به اداره کل میراث فرهنگی خراسان رضوی اهدا شده است.
مقبره «آصف برخیا»: واقع در ضلع جنوبی روستا و در کنار آن گورستان منسوب به «آصف برخیا»، وزیر حضرت سلیمان قرار دارد. برخی معتقدند «آصف» از القاب «خواجه قوام الدین نظام الملک»(مشرف دیوان) خراسان در دوره تیموری بوده که به نقل از مولف «روضات الجنات»، بند نزدیک به روستای مزار، از ابنیه خیریه است.
قلعه تاریخی مزار: واقع بر روی تپه ای مشرف به مسجد قدیمی و بر بالای صومعه قرار دارد و مردم روستا برای تامین امنیت خود از تهاجم دزدها و ترکمن ها و دیگر غارتگران به آن جا پناه می‌بردند. قدمت این بنا به دوره قاجار برمی‌گردد.
صومعه مزار: دست‌کندی است به وسعت ۱۸۰متر مربع شامل تعدادی ستون چهار ضلعی و مستحکم به اتاق‌ها و فضاهای وسیع در دل طبیعت که گویا با قلعه دختر مزار در ارتباط است. همچنین مواقعی این مکان به عنوان سردابه و پناهگاه می توانسته برای ساکنان آن استفاده شود. به احتمال زیاد این اثر در دوران اسلامی به عنوان زاویه و صومعه به کار رفته است و می تواند به زمان هخامنشیان و حتی پیش از آن مربوط باشد.
قلعه دختر مزار: واقع در پنج کیلومتری جنوب غربی روستای مزار، بر فراز کوهی مشترک بر باغات باغ سلیمه، این بنا را مشاهده می کنید که متعلق به دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی است.
حسینیه مزار: این مجموعه واقع در داخل بافت قدیمی روستا قرار گرفته و وسعت تقریبی آن ۲۴۶ مترمربع گفته می شود و میراث قجرهاست.
قبرستان تاریخی: این آرامستان قدیمی در منتهی الیه جنوبی روستا قرار دارد و متعلق به دوره اسماعیلیه است.
اهالی چه می کنند؟
اما اهالی این روستا فن و هنر سبدبافی (ترکه بافی) را خوب می دانند و با آن برای مهمانان شان، سوغات های خوبی تهیه می کنند. جالب است بدانید این فن و هنر در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است. سبدهایی که می بافند از شاخه بید مجنون، بیدمشک و اندکی ارغوان است و خودشان برای حمل میوه، پخت نان، حمل بار و... از این سبدها استفاده می کنند.
اما یکی دیگر از فنونی که اهالی این روستا به آن شُهره هستند، «شیره گیری انگور» است. در واقع این نوع شیره یکی از فراورده‌های سنتی منطقه مزار از گذشته تا به امروز است. وجود باغات انگور و محصولات پُر و پیمان آن ها، این منطقه را به شهرت رسانده و جالب است بدانید، در متون کهن از جمله سفرنامه ناصرخسرو به این موضوع اشاره شده است.
دیگه باید منتظر چی باشیم؟
طبیعت پیرامون این روستا در نوع خود دیدنی است و زیبایی‌اش را مدیون وجود پارک جنگلی بهاآباد است که در یک کیلومتری مزار واقع شده است. این مکان دارای پوشش گیاهی زیبایی از جمله درختان بید مجنون، توت، بیدمشک، انجیر کوهی و بُنه بوده و زیستگاه کبک، تیهو، هدهد، قرقی، عقاب و... است. در سمت غرب این مکان، کوه بلند و زیبایی است که دیوارهای بسیار خوبی برای سنگ نوردی گروه‌های ورزشی دارد.منطقه تفریحی ژرف و باغ سلیمه نیز یکی دیگر از جاذبه های این منطقه به شمار می آید. طبیعت زیبای «جرف» یا «ژرف» در سه کیلومتری غرب روستای مزار واقع شده و دارای قناتی با آبی گوارا و باغ های باطراوت است. همچنین بعد از چهار کیلومتر، راه به مناظر طبیعی باغ سلیمه منتهی می‌شود. این مکان تفریحی باغستانی است که از چشمه ای در پای کوه سیراب می شود. آب گوارایی دارد که از پای کوه می جوشد و به باغ سلیمه می‌رسد. این روستا یک اقامتگاه بوم گردی نیز دارد که با محیط زیبایش پذیرای مسافران است.

مکتب‌خانه

مکتب‌خانه ابتدايي‌ترين محل فراگيري تعليم و تربيت بوده است، پيشينه‌ آن به آغاز دوران اسلامي تا پايان عصر قاجار برمي‌گردد. مکتب‌خانه‌هاي ايران در دوره قاجاريه به سه دسته تقسيم مي‌‌شدند:

مکتب‌خانه‌هاي آخوندباجي، مکتب‌خانه‌هاي عمومي و مکتب‌خانه‌هاي خصوصي. مکتب‌خانه‌هاي آخوندباجي زير نظر عاقله زني اداره مي‌شد و کودکان بين 4 تا 7 سال در آنجا آموزش سوره‌هاي کوچک قرآن، شرعيات و الفبا را مي‌آموختند، همچنين کتاب‌هاي ديگري نيز خوانده مي‌شد که برحسب زمان و مکان و نوع مکتب‌خانه‌ها و دانش‌آموزان متفاوت بود، گزينش کتاب از روي قاعده‌ معيني نبود و نيرو و استعداد کودک با آساني و دشواري محتوي کتاب در نظر گرفته نمي‌شد. اين مکتب‌خانه‌ها اجباري نبوده است.

مکتب‌خانه‌هاي عمومي که در بيشتر شهرها و پاره‌اي از روستاها داير بودند، بيشتردانش‌آموزان آن را طبقات متوسط جامعه تشکيل مي‌دادند. لزومي نداشت کساني که وارد اين مکتب‌خانه‌ها مي‌شوند مکتب‌خانه‌هاي آخوندباجي را گذرانده باشند.

نوع سوم که مکتب‌خانه‌هاي خصوصي مي‌باشند، افراد توانگر و «بزرگان» فرزندان خود را به آنجا مي‌فرستادند و برخي نيز در منزل از معلم سرخانه جهت آموزش کودکان خويش کمک مي‌گرفتند.

مکتب‌خانه در هر مکاني ممکن بود داير شود در مسجد، خانه، دکان و... که از وضعيت مناسبي برخوردار نبود.

کف اتاق با حصير، نمد، گليم و يا فرش کهنه‌اي پوشانده مي‌شد و هر کودکي براي نشستن خود يک تشکچه از منزل مي‌آورد. اين تشکچه‌ها دور تا دور اتاق کنار ديوار پهن مي‌شد و شاگردان روي آن مي‌نشستند.

از ميز و نيمکت، تخته سياه و گچ خبري نبود بلکه از لوح، رحل و قلمدان استفاده مي‌شد. معلم، مکتبدار، ملاباجي و آخوندباجي در بالاي اتاق مي‌نشست و در مقابل او جعبه‌اي به عنوان ميزتحرير قرار داشت. مکتبدار دو ترکه دراز و کوتاه جهت تنبيه شاگردان در دست داشت و گاهي قلياني هم زير لب.

متاًسفانه يکي از مواردي که کودکان را از رفتن به مکتب گريزان مي‌کرد، تنبيهات بدني نظير چوب و فلک نمودن و گاهي حبس کردن در اتاق تاريک و نمدار به نام سياه‌چال بود.

با گذشت زمان مکتب‌خانه‌ها رنگ مدرسه به خود گرفت و از شمار آنان در شهرهاي بزرگ کاسته شد و مدارس مهمي چون دارالفنون و... ايجاد شد. شاگردان اين مکتب‌خانه‌ها با وجود تنبيهات بدني و مشقت بسيار از تحصيل گريزان نشدند و برخي از آنها تبديل به اشخاص تاًثيرگذار و دانشمندي شدند.

در روستای مزار نیز مکتب خانه تا دهه ۴۰ فعال بوده وکلاس های قران نیز تا دهه۶۰ به سبک سنتی دایر بوده است وبزرگان وعلما ومعلمین سنتی و روحانیون روستا در طول زمان به این امر اشتغال داشته اند.

که در ادامه به برخی از این روحانیون ومعلمین سنتی ومکتب دار می پردازیم که در روستا وسایر روستاهای شهرستان مشغول به فعالیت بوده اند ولی اکنون به رحمت خدا رفته اند

انواع مکتب خانه به دو نوع خصوصی و عمومی تقسیم می‌شد. نوع خصوصی برای افراد اعیان و اشراف و عمومی برای عامهٔ مردم بود. در هر محله چندین مکتب خانه دایر بود.

محل مکتب خانه دکان یا اتاق بزرگی بود که از اصلی ترین اجزای بکار رفته در آن می‌توان به حصیر یا نمد کهنه و مندرس همراه میز کوتاه، تشکچه و مکتب دار و چند ترکه آلبالو و چوب و فلک اشاره کرد.

دروس تدریس شده در مکتب خانه شامل قران و الفبا و کتبی مثل نصاب الصبیان، صرف میر فارسی، شرخ تعریف، عوامل منظومه شرح سیوطی، الفیه، شرح نظام، شرح جامی در نحو و صرف و حاشیه ملا عبدالله، کلیات سعدی فخمسه نظامی و... بود.

سندی ازنام معلمین و تعداد دانش آموزان مکتب خانه های شهرستان و روستای مزار در دهه ۲۰

دستخط زیبا ومهر شیخ حسنعلی رجایی از علمای بزرگ روستای مزار

___________________________

گرامی باد یاد و خاطره روحانیت و معلمین مکتب و قرآن روستای مزار در صد سال اخیر
(مرحوم شده)

#تلاشگران عرصه
#تبلیغ ،#تدریس ، #موعظه،امامت جماعت نماز #خطابه ، #تعلیم قرآن ، #سواد آموزی ، #مکتب داری ،#روضه خوانی ،بیان #احکام شرعی ، پاسخ به شبهات#ادعیه ، #خدمات اجتماعی، فرهنگی عام المنفعه،#دعا نویسی و طب سنتی ،جهاد وامربه معروف نهی از منکر ، ،وقفیات ، اسناد، ازدواج و طلاق، تدفین اموات ، تعزیه خوانی ، دعا نویسی و...

✅روحشان شاد
غفرالله لهم

⚜⚜⚜⚜⚜⚜

۱_مرحوم شیخ ملا غلامرضا اتقایی فرزند ملامحمد ملاحسن نورالله

۲_مرحوم کربلایی محمد حسین اتقایی (کلملا) فرزند ملاغلامرضا

۳_مرحوم حاج احمد اتقایی فرزند ملاغلامرضا

۴_مرحوم شیخ حسنعلی رجایی فرزند کربلایی محمد کربلایی عباس

۵_ مرحوم کربلایی غلامحسین رجایی فرزند شیخ حسنعلی

۶_مرحوم شیخ محمد حسین رقیبی فرزند قاسمعلی

۷_مرحوم شیخ محمدکاظم پهلوان ، فرزند علی

۸_مرحوم حاج ابوطالب زیرک فرزند کربلایی علی بخش
۹_مرحوم حاج سید علی زارعی
۱۰_مرحوم حاج سید احمد زارعی فرزند سید علی
۱۱_مرحوم حاج سید حسین شوقی فرزند سید محمد
۱۲_مرحوم کربلایی سید عباس شوقی فرزند سید علی
۱۳_ روحانی شهید سید احمد شوقی فرزند سید کوچک
۱۴_طلبه مرحوم شیخ محمد قاسمیان فرزند حسن
۱۵_مرحومه ربابه رقیبی فرزند شیخ محمد حسین
۱۶_مرحومه صدیقه پهلوان فرزند شیخ محمد کاظم
۱۷_ مرحوم ملامحمد آخوند (رحیمی)فرزند ملاحسن
۱۸_مرحوم غلام نجف شجاع(دلیری)
۱۹_مرحوم ملامحمد نجف
۲۰_کربلایی سید عبدالله
۲۱_شیخ صفر علی
۲۲_ مرحوم شیخ عباس (رزم آرا)
۲۲_وملا حاجی ، ملا مراد و ....

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

منابع:

1. شهيدي، حسين. سرگذشت تهران، (تهران، راه مانا، 1383).

2. محمدي، محمد؛ قاييني، زهره. تاريخ ادبيات کودکان ايران، ج 3، (تهران، چيستا، 1379).

3. نجمي، ناصر. تهران عهد ناصري، (تهران، عطار، 1367).

صومعه و مسجد دستکند مزار

بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ‌ صَوامِعُ‌ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ)«سوره حج آیه ۴۰»
(..و اگر خداوند بعضى از مردم را به وسيله بعضى ديگر دفع نكند، ديرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصارى، و مساجدى كه نام خدا در آن بسيار برده مى‌شود، ويران مى‌گردد...)

روستای مزار بجستان یکی روستاهای پرجاذبه خراسان است که به‌واسطه زیبایی‌هایش گردشگران بسیاری را به خود جذب می کند. یکی از زیبایی‌های این روستا صومعه مزار است که به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

صومعه نیایشگاهی زیرزمینی است که در دل صخره‌ بنا شده است. این اثر در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۸۲ با شمارهٔ ثبت ۸۲۵۰ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

صومعه مزار معنا شناسی و تعاریف:


صومعه. [ ص َ م َ ع َ ] ( ع اِ ) عبادت خانه ترسایان و نصاری که سر آن را بلند و باریک سازند. ( غیاث اللغات )جای عبادت. ( ترجمان علامه جرجانی )، صَوْمَعَه به معنای دیر است. صَوامِع جمع صومعه، دیر راهبان نصاری است که در صحراها و کوه‌ها ساخته و در آن عزلت گزیده و عبادت می‌کردند.(لغت نامه دهخدا)
عبادتگاه راهب در بالای کوه.(فرهنگ عمید)

و...

معرفی بیشتر صومعه:

معماری دست‌کند که علیرغم قدمت و سابقه استفاده بشر از آن، هنوز بسیار ناشناخته مانده است، یکی از مباحثی است که در دهه‌های اخیر با توجه بیشتر به تعامل انسان با طبیعت در بحث‌های میراثی به‌ویژه مناظر فرهنگی، روز به‌روز از اهمیت بیشتری برخوردار شده و مطرح می‌شود. این معماری که برخلاف معماری متعارف از روی هم قراردادن مواد و مصالح شکل نمی‌گیرد، بلکه از کندن حجم پر( کوه، صخره، زمین) حاصل می‌شود، با رفع نیازهای خود کمترین آسیب و تغییر را در بستر و منظر طبیعی پیرامون ایجاد کرده است. بنابراین در زمانه‌ای‌که بحران انرژی و تخریب طبیعت یکی از جدی‌ترین چالش‌های حال حاضر است و حفظ بستر زیست محیطی در دستور کار کشورها قراردارد، توجه به این نوع از معماری و اصول به‌کار گرفته در آن می‌تواند در این خصوص بسیار مفید افتد.

صومعه مزار


در دامنه تپه اي طبيعي در پنج کيلومتري بجستان و در شرق روستاي مزار ( ۳۴°۲۹′۲۶٫۶″ شمالی ۵۸°۷′۳۲٫۷″ شرقی)
اثر با ارزشي واقع است که در دل تپه حفر شده و قلعه ای نیز برفراز اين عارضه ساخته شده که بعنوان پناهگاه براي ساکنين مورد استفاده قرار می گرفته است و اهالی از قدیم الایام به آن صومعه می گفته اند.
بنابر نظر بزرگان روستا صومعه و مسجد دستکند مزار در آغاز غار طبیعی بوده که بعدها توسط اهالی گسترش پیدا کرده است.
اين اثر در دوران اسلامي با تغییراتی به عنوان شبستان ،زاويه و صومعه مسجد قدیمی روستا به کار رفته است.
فضاي داخلي اين محل همانند ديگر دخمه ها و پناهگاه ها در ميان صخره ها (تروس) و خاک هاي فشرده تپه حفر شده و شامل تعدادي ستون چهارضلعي و مستحکم با تاق‌ها و فضاهايي وسيع است.

فضا با کاه گل ، و گچ در چندین لایه در طول تاریخ پوشیده شده است که در بعضی از جاها میتوان بخوبی لایه های مختلف را ملاحظه کرد.
در ورودی این مکان میتوان جاکفشی ها و دو منبر و دو محراب کنده شده در صخره و تاقچه های کتاب و رواق های نامگذاری شده به اسم بانیان و سازندگان در طول تاریخ را بخوبی مشاهده نمود.

(رواق وصوفه حاج حسین ، صوفه سید ابراهیم ، صوفه ملاعلی، عباس و .‌‌..)


این مكان بسیار تاریك بوده و هیچ روزنه ای برای گرفتن نور از خارج در آن تعبیه نشده است و دارای دو ورودی می باشد که در اصل دوغار با میلیون ها سال قدمت بوده اند که به همت مردم در طول تاریخ گسترش پیدا کرده و به هم متصل شده است.

ورودی اولیه صومعه دالانی است به عرض یك و نیم متر و به طول هفت و ارتفاع دو متر كه به فضای بازتری منتهی می شود كه مساحت آن حدودا دویست متر مربع می باشد و سه پایه یا ستون قطور سنگی در وسط آن قرار دارد كه شكل هندسی مشخصی را نمی توان برای آن در نظر گرفت.
اهالی روستا به این مكان صومعه می گویند و اینکه چرا این نام را برای این مکان در نظر گرفته اند هنوز کاملا مشخص نیست .بنابر نظر برخی مورخین با توجه به نشانه های صومعه گمان می رود این مكان در دوران پیشین معبد مهری بوده است، که می تواند به زمان هخامنشیان و حتی پیش از آن مربوط باشد ، البته برای اثبات این مدعا با توجه به قرائن احتیاج به ادله بیشتری می باشد.
با توجه به نوع صخره و شیوه ساخت ، این بنا در زمستان بسیار گرم و در تابستان بسیار خنک می باشد و دارای دو قسمت زنانه و مردانه می باشد ،همین ویژگی ها و سادگی بنا باعث شده سالیان سال محل عبادت و مراسمات مختلف فرهنگی مذهبی روستائیان قرار بگیرد.
متاسفانه در سالیان اخیر ،این اثر با بی مهری های فراوان از طرف مردم و مسئولین مواجه گردیده است.
ورودی مجموعه هم بدون هیچ معرفی و راهنمایی در شأن این اثر ملی نیست .

درب معمولا بسته و خود اثر هم رهاشده و کاربری خاصی الان ندارد.البته هنوز هم گاه‌گاهی جلسات و مراسماتی مانند اعتکاف و جلسات قرآن و... در این مکان برگزار می‌شود و همچنان میزبان بازدیدکنندگانی است که با گشت و گذار در آن روحشان جلا پیدا میکند.
این اثر در فروردین سال۱۳۸۲ با شماره۸۲۵۰۲۴ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
شایان ذكر است پرونده صومعه مزار به همراه نه پرونده دیگر به عنوان آثار معماری دستكند جهت ثبت در فهرست میراث جهانی یونسكو تهیه شده و برای ثبت جهانی در دست اقدام است.
به امید توجه بیشتر.

کارهایی که جهت احیا این بنا ضروری به‌نظر می‌رسد :

۱ـ تعمیرات اصولی مثل تعویض درب ورودی و تابلو گذاری و نورپردازی رنگی داخل رواق ها و نظافت بیشتر

۲ـ تهیه مستند و تابلو گذاری و و تبلیغات و معرفی بیشتر

۳ـ برگزاری بیشتر مراسمات فرهنگی مذهبی توسط اهالی

۴ـ تبدیل قسمتی از صومعه به مکان های فرهنگی مثل موزه و کتابخانه و....

۵ـ لایه برداری و مطالعات باستان‌شناسی بیشتر

و...

بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار

این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح‌اند
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار.

.....................

ادامه

آیا صومعه مزار معبد مهری است ؟

ادامه نوشته

گويش مزار

گويش محلي بطور كلي مردم مزار مانند اكثر ايرانيان به زبان فارسي دري كه يكي از فروع زبان هند و اروپايي است و ريشه سانسكريت دارد تكلم مي‌كنند و داراي لهجه خراساني مي‌باشند. در مزار كمتر با كلمات بيگانه برخورد مي‌كنيم. زنده ياد دكتر علي شريعتي در راهنماي خراسان مي‌نويسد: «اكنون كه درميان مردمي در جنوب خراسان به دور مانده از دگرگونيهاي زمانه هستم هنوز زبان كهن فارسي قرنهاي چهارم و پنجم زنده است و آنگاه كه توده مردم جنوب خراسان سخن مي‌گويند گويي سخن بيهقي و بلعمي است كه مي‌شنوم"


در زير با برخي از كلمات محلي آشنا مي‌‌شويم:

إستونگ دَر=محل ورودی اتاق یا حیاط
گۅوجَه=محل آتش کردن در خانه های قدیم
چپّک=یک نوع کفش که برای صحرا از ان استفاده میکردند
نَعْلِنگ=نوعی کفش چوبی برای کولش باغها
بِجیکِّ=کنار برو
بِجِدَک=به راستی
زِوآله ی خمیر= چونه
مِشَمّا= کیسه پلاستیکی
قِدَک= نوعی شلوار درقدیم برای خانمها بوده

-----------

1-اِخْتِلاط= گفتگوي دوستانه
2- عورِتينَه= دختر – زن
3- الواط= ولگرد و قدرتمند
4- جير= لاستيك
5- بوك= گُونِه
6- خآلوو= دايی
7- خُوش = مادر زن
8- خُسور = پدر زن
9- خوسور بِرَّه = برادر زن
10- خِفَه = سرفه
11- پِتْوو= رو به آفتاب
12- نِسَر = سايه
13- موس موسوک=آهسته کار
14- قُچّاق = سر حال
15- پآتيل = ظرف مسي كه چوپانان در آن غذا مي‌خورده‌اند.
16- پِرخُو= انبار كوچك كه در آخراتاق برای جو وگندم و انگور و..مي‌باشد.
17- پورسَه = مجلس عزاداري
18- پِناه پِسخوله = گوشه وكنار
19- پُوخَل = ساقه گندم
20- تِمْبو = زير شلواري
21- چِراغو = شب نشيني
22- جِشت = چيز زشت
23- چِكِنَه = خرده مالك
24- خِرِفت=بیحس،آدم تنبل
25- خروس خو= صبح زود
26- دِلِنگِوو = آويزان
27- دولخ = گردو خاك
28- حَجِه بول بآیه = پرستو
29- لَش = بهم ريخته،شلخته
30- قوبله زیه = تاول زدن از سوختگی
31- قِدوفه = حوله حمام
32- لِخ لِخ = آهسته رفتن
33- موُنج = زنبور قرمز34-پِندووک=زنبور زرد
35- بِرِخنَه = لق = بي‌لباس
36- پِلشت،لِمَشت = كثيف
37- آس و پاس=معْطل =بي‌چيز
38- آجوور = بيدار شدن
39- آچَه =درمانده و به تنگ آمدن
40- کوکوک=یاکریم
41- آلِش = عوض
42- اَرمُو = اميد – آرزو
43- اِز پِي دِل =از روي بي‌ميلي
44-اِز تَه دل=ازروي ميل وعلاقه
45- عَنتِّكه = نوعي فحش محلي
46- اَياس = آسمان صاف
47- اِستاق = حيوان غير آبستن
48- اِستِقو = استخوان
49- اِندر = ناتني
50- دیشلِمه = حبه قند
51- خورِش =خارش
52- تِپّی = پهن
53- گوردَه = پهلو
54- پُوت = لاف بيهوده

------------

نمونه ها :

ﺍﻟﻒ ) ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎﻱ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﺑﻴﺎﻥ ﺻﺪﺍﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺑﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻲ ﺭﻭﺩ

ﺍﻳﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺍﻛﺜﺮ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺑﺎ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﺪﻥ ﺩﻭ ﺣﺮﻑ ﺳﺎﻛﻦ ﺳﻴﻦ ﻭ ﺗﺎﺀ (ﺳْﺖْ) ﻣﻲ ﺁﻳﺪ:

1 – ﺗُﻠُﭙّﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺁﺏ

2 – ﺟِﺮﻗَّﺴْﺖْْ = ﺻﺪﺍﻱ ﺷﻜﺴﺘﻦ ﺳﺎﺧﻪ ﺩﺭﺧﺖ ﻳﺎ ﭼﻮﺏ ﺧﺸﻚ

3 – ﺧِﺸّﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻛﺸﻴﺪﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﺮ ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﺮ ﺁﻳﺪ

4 – ﺷَﺮِﻗِّﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﺯﺩﻥ ﺳﻴﻠﻲ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ

5 – ﻗِﻨْﮕَﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﺭﻫﺎ ﺷﺪﻥ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ ﺗﻴﺮ

6 – ﮔُﺮَّﺳْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﺑﺨﺎﺭﻱ ﻭ ﺷﻌﻠﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ ﺁﺗﺶ

7 – ﻭَﻗَّﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ ﺳﮓ

8 – ﺷُﻠُﭙَّﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﭼﻴﺰﻱ ﺩﺭ ﺁﺏ

9 – ﻛُﭙَّﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﻓﺮﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩﻥ ﻛﻠﻮﺥ ﻭ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﻥ

10 – ﻫُﻚ ﻫُﻚ = ﺻﺪﺍﻱ ﮔﺮﻳﻪ ﺍﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﮔﻠﻮ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ

11 – ﻋَﺮَّﺳْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﺍﻻ‌ﻍ ﻭ ﺑﻪ ﮔﺮﻳﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺖ ﺗﻤﺴﺨﺮ ﻧﻴﺰ ﮔﻮﻳﻨﺪ

12 – ﻓِﺸَّﺴْﺖْ = ﺻﺪﺍﻱ ﻣﺎﺭ ﻭ ﻳﺎ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﺁﻣﺪﻥ ﺁﺏ ﺑﻴﻨﻲ

13 - ﺷُﺮَّﺳﺖ = ﺻﺪﺍﯼ ﺁﺏ ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﺭﯾﺨﺘﻪ ﺷﻮﺩ(*)

۱۴ - ﺗِﺮّﺳﺖ = ﺻﺪﺍﻱ ﺧﺮﻭﺝ ﻧﺎﮔﻬﺎﻧﯽ ﮔﺎﺯ ﺍﺯ ﻣﺨﺰﻥ ﻭ ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻮﺗﻮﺭﻫﺎﯼ ﺍﯾﮋ ﻗﺪﯾﻤﯽ

-------------------

" گرفتن" به زبون مزاری


1 - دِ گرفته = در گرفتن به معنی ۱- روشن شدن آتش 2- اثر کردن ودعای کسی قبول شدن
.
2 - وِر گرفتَه = برگفتن به معنی بلند کردن و برداشتن چیزی از روی زمین
.
۳ - وآ گرفته = باز گرفتن به معنی ۱- بازگرفتن بچه از شیر یا ممانعت از رفتن به جایی
.
4 - وآ گرفته = چیزی را از روی چیز دیگر ...جدا کردن مانند گرفتن سرشیر از روی شیر
.
۵ - فرو گرفته = ناگاه تاختن و کسی را یا چیزی را ناگاه و به چالاکی گرفتن
.
۶ - از سر گرفته = شروع کردن. دوباره کاری را شروع کردن.
.
۷ - ور "کسی" گرفته = بر کسی اعتراض کردن، ایراد گرفتن. مواخذه کردن

۸ - گِرفته = آدم خسیس

9 - بِگِرِفته = گرفتن

10 - وآهم گرفته = چند چیز را با هم گرفته .

۱۱ - دِ هم گرفته = زنی که روی خود را کاملا می پوشاند

۱۲ - وآهم گیر = صفت آدم هایی که با خویشان خود روایط صمیمانه و نزدیک دارند و در کار هامتحدد و متفق اند

منبع :کانال اصطلاحات شیرین مزاری

https://telegram.me/joinchatstlahatmazari/215
https://telegram.me/joinchatstlahatmazari

ادامه نوشته

مثل های مزاری

مثل چيست ؟
مثل ،‌سخن كوتاه و مشهوري است كه به قصه اي عبرت آميز يا گفتاري نكته آموز اشاره مي كند و جاي توضيح بيشتر را مي گيرد .
كلمه” مثل ” عربي است و كلمه فارسي آن “ متل ” است . وقتي مثل گفتن صورت بي ادبانه پيدا كند آن را متلك مي گويند . البته ضرب المثل يك تركيب عربي است به معناي مثل زدن .
در همه زبانهاي دنيا ضرب المثل فراوان است . بعضي از مثل ها در همه زبانها به هم شباهت دارند .
هر قدر تاريخ تمدن ملتي درازتر باشد بيشتر حادثه در آن پيدا شده و مثل هاي بيشتري در آن وجود دارد . و در زبان فارسي نيز ده ها هزار ضرب المثل وجود دارد .

در ادامه به برخی از مثل های روستای مزار اشاره میکنیم

آسوده کسی که خر نداره، از کاه و جویش خبر نداره
یک مویی هم از خرس غنیمتا
هرچیز که خار آید روزی بکار آید
بوزه که خیله پوز پوز منه، لوش نصیبش مشو
پنداری که کله مورشک بخورده
دجایه بنمچینا که به زریش او واشو
او در خانه گلوکا ، دختر همسایه خلوکا
بازی بازی با ریش باباهم بازی
اشتر دشیشه کردن
بی دنگ مدنگه

دنیا خیله پیشو درا
دآخور خر چه کاه کنی چه زعفرون
نه خورده و نه بورده ، گرفته درد گورده
بر هر نخوره یک بخوره
گفتن خربزه میخوای یا هندوانه ، گفت هردوانه
تپی با تپی وامیه زواله با رفوده
صافی به افتووه مگه دو قاله
او در جوی کردن
با پنبه سربورین
خنجلیک ور اشتورا

بچه بادوم ، نواسه مغز بادوم
زنگوله پای تابوت ، پیری و معرکه گیری
با آتیش پیشکل او گوشت راس نمشو
جوجه ی پارسالی
کیگه دپاچه شا
گاوه ده من شیر
بل ور دست خودت دسته کن
دهر سره یک عقله
از هر علفه یک کلفه

نخورده و نه برده گرفته درد گورده
پوز شغال به انگور نمرسا ، مگه تروشا
خاک د قال موش کردن
احمد پوده ، هم بوده که بوده
موسی بنشست کل عراقی ور خاست
دومبه بدر کرده
از کلوخ برقه بجس
بوز شیری از شاخیش ور سرمیه

‌‌‌‌به ما که رسی وارسی
دست بیشکسته بار گردنا
دیقانی اگر دانی ، چیپونی اگر تانی
شول بگیری ، شخ مخوری
ادمه گدا این همه ادا
چنو بکشوم حسن را ، نه تور باشه نه من را
ور دانارگ شگم آدم پور نمشو

دستوم دجواله بو ، شوهوم گوی شغاله بو
یکسال باخور نون تره ، یک عمر باخور گوشت بره
صدبار بنداز یکبار ورگی
تاگساله گاو شو ، دل صاحبیش او شو

وای ور وقته که موسی کور پالزوو شو
زین حسن تا اون حسن صد گز رسن
خدا خر را شناخت و شاخیش ندا
خودیت هم مبوری هم مدوزی

اگر خیله بل زن مبویی پوشته خودیت مکولیی
پینه بزیوم به یادگاری ، امروز ببری فردا بیاری
سال زور سیزده ماها
بچر ور رد کاره راهی کن ، خودیتام ور ردیش برا
دنیا فقط نوک و گزی نستو
پوشت خریشام با روغن چرب منا
خرج اتینا کردن ، کنایه از اسراف و حیف میل کردن اموال
در جهان لوک مست بسیار است ، دست بالای دست بسیار است
از مشینه پوسته ممانه و از مردینه اسمه
وامپورسن روباه بچه زا یا تخم زا ، مگه از ای دم بریده هرچه گیی ورمیه
کلوخیش تپا
اول ببین جا را بعدا بنه پا را – اول ببین جای خود را بعد بگذار پای خودرا (کاری که می خواهی انجامش بدهی اول در باره آن فکر کن)
زمستو مره و روسیاهیش بر زغال ممانه – زمستان سپری می شود روسیاهی برای زغال می ماند.
جواب های هویا

چیزه که بدست ملارحمان افتا ، مثل پر کاهیس که به کاهدان افتا
نه خود خوروم نه کس دهوم ، گندا کنم مگس دهوم
دوصد من استغون مایه که ده من بار ورگیرا
مثال مار ور جونم نشستی ، نمک خوردی نمکدونرا شکستی
مرد کاری و زن کاری ، تا بگردد روزگاری
نمک به آبادی نبرده
این گوک و این میدون

برای بوته ی گندوم بدور خار میگردم
حقت به جانب ست که سفره ی بی نان ندیده ای
مثل علی دشودو شیه کنایه از ناتوانی در انجام کاری
پی سبق ور خوندن
حرف هم بهتر از آدمیزاد
چغندر سر و ته ندرا
خودت که دگله نبشی بزغاله نر بدر میه
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت
اگر شتر پی کلش بینه تو هم خیدی

ادامه نوشته

مزار در کتب تاریخی و ...

در بسیاری از منابع و کتب تاریخی از روستای مزار نام برده شده است که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

1- پایان نامه ‎بررسي وضعيت اقتصادي اجتماعي و فرهنگي روستاي مزار

نگارش: علي ضيغمي ؛ با همکاري استاد: حائري‌زاده ، مقطع تحصیلی:کارشناسي ، ‮‭۱۱۶‬ صفحه‬

مشهد: دانشگاه فردوسي مشهد- دانشکده ادبيات و علوم انساني دکتر علي شريعتي، ‎۱۳۷۴ ش

اگرچه اطلاعات داخل این پایان نامه ناقص ، و دارای اشتباهات بوده ولی آمار و مطالب مفیدی به خواننده ارائه میدهد.

این پایان نامه را میتوان اولین اثر مستقل در شناسایی روستا به حساب آورد .

۲-تاریخ و جغرافی گناباد

مؤلف: حاج سلطان‌حسین تابنده

تحقیقی است درباره تاریخ و جغرافیای شهرستان "گناباد "از شهرهای استان خراسان که نخستین بار در سال 1348به طبع رسیده و اینک با اصلاحاتی چاپ دوم آن عرضه شده است.

.کتاب متشکل از چهار بخش است .بخش اول به وجه تسمیه و چگونگی پیدایش گناباد اختصاص دارد .در فصل دوم اطلاعاتی درباره جغرافیای طبیعی، سیاسی و اقتصادی گناباد درج شده، همچنین از لهجه محلی، ضرب‌المثل‌ها، اشعار و ترانه‌ها، آثار تاریخی، جمعیت، مذهب، آداب و رسوم و موقوفات گناباد سخن به میان آمده است .بخش سوم به معرفی موقعیت، مشخصات، تاریخچه و آثار تاریخی قرای گناباد اختصاص دارد .در بخش چهارم مشاهیر گناباد ذیل پنج گروه معرفی شده‌اند1 : فقها و محدثین، 2 حکما و دانشمندان سایر علوم، 3 سالکین راه و عرفا، 4 شعرا، 5 سایر معاریف از ورزا و طبقات مختلفه کتاب با فهرست‌های مختلف از جمله منابع، اشخاص، کتابها، مکان‌ها و اشعار به پایان می‌رسد.

در این کتاب نیز در صفحاتی به روستای مزار اشاراتی شده است.

۳-جغرافیای تاریخی گناباد: پژوهشی در جغرافیای تاریخ گناباد، کاخک، بجستان و بیدخت

مؤلف: حسین مجتبوی

سال چاپ: 1374تیراژ: 3000 نسخهتعداد صفحات: 248

در این کتاب هم اطلاعات محدودی از روستای مزار گردآوری شده است.

و

ادامه نوشته

راز قبرستان ده هکتاری روستا

مزار دیار هزار راز

بخش عظیمی از روستای مزار را قبر ها تشکیل داده است - قبر هایی قدیمی ومتعلق به دوره های مختلف -اسماعیلی -صفوی ، معاصر و ....

درمورد قبرها اطلاعات کاملی وجود نداشته ولی در لابلای کتب تاریخی میتوان به مطالبی دست پیداکرد

«مغولان بعد از هجوم نخستين چنگيز و قتل عام مردم ايران بار ديگر يورش خود را به ايران آغاز كردند و اين بار حمله به فرمان منگوقاآن انجام گرفت و بهانه آنها رفع اسماعيليان بود و براي اين امر هلاكو انتخاب گرديد و سپاهيان هلاكو به فرماندهي کيتوبوقا در سال 651 هجري از ماوراء النهر عبور كرده و به قهستان (خراسان جنوبي) حمله كردند، بهانه اين حمله تقاضاي قضات براي رفع اسماعيليان بود (تاريخ گزيده ص 589)

وي با 5000 پياده پس از اشغال خراسان خود را به پاي قلعه گردكوه (كوهي است در دامغان) رساند و در ربيع الاول همان سال در حوالي اين قلعه مستقر شد گيتوبوقا سپس حمله خود را به خراسان آغاز نمود و يورش او نخست همراه با غارت گله هاي مردم تون و ترشيز و زيركوه بود (فردوس، كاشمر و قائن) او در همين سال تون و ترشيز را تصرف كرد و با وجود تسليم شدن ناصر الدين شاه محتشم (فرمانده اسماعيليان قهستان) مردم قهستان بخصوص فدائيان به مقاومت ادامه داند و با سپاهيان مغول با شجاعت و مردانگي كم نظيري روبرو شدند و گيتوبوقا فرمانده پيش قراولان هلاكو كه كيش عيسوي داشت با تمام لشكر مغول از ترك و تازيك قهستان را مورد حمله مجدد قرار داد،

قصبه تون كه پايدار مانده و تسليم نشده بود محاصره شد و پس از نبردي سنگين در روز هفتم محاصره گشوده شد و مغولان شهر را ويران ساخته و تمامي آنرا بجز زنان و كودكان كشتند (حدود سال 653 هجري) (جامع التواريخ، ج 2، ص 691)

مغولان در ناحيه گناباد تمام شبكه آبياري منطقه را كه متكي بر قنات هاي بسيار عظيم بود ويران كردند بطوريكه پس از 800 سال كه از اين حمله مي گذرد هنوز قنات هايي كه سخت ويران شده باشند و قابل آبياري نباشند را هلاكو بند مي گويند

(سلطان حسين تابنده، تاريخ جغرافياي گناباد، ص 61)

مغولان پس از آن قلاع سرتخت و خوانشير و مزار بجستان را مورد حمله قراردادند و پس از نبردي نابرابر كليه ساكنان اين مناطق را به قتل رساندند.

آثار باقيمانده اين نبرد در روستاي مزار هنوز به نام لب رود حربگاه (محراب)مشهور است و نيز قبرستان ده هكتاري روستاي مزار نيز نشانه هايي از اين كشتار عظيم است.

(تاريخ اسماعيليان قهستان، دكتر فرقاني، ص 275)

نمونه ای ازسنگ قبرها باتاریخ ۱۰۵۳قمری

مزاری ناشناخته معروف به علمدار در بالای گورستان روستا

​​​​

سنگ تبرک که برسر قبر های مقدس و مهم قرارداشته است و اهالی گرد آنرا به چشمانشان می مالیده اند.

جهت آشنایی بیشتر کلیک کنید

قلعه دختر مزار

در ۵ کیلومتری جنوب غربی روستای مزار بجستان بر فراز قله‌ای تک و بلند در کوهستانی به نام )کوه باغ سلیمه) قلعه دختر مزار قرار دارد.

اکثر پژوهشگران نیز قلعه‌دختر مزار بجستان را مانند قلعه دختر شوراب گناباد مرتبط با «ناهید»، ایزد آب پنداشته‌اند.

اگرچه هیچ یک از این فرضیات مبنای علمی ندارد، در عین حال به طرح این فرضیه کمک می‌کند که منطقۀ از جایگاه تاریخی و موقعیتٍ مهمی برخوردار بوده است.

دكتر زماني در کتاب گناباد، پیر تاریخ در فصل معرفی قلعه دختر مزاربا بيان دلايلي اظهار مي دارد كه اين قلعه در دوره ي ساساني و يا قبل ازآن ساخته شده ودر دست اميران محلي بوده ودرقرون اوليه ي اسلامي نيز به همان ترتيب مورد استفاده بوده است ،قلعه ي نامبرده در قرون اول تا 5 هجري قمري كم وبيش مورد استفاده بوده، در اواخر قرن 5 ق به تصرف پيروان حسن صباح در آمده ودر قرن 7 توسط مغولان ويران شده است

قسمت شمال شرقی قلعه را قطعات ساختماني مختلف در ابعاد گوناگون تشکیل می دهد كه ديوار آنها را سنگ طبيعي قله تشكيل مي داده است و در محل سنگر گفته مي شود. مجموع اين سنگرهاي سنگي فعلا به صورت وسيع و سنگلاخي به چشم مي خورد و ارتفاع اكثر آنها به ندرت از يك متر تجاوز مي كند.

احتمال می رود این سنگرها بعد از دوره ساسانی توسط اسماعیلیه جهت حافظت از خود ساخته باشند...

بر فراز کوه باغ سلیمه قلعه‌ای وسیع در چهار بخش شمال‌شرقی، شمال‌غربی، میانی و جنوبی گسترده شده است. تمامی فضاها از سنگ و معدودی آجری با ملات گچ در آن قلعه ساخته شده که گذشت زمان و حوادث طبیعی و انسانی موجب تخریب آن‌ها شده است.

بقایای معماری قلعه در باروئی گاه به ضخامت بیش از ۲ متر محصور بوده و بر پیرامون آن‌ها باروئی با برج‌های نیم استوانه وجود داشته است.

بر فراز قسمت‌های باقی‌مانده از حصار در غرب قلعه که تا ارتفاع بیش از ۸ متر باقی‌مانده هنوز تیر کش‌ها و روزنه‌های دید بر جای مانده است. انباشت سنگ‌های لاشۀ کوچک و بزرگ که همه جا را پوشانده، نشان از فراوانی فضاهای معماری دارد.

ورودی‌های قلعه از پایین‌ترین بخش‌ها در جبهۀ شمال‌شرق و شمال‌غربی بر دیوارهای ضخیم به درون راه می‌یافته و احتمالا دروازۀ اصلی به عرض حدود ۴متر در میان دو برج، ورودی اصلی بوده است. پس از ورودی شمال‌شرقی در دو طرف معبر بقایای فضاهای معماری مستطیل شکل در ابعاد مختلف قابل تشخیص است. در همان بخش و مشرف بر دیوارۀ بلند شمالی (پرتگاه) بقایای مخزن ذخیرۀ آبی در ابعاد۹/۳۰×۹/۳۰ متر حفر و دیواره‌های آن با ساروج‌اندود شده که اکنون درون آن از سنگ پر شده است.

فضاهای معماری درهم ریختۀ مستطیل و مربع شکل در همه جای قلعه مشاهده می‌شود که کاربری آن‌ها دقیقا مشخص نیست.

با توجه به شواهد موجود به نظر می‌رسد که بخش مرکزی قلعه تالارها و تاسیسات وسیع‌تر و مستحکم‌تری داشته و احتمالا به منزلۀ شاه‌نشین قلعه بوده زیرا آن سازه‌های معماری نسبتا مرتب با نقشۀ مستطیل، مربع و صلیبی‌شکل در ابعاد نسبتا زیاد احتمالا کارکرد خدماتی و اجتماعی داشته و با دیوارهای دفاعی حفاظت می‌شده است.

در همان بخش قطعات متعدد آجر و گچ نیز در میان انبوه سنگ‌ها مشاهده می‌شوند که نشان‌دهندۀ کیفیت بهتر سازه‌های معماری هستند.

فرم و نقشۀ فضاها و تالارها قابل مقایسه با مجموعه‌های معماری عصر ساسانی در تخت‌سلیمان تکاب و بیشاپور فارس است و احتمال دارد که هسته‌های اولیۀ قلعه متعلق به دورۀ ساسانی باشند.

وجود سازه‌های معماری در هم ریخته معروف به «سنگر»، اطاق‌های فراوان، برج و باروها، انبارها و مخازن آب حکایت از این دارد که قلعه‌دختر مزار بجستان بر سر راه ارتباطی تون به محولات و ترشیز و نیشابور از اهمیت زیادی برخوردار و به فاصلۀ نه چندان از قلعه‌های تون و سرتخت و جواشیر و زیبدو... گنجایش فدایان و مدافعانٍ زیادی داشته است.

با توجه به فرم و نقشۀ برخی سازه‌های معماری، اندازۀ آجرها و فرم سفال‌های پراکنده در قلعه، می‌توان اظهار نظر کرد که قلعه‌دختر مزار بجستان مانند قلعه دختر شورابٍ گناباد در دوران ساسانیان ساخته شده و از قرن پنجم ه. ق در اختیار اسماعیلیه قرار گرفته و گویا در دو مرحله توسط جلال‌الدین غوری در سال ۶۲۴ه. ق و هلاکوخان مغول در نیمۀ دوم قرن هفتم ه. ق مورد حمله قرار گرفته و در نهایت ویران شده است.

در ادامه مقاله دکتر عباس زمانی در مورد قلعه دختر را ببینید

ادامه نوشته

آشنایی کلی با روستای مزار

معرفی روستای مزار (بجستان)

مَزار یکی از روستاهای تاریخی ایران و از توابع شهرستان بجستان در استان خراسان رضوی ایران است. این روستا در ۵ کیلومتری بجستان واقع شده‌است. بر اساس آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این روستا حدود ۱۰۰۰ نفر برآورد شده‌است. این روستا به دلیل نزدیکی به مرکز شهرستان، قرار داشتن در محور مواصلاتی شرق به مرکز کشور و پیشینه تاریخی بسیار غنی، از اهمیت زیادی در استان خراسان رضوی برخوردار است. این روستا چندین اثر ملی ثبت شده در آثار ملی ایران دارد.

وجود جاذبه‌های گردشگری، داشتن اولین اقامتگاه بوم گردی شهرستان، امکان اسکان در خانه ای با قدمت بیش از چهارصد سال برای مسافران، طبخ غذاهای سنتی و خرید محصولات بومی محلی بر غنای این روستا افزوده‌است. اهالی این روستا به زبان فارسی گویش مزاری تکلم می‌کنند. این گویش قدمت بسیار زیادی داشته و انبوه واژگان فراوانی از زبانهای فارسی باستانی و میانه را دارا می‌باشد.

روستای هدف گردشگری مزار دارای بافت تاریخی باارزشی بوده و در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده‌است. این بافت در قسمت شرق روستا واقع شده‌است که احتیاج به حفظ و مرمت دارد. این منطقه نیز مانند اکثر نقاط ایران به‌ویژه خطه خراسان بزرگ در حمله مغولان آسیب فراوان دید و آثار آن هنوز در این خطه باقی است. مغولان در ناحیه تمام شبکه آبیاری منطقه را که متکی بر قنات‌های بسیار عظیم بود ویران کردند بطوریکه پس از هشتصد سال که از این حمله می‌گذرد هنوز قنات‌هایی که سخت ویران شده باشند و قابل آبیاری نباشند را هلاکو بند می‌گویند. مغولان پس از آن قلاع سرتخت و خوانشیر و مزار بجستان را مورد حمله قرار دادند و پس از نبردی نابرابر کلیه ساکنان این مناطق را به قتل رساندند. آثار باقیمانده این نبرد در روستای مزار هنوز به نام لب رود حربگاه (محراب) مشهور است و نیز قبرستان ده هکتاری روستای مزار نیز نشانه‌هایی از این کشتار عظیم است.

بافت روستا

بافت‌های روستایی به واسطه کارکرد اساسی خود که تأمین کننده بسیاری از نیازهای زیستی، سکونتی و اقتصادی جامعه روستایی هستند از خصیصه پویایی و تغییر دائمی برخوردار هستند. بناهای مسکونی داخل بافت با گونه‌های چهار ایوانی یا دو ایوانی برگرفته از فرهنگ و اقلیم کویری به صورت کاملاً درونگرا و محصور و دارای حیاط مرکزی و اغلب آنها دارای زیرزمین، ایوان، انبار، هیزم خانه، طویله، بازشوهای کوچک، بادگیر بوده و فرم پوشش طاقها غالباً قوسی شکل و گنبدی است. در روستای مزار خانه‌ها با توجه به کارکرد فضاهایی مختلف ساخته شده‌اند به طوری که هر خانوار در خانه‌هایی با زیربنای حداقل چهارصد مترمربع زندگی می‌کنند و این محدوده به شیوه ای منحصر به فرد برای کارکردهای مختلف تقسیم‌بندی شده که پوشش آنها با توجه به اقلیم کویری گنبدی است و این فضاها دارای تابستانهای خنک و زمستان‌های گرم می‌باشد. جهت بادگیر روی پوشش‌های گنبدی نیز به سمت جنوب شرقی است. بافت پیوسته روستای هدف گردشگری مزار مشحون از زیبائیهای معماری اقلیم کویری است که در نمایی هماهنگ این خصوصیات را پیش روی گردشگران قرار می‌دهد همچنین آثار و ابنیه تاریخی نشان دهنده پیشینه غنی این منطقه است.

جاذبه‌های گردشگری

۱- گورستان باستانی: با وسعتی بالغ بر ۱۶ هکتار است و دارای قبرهای بزرگ و قدیمی متعلق به دوره‌های مختلف تاریخ است. تاکنون قدمت این اثر شگرف مورد مطالعه قرار نگرفته‌است اما به باور کارشناسان بومی، پیشینه آن به دوران هخامنشیان بازمی‌گردد.

۲- مزار پیر آصف: در کنار این گورستان مزار پیری است که مردمان او را آصف برخیا، وزیر حضرت سلیمان می‌دانند و زیارت می‌کنند. گرچه جز تاریخ شفاهی سند دیگری جهت اثبات این مدعا در دست نیست اما این بقعه متبرکه تحت نظارت سازمان اوقاف و امور خیریه بوده و به‌طور رسمی فعال است.

۳- قلعه دختر: در چند کیلومتری جنوب غربی روستای مزار بر فراز قله ای تک و بلند در کوهستانی به نام کوه باغ سلیمه، قلعه دختر مزار قرار دارد که اصل آن از دوره ساسانی یا پیش از آن است. این دژ در اواخر سده ۵ قمری به تصرف اسماعیلیان درآمد و در سده ۷ قمری توسط هولاکوخان مغول ویران شد. این قلعه نیز مانند سایر قلاع دختر ایران نام خود را از ناهید، الهه آب، برکت و زیبایی گرفته‌است.

مسجد قدیمی: این مسجد که ایوانی از آن باقی مانده‌است در غرب قلعه و در مجاورت مسجد جدید واقع شده‌است و احتمالا متعلق به عصر تیموری باشد.

مسجد یا صومعه دستکند: به‌صورت دالانهایی زیرزمینی در زیر قلعه و در صخره در طول سالها حفر شده‌است. این مکان بسیار تاریک بوده و هیچ روزنه ای برای گرفتن نور از خارج در آن تعبیه نشده‌است. ورودی صومعه دالانی است به عرض یک و نیم متر و به طول هفت و ارتفاع دو متر که به فضای بازتری منتهی می‌شود که مساحت آن صد و هشتاد متر مربع می‌باشد و سه‌پایه یا ستون قطور سنگی در وسط آن قرار دارد که شکل هندسی مشخصی را نمی‌توان برای آن در نظر گرفت. اهالی روستا به این مکان صومعه می‌گویند. با توجه به نشانه‌های صومعه گمان می‌رود این مکان در دوران پیشین معبد مهری بوده‌است. با توجه به ویژگی مهری، این مجموعه می‌تواند به زمان هخامنشیان و حتی پیش از آن مربوط باشد.

آب انبارها و حمام روستا که تخریب شده‌است و در مجاورت مسجد قرار داشته‌است.

تکیه تاریخی روستا که در وسط بافت قدیمی روستا است.

ساباط (سابادها): در سرتاسر بافت قدیمی روستا پراکنده‌است.

خانه‌های قدیمی چهار صفه ای و دو صفه ای که اکثراً خالی از سکنه هستند.

۱۰- شبکه آب رسانی، قنات قدیمی داخل روستا (کاریز کر) و شبکه انتقال آب چشمه مجینگو به روستا. قنات تاریخی جرف که پرآب‌ترین و قدیمی‌ترین قنات روستای مزار است در شرق روستا و در امتداد رودخانه بهاباد با حدود ۵۰ حلقه چاه تأسیس شده‌است و دبی آن از ۳ لیتر در ثانیه تا ۱۲ لیتر متغیر است. تاریخ دقیق تأسیس قنات جرف مشخص نیست ولی به احتمال زیاد متعلق به عصر صفوی باشد. قنات‌های دیگری نیز همچون قنات باغ سلیمه و کریکبوم و کلسیتو و تک میدر و زیبد و نرستنگ و مخلیدی و… در روستای مزارکم و بیش درحال آبدهی می‌باشد.

شبکه کانال‌های زیر زمینی که در بخشی از بافت قدیمی روستا و قلعه روستا و صومعه کشیده شده که کارکرد تدافعی و فرار در مواقع حملات اقوام بیگانه همچون ترکمن‌ها و حسنی‌ها داشته‌است.

خانه تاریخی عباسی‌ها: این خانه از آثار دوره صفوی است که هم‌اکنون با کاربری بومگردی به عنوان محل اسکان سنتی درجه یک برای سکونت و پذیرایی از گردشگران مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

زبان و گویش محلی

ساکنان روستای تاریخی مزار مانند اکثر ایرانیان به زبان فارسی دری که یکی از فروع زبان هند و اروپایی است و ریشه سانسکریت دارد تکلم می‌کنند و دارای لهجه خراسانی می‌باشند. در مزار کمتر با کلمات بیگانه برخورد می‌کنیم. دکتر علی شریعتی در راهنمای خراسان چنین نوشته‌است: «اکنون که درمیان مردمی در جنوب خراسان به دور مانده از دگرگونیهای زمانه هستم هنوز زبان کهن فارسی قرنهای چهارم و پنجم زنده است و آنگاه که توده مردم جنوب خراسان سخن می‌گویند گویی سخن بیهقی و بلعمی است که می‌شنوم."

صنایع دستی، محصولات و سوغات

محصولات

انار، زعفران، انگور، گندم و جو و… محصولات اصلی مزار هستند.

صنایع دستی

وجود هنرهای سنتی و صنایع دستی از جمله پارچه بافی، چادربافی، حوله بافی، برک بافی و همچنین ثبت موضوعات فرهنگی فن و هنر سبد بافی (ترکه بافی) به شماره ۸۳۲ و فنون شیره‌گیری انگور به شماره ۸۳۶ در تاریخ ۴/۱۱/۹۱ در فهرست میراث ناملموس کشور مؤید غنای عنصر میراثی این بافت تاریخی است.

سوغات

شیره انگور، گیاهان دارویی، نان‌های محلی، دست بافت‌ها و…

غذای محلی

غذاهای اشکنه بنه، گندم پلو با گوشت قورمه، چنگالی، آش مزاری و تخم مرغ شیره از غذاهای محلی و مخصوص روستای مزار بوده که در نوع خود بی نظیر هستند. نان محلی در این روستا هنوز نیز به روش باستانی و در تنورهای گلی با سوزاندن هیزم تهیه می‌شود.

آداب و رسوم

پیشینه آداب و رسوم در روستای تاریخی مزار به ادوار مختلف تاریخ ایران برمی‌گردد. سنت‌های مختلف باستانی در مراسم و آداب و رسوم هنوز نیاز جریان دارد. مراسم عقدکنان، جشن عروسی و مجالس ختم درگذشتگان از آئین خاصی برخوردار است.

ادامه نوشته

آشنایی کلی با بجستان

مقاله بجستان‌ در دائره المعارف بزرگ اسلامی

بجستان‌ يكى‌ از بخشهاي‌ شهرستان‌ گناباد است‌. اين‌ بخش‌ در شمال‌ غربى‌ شهرستان‌ گناباد واقع‌ شده‌، و داراي‌ 3 دهستان‌ به‌ نامهاي‌ بجستان‌، جزين‌ يا زين‌آباد و يونسى‌ (به‌ لهجة محلى‌ يُنسى‌) است‌ ( سازمان‌...، 22؛ سرشماري‌...، پنجاه‌). بجستان‌ در سابق‌ از توابع‌ فردوس‌ بود و پس‌ از آنكه‌ گناباد شهرستان‌ شد، يكى‌ از بخشهاي‌ آنجا گرديد كه‌ از دو دهستان‌ به‌ نام‌ ميان‌ تكاب‌ در جنوب‌، و لب‌كوير در شمال‌ تشكيل‌ مى‌شد (تابنده‌، 174- 175).

قسمتى‌ از شمال‌ بجستان‌ كه‌ نزديك‌ كوير نمك‌ است‌، آب‌ و هواي‌ گرم‌ و خشك‌ دارد، ولى‌ بخشهاي‌ مركزي‌ و جنوبى‌ و شرقى‌ آن‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌ كم‌ و بيش‌ معتدل‌ است‌ (همو، 174). كوههاي‌ بيزنگ‌، گرگان‌، آهنگ‌ و زين‌آباد در قسمت‌ غربى‌ گناباد و در بخش‌ بجستان‌ واقع‌ است‌ (بهرامى‌، 334). كوههاي‌ سليمان‌ نيز در جنوب‌ بجستان‌ و شمال‌ قاين‌ قرار دارد و قسمت‌شرقى‌ فلات‌ طبس‌ به‌ كوههاي‌ بجستان‌ متصل‌ است‌ (كيهان‌، 1/56، 62).
اراضى‌ منطقه‌ با 194 رشته‌ قنات‌ آبياري‌ مى‌شود. آب‌ قناتهاي‌ آن‌ شيرين‌ و گواراست‌، فقط آب‌ چند آبادي‌ كه‌ در حدود شمال‌ شرقى‌ بجستان‌ واقع‌ شده‌، مانند يونسى‌ و مارنديز، اندكى‌ شور، اما قابل‌ استفادة كشاورزي‌ است‌ (تابنده‌، همانجا). قنات‌ گل‌ بيد از قناتهاي‌ معروف‌ بجستان‌ است‌ و 15 كم طول‌ دارد و عمق‌ مادر چاه‌ آن‌ 75 متر است‌ (پورابراهيم‌، 186). رود موسمى‌ كال‌ شور در شمال‌ بجستان‌ در دهستان‌ يونسى‌ جريان‌ دارد. عمق‌ آن‌ در حدود 4 تا 5 متر است‌، ولى‌ آب‌ آن‌ قابل‌ شرب‌ و زراعت‌ نيست‌ و فقط براي‌ تهية نمك‌ از آن‌ استفاده‌ مى‌شود. اين‌ رود از كوه‌ سرخ‌ كاشمر سرچشمه‌ گرفته‌، پس‌ از جريان‌ يافتن‌ به‌ سمت‌ شمال‌ باختري‌ به‌ همراه‌ دو رودخانة مهم‌ ديگر به‌ نام‌ كال‌سالار و كال‌ شصت‌ دره‌، تشكيل‌ رودخانة واحدي‌ را مى‌دهد. طول‌ اين‌ رود حدود 150 كم است‌ كه‌ با ادامة جهت‌ به‌ طرف‌ باختر در بخش‌ بجستان‌ به‌ كوير نمك‌ مى‌ريزد. اين‌ رودخانه‌ پس‌ از عبور از دهستان‌ يونسى‌ است‌ كه‌ كال‌ شور ناميده‌ مى‌شود (مجتبوي‌، 41-42).


بجستان‌ داراي‌ معادن‌ متعددي‌ است‌ ( مشهد...، .(76 محصولات‌ عمدة كشاورزي‌ آن‌ نيز گندم‌، جو، پنبه‌، زعفران‌ و ميوه‌، خصوصاً انار، گلابى‌، هندوانه‌، زردآلو، انجير و انگور است‌ (تابنده‌، 177؛ برزگر، 173). اكنون‌ بيشترين‌ زمينهاي‌ زراعتى‌ بجستان‌ به‌ كشت‌ زعفران‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌ (همو، 171). پرورش‌ كرم‌ ابريشم‌ در بجستان‌ رواج‌ دارد و ابريشم‌ درگذشته‌ از صادرات‌ مهم‌ آن‌ به‌ شمار مى‌رفته‌ است‌ (نك: بهرامى‌، 335). پارچة بَرَك‌ بجستان‌ درگذشته‌ به‌خصوص‌ در دورة قاجار شهرت‌ خاص‌ داشت‌. قاليچه‌ نيز در بجستان‌ بافته‌ شده‌، به‌ خارج‌ صادر مى‌شود (تابنده‌، همانجا).


اهالى‌ بجستان‌ مانند ديگر مردم‌ گناباد شيعة اثنا عشري‌ هستند (همو، 178). علما و فقها و محدثان‌ بسياري‌ از بجستان‌ برخاسته‌اند (همو، 179).
شهر بجستان‌: اين‌ شهر در 58 و 11 طول‌ شرقى‌ و 34 و 31 عرض‌ شمالى‌ قرار دارد و ارتفاع‌ آن‌ 250 ،1متر است‌. در 1375ش‌ جمعيت‌ شهر بجستان‌ 307 ،9نفر بود ( سرشماري‌...، سى‌ و نه‌).
درگذشته‌ بجستان‌ قصبة بزرگى‌ بوده‌، و جادة قديم‌ مشهد - يزد از آن‌ مى‌گذشته‌ است‌. شهر بجستان‌ 4 رشته‌ قنات‌ دارد كه‌ در داخل‌ شهر جاري‌ است‌ (تابنده‌، 176)، ولى‌ از هنگام‌ استفاده‌ از چاههاي‌ شهرداري‌،آب‌ قناتها به‌ميزان‌ قابل‌توجهى‌ كاهش‌ يافته‌است‌(مجتبوي‌، 74). پيش‌ از 1345ش‌ كه‌ شهر هنوز لوله‌كشى‌ نشده‌ بود، آب‌ انبارهاي‌ بزرگ‌ و حوضهايى‌ وجود داشته‌ كه‌ آب‌ موردنياز را ذخيره‌ مى‌كرده‌اند (همو، 82 -83).

پيشينة تاريخى‌:

قدمت‌ بجستان‌ همچون‌ گناباد احتمالاً به‌ دورة هخامنشى‌ مى‌رسد (همو، 49). در تُرفان‌ (چين‌) كتيبه‌اي‌ به‌ زبان‌ و خط پهلوي‌ كشف‌ شده‌ كه‌ از وجود شخصيتى‌ تاريخى‌ با نام‌ «مهر» ياد كرده‌، و محل‌ درگذشت‌ او را بجستان‌ آورده‌ است‌ (برزگر، 50). در قرون‌ اولية اسلامى‌ بجستان‌ مانند گناباد ضميمة ولايت‌ قهستان‌، و مدتى‌ ضميمة نيشابور و گاهى‌ از توابع‌ هرات‌ شمرده‌ مى‌شد (مجتبوي‌، 50). ياقوت‌ بجستان‌ را از قراي‌ نيشابور دانسته‌ است‌ (1/497).
حافظ ابرو در قرن‌ 9ق‌ از بجستان‌ به‌ عنوان‌ ناحيه‌اي‌ «مختصر» مشتمل‌ بر 3 قريه‌ با نامهاي‌ زين‌آباد، مارندز، يونسى‌، و 20 مزرعه‌ نام‌ برده‌، و آن‌ را از نواحى‌ هرات‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (2/44). ظاهراً لشكريان‌ تيمور در مسير حركت‌ به‌ خراسان‌ از بجستان‌ گذشته‌اند (مجتبوي‌، 118، 168-169). اين‌ شهر در عهد صفويه‌ نيز در معرض‌ تاخت‌ و تاز ازبكان‌ بود (همو، 118). بجستان‌ در 1289ق‌/1872م‌ قحطى‌ شديدي‌ را به‌ خود ديد كه‌ باعث‌ مرگ‌ و مير و مهاجرت‌ گروههايى‌ از اين‌ ناحيه‌ گرديد ( مشهد، همانجا).


آثار باستانى‌:

در حاشية شرقى‌ گورستان‌ شهر، مسجدي‌ واقع‌ است‌ كه‌ اهالى‌ به‌ اين‌ محوطه‌، صُنعه‌ يا صمعه‌ مزار مى‌گويند كه‌ با توجه‌ به‌ نوع‌ استفاده‌ از آن‌ بايد همان‌ صومعه‌ يا معبد باشد و گمان‌ مى‌رود كه‌ اين‌ مكان‌ در دورانهاي‌ پيشين‌ پرستشگاه‌ مهر بوده‌ است‌ (مجتبوي‌، 159).

قلعه‌ دختر بجستان‌ يا قلعة گرد كوه‌ بر فراز قله‌اي‌ منفرد و رفيع‌ در 5 كيلومتري‌ جنوب‌ غربى‌ قرية مزار در كوهستانى‌ به‌ همين‌ نام‌ (نام‌ محلى‌ آن‌ گُركو) قرار دارد كه‌ اصل‌ آن‌ از دورة ساسانى‌ و يا پيش‌ از آن‌ است‌ و در اواخر سدة 5ق‌ به‌ تصرف‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ درآمد و در سدة 7ق‌ توسط هولاكوخان‌ مغول‌ ويران‌ شد (پورابراهيم‌، 247-250). اين‌ قلعه‌ مانند ديگر قلعه‌ دخترهاي‌ ايران‌ نام‌ خود را از ايزد اناهيتا گرفته‌ است‌ (مجتبوي‌، 137).


مهم‌ترين‌ اثر تاريخى‌ بجستان‌ مسجد جامع‌ بزرگ‌ شهر است‌ كه‌ در زمان‌ ميرزا شاهرخ‌ پسر امير تيمور و توسط محمد بن‌ فخرالدين‌ بجستانى‌ بنا شده‌ است‌ (تابنده‌، 54، 175). اين‌ مسجد دو ايوانى‌ در زمان‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ (1024ق‌) و اخيراً در 1372ش‌ مرمت‌ شده‌ است‌ (همو، 54؛ مجتبوي‌، 157). آثار قلعة قديمى‌ شهر نيز در حسينية حاجيه‌ ديده‌ مى‌شود (نك: تابنده‌، 177). در زين‌آباد و يونسى‌ كاروانسراهايى‌ وجود دارد كه‌ به‌ رباط شاه‌ عباس‌ معروفند (مجتبوي‌، 162؛ برزگر، 78). همچنين‌ مى‌توان‌ به‌ پل‌ يونسى‌ كه‌ با 9 چشمه‌ بر روي‌ رودخانة كال‌شور قرار گرفته‌، و از آثار دورة صفوي‌ است‌، اشاره‌ كرد (مجتبوي‌، همانجا؛ تابنده‌، 181).


مآخذ:

برزگر، على‌، گذر سرزمين‌ ايزد، تهران‌، 1370ش‌؛ بهرامى‌، تقى‌، جغرافياي‌ كشاورزي‌ ايران‌، تهران‌، 1333ش‌؛ پورابراهيم‌، حسين‌، جغرافياي‌ گناباد، گناباد، 1371ش‌؛ تابنده‌، سلطان‌ حسين‌، تاريخ‌ و جغرافى‌ گناباد، تهران‌، 1348ش‌؛ حافظ ابرو، عبدالله‌، تاريخ‌، به‌ كوشش‌ درتئا كراوولسكى‌، ويسبادن‌، 1982م‌؛ سرشماري‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (1375ش‌)، نتايج‌ تفصيلى‌، استان‌ خراسان‌، تهران‌، 1376ش‌؛ سازمان‌ تقسيمات‌ كشوري‌ جمهوري‌ اسلامى‌ ايران‌، وزارت‌ كشور، تهران‌، 1376ش‌؛ كيهان‌، مسعود، جغرافياي‌ مفصل‌ ايران‌، تهران‌، 1311ش‌؛ مجتبوي‌، حسين‌، جغرافياي‌ تاريخى‌ گناباد، مشهد، 1374ش‌؛ ياقوت‌، بلدان‌؛ نيز:
Meshed and Northeastern Iran, ed. L. W. Adamec, Graz, 1981.
ابوالحسن‌ مبيّن‌

ادامه دارد....

ادامه نوشته