جشنواره ی شیره پزی انگور مزار

هشت مهر امسال نخستین جشنواره ی آئین سنّتی شیره پزی انگور، روستای هدف گردشگری مزار ثبت شده در فهرست میراث معنوی کشور خراسان رضوی، شهرستان بجستان ، روستای تاریخی مزار برگزار گردید.

هر ساله با رسیدن پاییز و فصل برداشت انگور، روستای مزار، به‌ویژه بافت تاریخی روستا، میزبان آیینی کهن و شیرین به نام شیره‌پزی خواهد شد؛ آیینی که نه‌تنها بازتاب فرهنگ و اقتصاد محلی است، بلکه در دل خود خاطره‌ها، مهارت‌ها و همدلی‌های نسل‌های مختلف را زنده می‌کند.

شیره‌پزی در مزار تنها یک فرآیند تولیدی نیست؛ یک جشن زندگی است. از سحرگاه، زنان و مردان روستا گرد هم می‌آیند تا خوشه‌های انگور که زمانی و قبل از خشکسالی‌ها از مرغوب‌ترین انگورهای منطقه به شمار می‌رود، از تاک جدا کرده و به چرق؛ حوضچه‌ای سنتی که از آنجا نخستین مرحله‌ی پخت آغاز می‌شود ، برسانند.

برنامه های جنبی جشنواره

بازدید از دیدنی های روستای تاریخی مزار

بازدید از غرفه های صنایع دستی ومحصولات غذایی و محلی در حاشیه ی جشنواره

مسابقه ی پخت غذاها و نوشیدنی ها بامحوریت شیره ی انگور ویژه ی بانوان

شعر و موسیقی محلی

تقدیر

و...

شیره پزی انگور ریشه در فرهنگ و تاریخ کهن روستای مزار بجستان دارد این روستا با قدمتی دیرینه در کشاورزی و تولید محصولات باغی یکی از مراکز مهم کشت انگور در منطقه است و شیره‌پزی انگور، به‌عنوان یکی از سنت‌های بومی روستای مزار از سده های گذشته به عنوان یک هنر و صنعت دستی در میان اهالی جایگاه ویژه‌ای دارد.

خداقوت به دست اندرکاران

شعر شیره پزان

باز، آمد زمان شیره‌پزان
در مه مهر و فصل پاییزان

باز آن خاطرات « چورخانه»
مهر و زیباییای جانانه

«چروق» و «دِگ» و «قزقن» و «پرخو»
باز بی‌خوابیای نیمه ی شو

ادامه

ادامه نوشته

ماه نوروز

ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی

از این باد آر مدد خواهی چراغ دل برافروزی

به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی

به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی

نوروز باستانی نزد ایرانیان جلوه ویژه‌ای دارد ومردمان هر منطقه قرنهاست که با آداب و رسوم خاص خود آن را جشن می‌گیرند.
اهالی با صفای دیار بجستان به این ماه اصطلاحاً ماه نوروز می‌گویند.

برخی آداب و رسوم ماه نوروز در روستا

خانه تکانی قبل عید نوروز
کاشتن سرسبزی (سرسوزی)
درست کردن آجیل عید ، تف دادن دانه و هسته ها ، تهیه نان و کلوچه نوروزی و شیرینی های سنتی و قطاب و...
چیدن سفره هفت سین
پلو خوری و درست کردن غذاهای محلی
خرید لباس و کفش نو
مسافرت های سیاحتی زیارتی
حنا بندان وخضاب
سمنو پزی
تهیه انواع آش ها با سبزیجات بهاره
کف بیخ زنی

تهیه قروت وآوقروت و...
سر زدن به قبور مردگان و فاتحه خوانی در روز اول عید
کدورت زدایی و پرداخت دین وقرض
نظافت و لباس تمیز
مراسم علفه و رفتن به طبیعت

گرفتن و دادن عیدی
چراغو و دید وبازدید
سیزده بدر

بازیها و مسابقات محلی و ورزشی
جشن نوروزگاه (که امسال به همت مسئولان و مردم روستا برگزار شد)

و....

برآمد باد صبح و بوی نوروز

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال

همایون بادت این روز و همه روز

برنامه های پیشنهادی جهت نوروزگاه مزار و ۱۲فروردین ، روز روستای مزار:

۱_برگزاری جشن ، موسیقی سنتی ، چوب بازی و...
۲_پذیرایی شربت ، دوغ و دمنوش های محلی و...
۳_بازارچه محلی ، عرضه و فروش محصولات و صنایع دستی ، معرفی سوغات و...
۳_ شعر خوانی و معرفی روستا وجاذبه ها وبیان آداب و رسوم قدیمی

۴_تقدیر از نخبگان ، معرفی و تشویق زحمت کشان روستا،خیرین و...
۵_گزارش دهی مسئولین روستا و بیان مشکلات و نیاز مندی ها
۶_بازی های بومی محلی ، مسابقات ورزشی (مثل طناب کشی ، سه پایه ، مچ اندازی ، بازی تنه یا خروس جنگی، بیل دندون ،کلاه پرنک، تیراندازی و...
۷_نمایشگاه عکس های قدیمی ، اسناد و طبیعت روستا
۸_دعوت از مسئولین وشهرستان و انتقال کمبودها

۹ـمسابقه ونمایش آشپزی و غذاهای محلی

۱۰ـ تئاتر خیابانی وشیرین کاری اهالی

۱۱- میز سلامت و خدمات درمانی

۱۲ـنمایش کاردستی و ابتکارات دانش آموزان

۱۳ـقرعه کشی حاضرین و جایزه

برنامه های جنبی

1_همایش مزار شناسی ، مقالات و نشست های تخصصی در شب جشنواره
2_نمایشگاه کتاب و نویسندگان روستا ، معرفی و عرضه
3_شب شعر ، معرفی لغات و ضرب المثل ها و....
4_درختکاری و نظافت عمومی روستا
5_ضبط تاریخ شفاهی
6_پخش مستند های مربوط به روستا
7_فعالیت در فضای مجازی و اطلاع رسانی

و....

عید است ولی بدون او غم داریم / عاشق شده ایم و عشق را کم داریم

ای کاش که این عید ظهورش برسد / اینگونه هزار عید با هم داریم

اللهم عجل لولیک الفرج

سال نو مبارک

ادامه نوشته

ماه مبارک رمضان در روستا

بسم الله الرحمن الرحیم


شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْهُ وَ مَنْ کانَ مَریضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِنْ أَیَّامٍ أُخَرَ یُریدُ اللَّهُ بِکُمُ الْیُسْرَ وَ لا یُریدُ بِکُمُ الْعُسْرَ وَ لِتُکْمِلُوا الْعِدَّهَ وَ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداکُمْ وَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ .
ماه رمضان [همان ماه‏] است که در آن، قرآن فرو فرستاده شده است، [کتابى‏] که مردم را راهبر، و [متضمّن‏] دلایل آشکار هدایت، و [میزان‏] تشخیص حق از باطل است.

پس هر کس از شما این ماه را درک کند باید آن را روزه بدارد، و کسى که بیمار یا در سفر است [باید به شماره آن،] تعدادى از روزهاى دیگر [را روزه بدارد].

خدا براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد تا شماره [مقرر] را تکمیل کنید و خدا را به پاس آنکه رهنمونیتان کرده است به بزرگى بستایید، و باشد که شکرگزارى کنید.

كاش در اين رمضان لايق ديدار شــــوم/سحري با نظر لطف تو بيــــدار شـــــوم

كاش منت بگذاري بر سر من مهدي جان/تا كه هم‌ سفره تو لحظه افطار شـــــوم.


ماه مبارك رمضان در نقاط مختلف كشور و از جمله استان خراسان رضوي با آداب و رسوم خاصي همراه است، رسومي كه در برخي موارد گذشت سده ها و ساليان بسيار نتوانسته آنها را دستخوش تغيير كند.
مردم مومن و خداجوي روستای مزار و شهرستان بجستان با رسومی زیبا به استقبال ماه رمضان رفته و اين ماه پر فضيلت را سپري مي كنند.

برخی از آداب و رسوم

۱_نظافت مساجد و روزه پیشواز و پختن نان و کلوچه محلی

۲_پیداکردن ماه در روزهای آخر ماه شعبان و استهلال

۳_جار زدن شب اول ماه مبارک و بیان اشعار خاص ورودیه

۴_سنت سحری و شب خوانی و اعلان عمومی با طبل یا اشعار خاص و مناجات سحر

۵_روزه داری و تشویق کودکان به روزه های کوتاه مدت

۶_مجالس شبانه مساجد ، (سخنرانی و روضه و ...)

۷_دوره قرآن و جز خوانی هرروزه

۸_مراسم مخصوص شب‌های قدر در مسجد(نماز ، نماز قضا ، افطار ، دعای جوشن کبیر ، سخنرانی و مرثیه ، قرآن به سر و...)

۹_مراسمات روز عید فطر (نماز عید ، زکات فطریه ، دیدار اموات ، بازدید بزرگان و اقوام ، رفتن به طبیعت و...)

ادامه نوشته

محرم در روستای مزار

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ (اَبَداً) ما بَقیتُ وَ بَقِىَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

سلام بر تو اى ابا عبداللّه و بر روانهائى که فرود آمدند به آستانت ، بر تو از جانب من سلام خدا باد همیشه تا من زنده ام و برپا است شب و روز و قرار ندهد این زیارت را خداوند آخرین بار زیارت من از شما

*- اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

سلام بر حسین و بر على بن الحسین و بر فرزندان حسین و بر اصحاب و یاران حسین

کلیات مراسم محرم در روستا

۱_تکیه بستن و سیاه پوش کردن حسینیه و مسجد و روستا
۲_جار زنی آغاز ماه محرم با خواندن چاووشی در شب اول
۳_مراسمات سخنرانی و مداحی و روضه در محل حسینیه و مجالس خانگی
۴_مراسم خرج دادن و اطعام عزاداران حسینی در طول دهه
۵_مراسم علم بستن همراه با خواندن اشعار مخصوص در صبح ششم و هفتم محرم
۶_ حضور هیات زنجیر زنی و دسته عزا در کوچه ها
۷_مراسم حسن و حسین و حیدر حیدر در شب هشتم و نهم و دهم
۸_مراسم سرخاکا ، حضور علم‌ها و هیات بر سر مزار اموات و پیر روستا و شهدا و نو رفته ها و علمدار درعصر روز هفتم و عاشورا
۹_مراسم صبح روسیاه در قبل از نماز صبح روز عاشورا با خواندن اشعار مخصوص در محل مسجد
۱۰_مراسم زیارت عاشورا خوانی زیر آسمان و در مجاورت مزار شهدای روستا در صبح روز عاشورا
۱۱_مراسم مقتل خوانی و علم فرود آوردن عصر عاشورا
۱۲_مراسم تعزیه و شبیه خوانی که متاسفانه الان برگزار نمیشه
۱۳_مراسم شام غریبان ، حضور بر مزار اموات ، و مراسم شب در حسینیه و شمع روشنی در کوچه ها

آشنایی با آداب و رسوم روستای مزار و جنوب خراسان

تعریف اداب و رسوم :

آداب و رسوم شامل شیوه های زندگی ، عادات و رسوم خاص یک ملت ، مردم و یا یک جماعت می شود. آداب و رسوم همچنین دارای ابعاد الزام و رضای عمومی شرکت کنندگان در حیات اجتماعی نیز هست.
از دیدگاه جامعه شناسی ، آداب و رسوم رایج را می توان چنین تعریف کرد:
۱. مدل های اساسی و مهم رفتار که افراد به اجبار در یک محیط اجتماعی می پذیرند.
۲. مجموع رفتارهائی که به صورت عادت در آمده اند و افراد متعلق به یک طبقه به انجام می رسانند و جامعه نیز در ترتیب ارزش های او ، برای آنان معنائی نهان قائی است. تخطی در رعایت آداب و رسوم رایج ، تقبیح افکار عمومی و در مواردی ، تعقیب افراد را با استناد به قوانین مدنی ، موجب می شود.

می‌توان مراسم آیینی را نوع خاصی از گفتار و اعمال منظم دانست که از آموزه‌های دینی و ماورایی سرچشمه گرفته و یا برای بیان احساسات دینی و مذهبی به کار گرفته می‌شود و به دلیل قدمت زیادی که دارند در بیشتر موارد با سنت و تاریخ مردمان یک منطقه پیوند خورده‌اند و جزئی از فرهنگ روزانه و انکارناپذیر مردم شده‌اند.

فرهنگ مردم خراسان پر است از آداب و رسوم، باورها و آیینهایی که ریشه در این سرزمین دارد .
این آداب و رسوم به چند بخش اصلی تقسیم میشود،
۱_آداب رسوم مراسمات مذهبی و آیینی مثل محرم و ماه رمضان و اعیاد و ...
۲_آداب و سوم مراسمات ملی مثل نوروز و یلدا و...

آیین های مختلف باران خواهی نمونه ای از آن است.

۱_نماز و دعای طلب باران در زیر آسمان بعد از سه روز روزه یکی از رسومی است که نه تنها در خراسان بلکه در تمامی کشور و حتی خارج از کشور برای درخواست باران برگزار می شود.

۲-همچنین پختن آش محلی و بلغور جهت آمدن باران

۳_شعر خوانی کودکانه با حمل عروسک بر در منازل جمع آوری کمک و صدقه ،
چولزقک عروسکی چوبی به شکل «بعلاوه» بوده که بر آن لباس می پوشانده و بچه ها به طور دسته جمعی می خوانده اند:

چولزقک بارون کن/ بارون بی پایون کن/
گندم به زیر خاکه/ از توشنگی هلاکه/
گل های سرخ لاله/ از توشنگی مناله/

۴_آتیش دادن کله الاغ

بعضی از باورها و خرافات

باورهای عامیانه :

1- اگر استکان ها ردیف شوند ، قند در داخل استکان چای بیفتد و یا کف پای فردی بخارد برایش مهمان می آید .

2- موقع رفتن به سفر نباید از درب خانه به عقب برگشت .

3- اگر فردی الاغی در خواب ببیند برایش خبر می آید.

4- کلاغی که آواز می خواندcenter آنرا بد یمن می دانند.

5- گردش پروانه به دور چراغ را روح مرده می دانند.

6- آب ریختن به پشت سر مسافر را بدان معنا می دانند که زود برگردد.

7- برای جلو گیری از چشم زخم دعا و مهره سبز به افراد می بندند.

8 – بر بالای درب ورودی برخی از منازل اسپند یا پوست تخم مرغ آویزان می کنند.

9- اگر کسی بدون تقاضا آبی به برسد می گوید آب نطلبیده مراد است و به آرزویت خواهی رسید.

10- اگر کودکی مرتباً انگشت خود را بمکد و یا با آن بازی کند می گویند برادر یا خواهر دیگری می خواهد

11- مسافرت پیش از شبهای برات را خوش یمن نمی دانند .

12- سوت زدن با دهان را به معنای صدا زدن شیطان می دانند.

13- اگر مورچه های پردار بصورت دستجمعی از لانه خود بیرون بیایند باران خواهد آمد .

14- اگر در شب عروسی باران ببارد رزق و روزی عروس و داماد فراوان می شود .

15- اگر عنکبوت به سرعت تار ببندد نشانه دگرگونی هواست.

16- اگر در تابستان زیاد باد باشد در زمستان باران بیشتری خواهد آمد.

17- موی سر نوزاد را که برای اولین بار اصلاح می کنند باید هم وزن آن پول و یا نقره بدهند.

باورهاي عاميانه در باره ازدواج

- وقتي داماد به داخل اتاق عروس مي آيد معتقدند كه هركدام زودترپاي ديگري را لگد كند درطول زندگي حرفش برديگري رجحان خواهد داشت.
- جلوي پاي عروس وداماد گوسفند قرباني مي كنند وازخون آن به كف پاي يا كفش عروس يا داماد مي مالند تا خوشبخت شوند.
- درگذشته وقتي عروس وداماد را به حجله مي بردند، دست راست وپاي راست داماد را مي شستند وآب آن را به نيت سفيد بختي برسردرمنزل يا چهارگوشه خانه مي پاشيدند.
- پوشيدن لباس سياه را درمراسم عروسي نشانه دشمني وبديمني مي دانند.

باورهاي عاميانه در باره زایمان

- براين باورند كه تا روزدهم زائو نبايد تنها بماند.
– وقتي ناف بچه مي افتد آنرا درسردر خانه مي گذارند تا به اصطلاح بچه «ناف د سردر» باشد يعني روزي داشته باشد وهروقت سفره پهن شد وارد شود.
- اگرموقع زايمان پسربچه ختنه كرده متولد شود بايد مؤذن اذان دهد.
- بستن دعا به بازوي زن زائو وقرباني كردن گوسفند به هنگام زايمان رايج است.
- برخي براين باورند كه اگربچه دوپايش را روي هم مي گذارد يعني چل دارد.
– دربرخي نقاط نزد آخوند روستا رفته تا دعايي بنويسد ودعا را درآب انداخته، آب آن را به زن زائو مي دهند.

یلدا تشکیل شده از چله ی بزرگ و چله ی کوچک.چله ی بزرگ از آغاز دی ماه است تا دهم بهمن که چهل روز تمام ادامه می یابد. چله ی کوچک از دهم بهمن ماه است تا بیستم اسپند و از آن جهت چله ی کوچک گویند که از شدت سرما کاسته می شود.

یلدا برابر است با شب نخست جدی و شب هفتم دی ماه جلالی و شب بیست ویکم دسامبر.

شب یلدا،چون طولانی ترین شب سال است ،نزد ایرانیان نحس شمرده می شود.جهت رفع این نحوست،آتش می افروختند،گرد هم جمع می شدند،خوان ویژه می گستردند و هرآنچه میوه ی تازه ی فصل ومیوه های خشک داشتند،در سفره می نهادند.این سفره جنبه ی دینی داشت و مقدس بود.از ایزد خورشید و روشنایی، برکت می طلبیدند تا زمستان را به خوبی و خوشی به سر آورند. میوه های تازه و خشک و چیزهای دیگر در سفره،تمثیلی از آن بود که بهار و تابستانی پربرکت در پیش داشته باشند. تمام شب را با بیدار ماندن و روشن کردن آتش در کنار یکدیگر می گذراندند تا به خورشید یاری دهند که دوباره متولد شود و اهریمن فرصت دژخویی و تباهی نیابد.

اداب و رسوم عید نوروز

نوروز بزرگ‌ترين جشن ملى ايرانيان است. کهن‌ترين جشنى که از آغاز سال را دربرمى‌گيرد. جشن رستاخيز طبيعت و تجديد زندگى است. جشن حرکت و جنبش و تکاپو و کار است. جشن طبيعت است. عيد نوروز و گرامى بودن آن نزد ايرانيان بسيار قديمى و کهن است چنانچه پيدايش آن را به جمشيد نسبت داده‌اند. جشن آغاز سال و تجديد زمان و تجديد حيات و آفرينش است که برگزار مى‌شود.

مراسم و آدابى که روزهاى پيش از جشن نوروز و مهرگان و روزهاى پس از آن انجام مى‌گرديد افروختن آتش براى راندن ارواح خبيثه و شياطين و نيز دود کردن اسفند و کندور و صمغ و گياهان ويژه براى استمرار سلامتى و تندرستى بوده‌اند.

يکى از مراسم سال نو که در آخرين روزهاى سال انجام مى‌شد يادکرد از مردگان و بزرگداشت ارواح درگذشتگان و اهداى نذور و صدقات و خيرات براى آنان است و بلافاصله در نخستين روز بهار مراسم سور و سرور و شادى و جشن آغاز مى‌شد.
هفت سين به موجب شمارش هفت امشاسپندان (فرشتگان) در خوان نوروزى قرار مى‌گيرد.
به طور کلى کسى که وارد خانه مى‌شود بايد خوشقدم باشد و بگويد: صد سال به اين سال‌ها برسيد. در صورتى که خود صاحبخانه خوشقدم باشد، بايد از در خانه بيرون برود و برگردد. هر کسى در اين روز شادى و خرمى بکند تا سال ديگر به او خوش خواهد گذشت.

قرآن و آداب و رسوم ايرانيان

با ظهوراسلام و ورود قرآن کريم در جامعه ي ايراني و حضور آن در زندگي مردم، بسياري از رسم ها و آداب ايراني، رنگ و بوي قرآني به خود گرفتند. قرآن کريم، تأثيرات شگرفي را در اين وادي از خود بر جاي گذاشته است. اين کتاب آسماني، بسياري از آداب و رسوم آن جامعه را به صورت بنيادي، تغيير داده و برخي از سنت ها را تعديل کرده است.
تأثير قرآن بر فرهنگ عامه ي ايران را مي توان در زمينه هاي متفاوتي چون آيين ها، سنت ها، معاشرت ها، داد و ستدها، مثل ها و متل ها، دعاها و نفرين ها و سوگندها و… جستجو و بررسي کرد.

ویژگی‌های مراسم آیینی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. در انجام دادن هریک از این مراسم ها، تن انسان و اشیا، با مهارت و استادی خاصی به کار گرفته می‌شود، مانند : سینه زنی، نخل گردانی، زنجیر زنی.
۲. مردم در طول مراسم، «بر هم کنش» یا تاثیر متقابل دارند و این گونه مراسم‌ها اغلب، باعث تشدید این برهم کنش‌ها می‌شود.
۳. در هر رسم غالبا اشیاء مختلفی به کار برده می‌شوند که معمولا جنبه نمادین دارند و گاه تمام مراسم، حول همان عنصر نمادین می‌چرخد، مانند: صلیب، علم و نخل.
۴. ادبیاتی که در مراسم آیینی به کار گرفته می‌شود، معمولا از نوع خاص بوده و با ادبیات رسمی مردم متفاوت است.
۵. مراسم آیینی غالبا با زمان و مکان خاص ارتباط و پیوند دارد، مانند: محرم، کریسمس، عید پاک.
۶. تحذیر و اجتناب، از عناصر رایج مراسم آیینی است، به طوری که مردم به هنگام اجرای این گونه مراسم ها، از اعمال و گفتار خاصی دوری می‌کنند و به اشیاء خاصی تمسک می‌جویند. این گونه پرهیزها و اجتناب ها، مفهوم و موقعیت مراسم را تشدید می‌کند و بدان حالت تقدس بیشتری می‌بخشد، مثل : ترک شیرینی و جشن و موسیقی و... در ایام تاسوعا و عاشورا و شب‌های قدر.
۷. موضوعات غیرتجربی و موجودات فوق طبیعی، زمینه بسیاری از این مراسم‌ها را تشکیل می‌دهند. این که این موضوعات و موجودات، نمادهای خدا پنداشته می‌شوند یا موضوعاتی هستند که در پس آنها حقیقت و واقعیتی نهفته است، به نقش اصلی آنها در گرایش دادن احساسات و عواطف شرکت کنندگان، به ماورایی بودن مراسم و حضورشان در محضر خداوند و نظارت روح‌های مقدس و متعالی بر می‌گردد. با این حال، مراسم، ممکن است ظاهری کاملا دنیوی داشته باشد، مثل مراسم شب برات، که با پختن و خیرکردن حلوا و حضور بر مزار مردگان در شب جمعه آخر سال شمسی، همراه است.

فرهنگ نذری دادن، فرهنگ عجیب و غریبی نیست که صرفا در میان ایرانیان متداول باشد. در میان پیروان سایز مذاهب مثل مسیحیان نیز فرهنگ نذری دادن، دیده می‌شود. حالا شاید اسم دیگری را بر روی آن قرار می‌دهند. به هر حال، یکی از فرهنگ‌های جالب و نیکو در میان اقوام ایرانی، فرهنگ نذری دادن است.

نذری در واقع یک غذا یا نوشیدنی به صورت شربت یا خرما یا شیرینی یا هر نوع غذایی است که ایرانیان در مراسم مذهبی طبخ کرده و آن را به صورت رایگان در میان شمار زیادی از مردم توزیع می‌کنند. چه دریافت کننده نذری، آشنا باشد چه آشنا نباشد. چه دارا باشد، چه نباشد. چه فقیر باشد، چه ثروتمند باشد. چه مسلمان باشد، چه مسلمان نباشد. چه مسیحی باشد، چه اصلا هیچ دین و مذهبی نداشته باشد.
حنا گذاشتن

از دیگر رسوم جالب و شاید عجیب و غریب از دید عده‌ای، فرهنگ حنا گذاشتن باشد. از رسوم عجیبی است که شاید این روزها کم‌تر آن را ببینیم. البته در مراسمی به نام حنابندان رایج است. بر اساس این رسم، خانواده و آشنایان آقاداماد یا شاه‌داماد، همراه با سینی بزرگ مسی که به صورت زیبایی تزیین شده است، به منزل عروس رفته و پس از رقص و پایکوبی، مقداری از حنا را در کف دست همدیگر قرار می‌دهند. سپس دست یکدیگر را می‌گیرند.

گاها هم سینی تزیین شده با کله قند و میوه و نقل و شیرینی را تحویل می‌دهند و تمام.

دود دادن اسپند

خواه اول سال باشد خواه آخر سال، خواه اول ماه باشد خواه آخر ماه، خواه مهمان عزیزی داشته باشید خواه نداشته باشید. فرهنگ اسپند دود کردن، بخشی از فرهنگ عجیب ما ایرانی ها است. معتقدیم که چشم بد را دور می‌کند. حال چشم بد دقیقا چیست و نظر علم درباره چشم بد و چشم خوب چیست، بماند...باور و اعتقادی است که ایرانیان به خصوص مادران دارند تا فرزندان دلبند آن‌ها چشم نخورد. اسپند، گیاه بومی آسیایی است و خواص درمانی دارد و در طب سنتی به آن تاکید شده است.

نوروز در روستای مزار

نوروز نزد ایرانیان جلوه ویژه‌ای دارد ومردمان هر منطقه قرنهاست که با آداب و رسوم خاص خود آن را جشن می‌گیرند.
مردمان قدیم بر خلاف جوانان امروز این آداب و رسوم کهن را گرامی داشته و در حفظ و بهتر برگزار کردن آن تلاش فراوان داشتند.

اهالی با صفای دیار بجستان و روستای مزاربه این ماه اصطلاحاً ، ماه نوروز می‌گویند.


دید و بازدید ، رفتن به طبیعت ،زیارت اموات ،دادن عیدی ،شیرینی و کلوچه و نان پزان، کدورت‌زدایی، پرداخت دین، خانه تکانی سال نو و آماده کردن آجیل شب عید مانند کشمش، عناب، نقل، پخته و ... و تفت دادن یا شور کردن تخمه و پسته و ... از مراسم مرسوم در این ایام است که با شور خاصی انجام می‌شود.

کاشتن سرسبزی (سرسوزی)

یکی از آیین‌های پا بر جا در ایام عید است که حدود یک ماه مانده به عید در ظرف‌های کوچک یا بزرگ مقداری جو، گندم، عدس یا ماش می‌کارند تا روز عید سر سبز باشد.برخی نیز روی جداره‌های کوزه‌های سفالی سر سبزی‌های بسیار زیبا و دلربایی به وجود می‌آورند

پلو خوری و درست کردن غذاها و آش های محلی

اهالی در قدیم اعتقاد داشتند که شام شب عید به هر قیمت که شده باید پلو باشد. فقیر و ثروتمند خود را مقید به تهیه و پختن پلو در شب عید می‌دانستند. این هم از رسومی است که امروزی‌ها شاید با شنیدنش به تعجب و خنده وا داشته شوند چرا که بسیاری در قدیم‌الایام استطاعت تهیه پلو و حتی نان گندم را برای یک هفته هم نداشته‌اند چه رسد برای همه سال و تنها نوروز به نوروز، آن هم با کلی سختی و مشقت چشمشان به پلو می‌افتاده است.

حنا بندان

یکی دیگر از مراسم مردم این سرزمین است که درگذشته و در مواقع مختلف از جمله نوروز انجام می‌شده است. هنوز هم گروهی از مردم به ویژه بزرگسالان با آمدن عید نوروز با رنگ کردن موهای سر و انگشتان خود با حنا به استقبال نوروز می‌روند.
سمنو پزی
نزدیکی‌های عید آردها را خمیر و با انواع ادویه مثل زردچوبه، دارچین و سیاه دانه و کراویه مخلوط می‌کردند. با آماده شدن آرد آن را به صورت گرده‌های کوچک یا بزرگ درآورده، در دیگچه‌های مسی به نام (قلف) گذاشته روی اجاق پر از آتش می‌گذاشتند و روی قلف‌ها را نیز با آتش می‌پوشاندند و پس از آماده شدن آنها را به تکه‌های مناسب تقسیم و به همراه آجیل از میهمانان نوروزی پذیرایی می‌کردند.


خانه تکانی عید نوروز
خانه تکانی یا رفت و روب یکی دو هفته پیش از عید خانه تکانی یا رفت و روب انجام می‌گیرد و مجدداً اثاثیه را جابه‌جا می‌کنند و گرد‌گیری می‌کنند و دوباره آنها را می‌چینند.

خرید لباس عید نوروز
خرید لباس عید از یکی دو ماه به نوروز مانده مردمان بیرجند به بازار می‌روند و لباس عیدشان را می‌خرند،

نان و کلوچه نوروزی
پختن نان و کلوچه و قطاب محلی در شب سال تحویل نیز از واجبات سفره مردم این مناطق بود. آنها نان و کلوچه را هنگام شروع سال نو در سفره می گذاشتند و معتقد بودند صبح روزعید، بی بی نوروز از سفره آنها بازدید می کند و هر کس نان و کلوچه در سفره اش داشته باشد در طول سال برکت روانه خانه و زندگی اش می شود.

سبزه گره زدن: رسم باز شدن بخت با گره زدن سبزه در روز سیزده بدر هم که بیشتر مردم با آن آشنا هستند، رواج دارد و دختران دم بخت در این روز با گره زدن سبزه، نیت می کنند تا بختشان در سال جدید باز شود و مردم در این روز به مزاح می خوانند: سیزده به در، سال دگر، خانه شوهر!

سر زدن به قبور مردگان


یکی از آیین هایی که همواره در بین اقوام ایرانی رایج بوده، رفتن به قبور مردگان در آخرین جمعه سال و دادن هدایایی به صورت خیرات به روح درگذشتگان بوده است. این مراسم ریشه در آیین های باستانی دارد که مردم بر این باورند که در این روز، روح مردگان در روزهای پایانی سال وارد خانه ها می شود.

نظافت و لباس تمیز

یکی دیگر از آداب عید نوروز پوشیدن لباس نو و تمیز است.نظافت و رعایت بهداشت و نیز پوشیدن لباس تمیز و استفاده از عطر و بوی خوش در صورت امکان از وظایف اخلاقی و اجتماعی نوروز است.


مراسم علفه

مراسم علفه یکی دیگر از آیین های سنتی پسندیده در خراسان است که یک روز قبل از سال تحویل برگزار می شود. در روز علفه که همان آخرین روز سال است، نوجوانان و جوانان به طبیعت و بقیه به مزار اموات یا به منزل کسانی که عزیزانشان را تازه از دست داده اند می روند و با بردن سمنو و سبزه، سالی به دور از غم برای آنها آرزو می کنند و با خواندن فاتحه نیز برای درگذشتگان طلب آمرزش می کنند.

تهیه سفره هفت سین


تهیه سفره هفت سین از دیگر آداب عید نوروز است.بزرگترین نماد آیین نوروز "هفت سین" ، است.
هفت سین عبارت است از سماق، سیر، سنجد، سمنو، سکه، سرکه، سبزی .
یکی از آداب عید نوروز، جمع شدن تمام افراد خانواده بر سر سفره عید در لحظه تحویل سال نو

موقع تحویل سال نو همه اهل خانه با لباس نو بر سر سفره می نشینند، مادر اسپند دود می کنند، یکی از بچه ها شمع روشن می کند، پدر قرآن و حافظ می خواند و …
دعای تحویل سال نو هم یکی دیگر از آداب عید نوروز است
افراد خانواده بعد از تحویل سال نو با هم روبوسی کرده و عید را به هم تبریک می گویند و برای هم سال خوب و پربرکتی را آرزو می کنند.
دید و بازدید و دادن عیدی
ایام عید فرصت مناسبی برای صله رحم و رسیدگی به وضع خویشان و بستگان است که این نیز یکی از نشانه های اخلاق و سنن مرضیه اسلامی و انسانی است.


چراغو


اقوام شب های نوروز دور همدیگر جمع می شوند و با به جای آوردن صله رحم و رسم مهمان نوازی، این شبها را به شبهای به یاد ماندنی تبدیل می کنند.


سیزده بدر


یکی دیگر از آداب عید نوروز اجرای مراسم سیزده بدراست و حضور در طبیعت است

🔸 آنان که در سنین میانسالی و کهنسالی هستند آداب و رسومی را که به مناسبت های گوناگون در طول سال و به ویژه در ایام نوروز در شهرها و مخصوصاً روستاها در گذشته انجام می‌شده به یاد دارند. اما چون اینگونه مراسم در جایی ثبت و ضبط نشده و جزء تاریخ شفاهی در محدوده های خاص جغرافیایی بوده است بسیاری از مردم همان ناحیه هم از آنها و فلسفه آن بی خبرند یک نمونه از این مراسم در روستای مزار بجستان در جنوب انجام می‌گرفته است.

🔸 محل برگزاری مراسم در نوروزگاه در مکانی به نام «عیدگاه» بود که در کنار مزار و قبرستان و جوی آب و درختان توت در ابتدای راه ورودی به روستا قرار داشت. در این مراسم خانم ها یکی از زنان شجاع و سرشناس را که بقیه از او حرف شنوی داشتند به عنوان سردار و سردسته برمی گزیدند. و هر روز از صبح تا عصر زنان و دختران و کودکان در مکان مذکور جمع می‌شدند و یکی از خانم ها که مهارت بیشتری در نواختن دایره داشت انتخاب می شد و رقص و پایکوبی و چوب بازی پیوسته ادامه داشت.


بازی‌های رایج نوروزی در قدیم

، گوگ هله،آراآرا، سرنو قزل خانم، سه پایه مولی، عمو زنجیر باف، استغو مهتاوک، مجول بازی، جوز آغالی ، الک دولک ، تخم مرغ بازی ، پیش پیش ، گرگم به هوا ،چوب بازی.و...


🔸 در فواصل چوب بازی گاهی آنها که دوبیتی و فریادی بلد بودند با لهجه محلی شعر می‌خواندند. برای ظهر از همان قطاب و کلمبه و کشمش و نخود که آورده بودند می خوردند و عصر که به خانه برمی گشتند برای شام غذای پختنی مثل آبگوشت و اشکنه و کله جوش و آش و غیره تهیه می کردند و معمولاً همان سر شب قبل از نماز مغرب و یا بعد از آن میل می کردند. البته غذای صبح آنها هم معمولا غذای پختنی مانند توکی و بلغمر بشیر و اشکنه قوت و غیره بود.

🔸 در این مراسم مردان و پسران بالغ حق رفت و آمد و یا حضور در نزدیکی عیدگاه نداشتند و اهالی محل هم که می‌خواستند به مزرعه و به صحرا بروند باید بدون توقف در عیدگاه از مسیر می گذشتند. اما مسافران و مردان غریبه برای ورود به روستا ممنوعیت داشتند و مجاز نبودند در زمانی که زنان و دختران در عیدگاه هستند وارد ده شوند بلکه باید روستا را دور زده از پایین ده وارد شوند.

بعضی چیزار نمشو فراموش کنی....


بعضی چیزار نمشو فراموش کنی....
اگرم خواهی ننتنی...
هرکه هم شی وبه هرجا هم شی ننتنی فرموش کنی....
یادیش بخیر وا یاد تو میایه یانه....
دوران قدیم وایام بچگی...
زندگی های پر خاطره...
ما و هزار ویک بمبول...



وایادتو هس از...

از مزار قدیم

از مراسمات مختلف ..از محرمای مزار وخالو حج احمد وهژبر دلیران و قاسم چه شد وحسن حسین و ای صبح روسیاه وعلم ور گیری وپیش خنی وپا منبری و کلملا و کلبحسن وحجه طالب وهمه پیرمردای اول صف
وسقووی وامیدوارم دستش به سینه اش اشنا شود و فارغ زهول محشر روز جزا شود و خیله از شعرای پر معنا وپیرمردای مندیل ورسر پر گریه وایبوی....

یادش بخیر شلوار وپیرهن علم وپرهن سیاه و زنجیر ونار د طوق زین وچرت پیرمردا د مسجد وصومعه وشیر گرم ودسته وردر وقبرستو وکوچه ها وتکیه بستن وکنده اشکستن ودود ودگ وچاووشی وسفره های داخل صومعه وسبزی جرف و دیدار قوم وخیشا وسر صدای زنا وقالیای دور حسینیه ومسجد و صدای بلندگو وبازین چه شورش است وهزار ویک نوحه ومقوم دگه ....

چه صفایی بو وایاد تس از ...

ماه رمضو وچراغو وقرو دوره وسحری وپش خنی علی شاطر واذون حجه احمد وحجه غلومعلی واکبری وبچه ملایی وابجد هوز وسبق وپی خوانی وترکه وپنجلحم و پنجقل وحسینیه قدیمی والف دو زبر ان ودو پیش اون دو زیر ان وسر خط و قلم نی ودوات ونامه و اگر خواهان احوال اینجانب باشید به دعاگویی مشغول می باشم و هزار ویک بمبول دگه ....


یادش بخیر ....

مگه فرموش مشوبازیای بچگیا وگوگ حله ها والک دولک و وسطی و پیش پیش وفوتبال تیم مزار و کوچه ته وکوچه بالا وتر وخوشک وبل و توپ پلاستیکی وکوش جیری و زخمای کله پا وزنگ ورزش لقد ور توپ وجنگ و دشموما د زمین پشت کازه خرمن وپشت نونوایی وپشت سیل بند وگاوداری ومدرسه وکارت بازی حضور در جام جهانی نه دور وتعداد سیلندر وادامس وسغیچ عکس دار وجایزه دار وشرنی بلس ویخمک وتوتاب وکیگ ونوشابه وکانادا ووالیبال شرطی و..

.چه حاله مدا . ..


یادش بخیر چه خاطرات داشتم با لاستیک موتور وقرقرنوک ورند چرخ و کازه خرمنا وجو منداز وکوچه ها و چرخ بیست وهشت وموتور ایژ وچبله های سد و غطه خوردن و قال چقوکای کلاته وجرف پلخمودگردن و تانک دروسکردن و پال پال کردن د کال و کارخانه ها د سیلبند و جیر سوخته و پلت پلت وبند راس کردن وکاله های مدرسه وچوشمه های کلاته وبهوواد وهمه ای تلاشامو یادیش بخیر ....


یاد تو میایه از شلپستیا وخنجلیکا وخلرای کله ی پاهااز کوشای جیری صدای گوک حلله وختک وا چو مچسپی. صدای چغوکای زندل کو وقتک قالاشو ور مگرفتم وصدای او د بلونا مخصوصا بلون سر بلونا و زوله کلاته وزو مجینگو وسبروق و صدای گریه بچه های که د مدرسه شفت مخوردن وصدای رعد وبرق و پی غر و کمون رستم وبوی کاه گل کوچه ها ونودونای حلبی گمبدای خاکی

وایاد توس از صدای بزغاله ها د کوچه ها نمششوم که ور مگشتان و مرفتان به خانه صحباشو یا صدای چرخای دوک ریسی یا دستوک دار قالی وحرفای پیرمردا د دم دروازه وگلرسو سفدقوت بافی با ترکه ارغووبیدمشک وخیله دگه از دست سازها....

وایاد تو میایه از صدای خرای بارکش وخاک کش وسرگی بوی کردناشو وعرعر کردناشو وخر غلت وجفتک ولوک لوک واوسار وپر دومبی وغلوم خر خر واسته فلس وگل گلیس و واسته امیر وصدای پتکا وصدای نقالاوشبیه خونا ومارگیرا وروضه خونای دوره گرد و غربتا وصدای اگزوز بی انباری وگاو وخروسای همسایه ها وصدای روضه های سر پیر و ....

یادیش بخیر از سرب او کردن و د قالب ریختن و مداد راس کردن وبه کوها رفتنا و پندرو جمع کردناو کلپوره و جارو ونونو ومچالق واکردنا واز چغوک وپلخمون جیرجرق وکفتر گیری و ماهیهای جرف و زو و چشمه های کلاته و زیر سنگ بهوواد وعلفه وسد وچنارو و سرکمر وپیازی وکش قاطر رو ودروازه سبروقو وتوتای کلاته قنبر وکتابای د دست ...یادش بخیر

وایاد تو هس از گیزدوم گرفتن د کازه خرمن وقال مونج وپندوک واشور کردن و کله پربادی و نونوکنی کازه ها وخلشنوک در کلاته گوزو وبرف بازی وگل مندو و پی تاوه وابنخلق ومجری وچو میاد وابریغ وگالش خلامه وسر اغال وحنا وکوته مور خلج وگازور و تکه والاه و زنگوله وشوچر وگرم چر و کیشمون جرف وکلاته و کازه های سد وکوز وسومب حجه جعفر و چوشمه خرسنگستو سه گوله های ته وبالا وخرسنگ گرگوه وقاشای پی کوه و پیوال وپتو ونسر وسه گوله ها وتک درهزاد وقاشای کالزاری وسرتخت محمد باقر وکازه ده سر پن سر وتک میدر واغال کم کریبوم والدستی وتک مشکوه وعبداللهی وقله چراغ بزنک وبند فرز وبند حیدر وسر کمر و وچوشمه شوخی وحجاباد و وعباس اقا وچایای ورراهیش و گماری و....

یادش بخیر چپک واشکنه واوجیج وباغ کولی وانگورای پرماهی...بوی کف شیره و ما و قابیامو که د دستامو بو ...کو آدمای قدیم کو چروق کووا کو سو وهیزوما وچراغ گورگوری وچرخانه حجه عبدللاهیا و دگ رگی واسته تف داینا وکف شیره ها وکنوا و....

یادش بخیر مدرسه ها و اقای منیری ومعلما وگوذری و فراش و دلشوره ی شو شنبه وسر صف و مشق
نگاه کردن وسوال پای تخته ونمره ها وکارنامه ودلتنگی بعد تعطیلات وخواب شیرین صبح شنبه وسر صف و شفتای خورده شیه و دهه فجر ومژدک بیست دوی بهمن وگروه سرود وتواشیح ومسابقات و کلاسای لق ودق ونمایشنامه وماس خوری وخر سواری وکلاه پرنک و از جلو نظام وشعار هفته وسوگند پرچم وجلسه اولیا مربیان وتغذیه و قلک کمک به جبهه وافغانیا وشیره وتریاک وگروگانگیری وانشا واملا و تابستان خود را چگونه گذراندید ودر اینده می خواهید چه کاره شوید ونقطه سر خط وجریمه ها وشلنگ وکلاغ پر وخودکار در بین انگشتا و قلم سر کردنا وشاگرد اولا وخنوکا وپلاس پوسا وروزنامه دیواری وشرشره و جایزه و....یادش بخیر ....

مزار قدیم و دم دروازه وخانه های غلومرضای موندگار ومسجدوک وکوچه پی وسرکوچه وشو سابادا وبغله ها واسیاب وحوض وخانه دنگ وخانه کله وته کال وکازه های درگز ومخلیدی ...حموم شو شنبه وروشیه و کله های کچل و شوخ وشبوش و کاسه نفت وافتابه وماشین اصلاح استه علی اکبر و صبح شنبه و سرما و خواب دم سحر وشیره جوش کی وایادیشا. یادش بخیر..بوی چسپ پنچلی و،تیرکمو از آنتن تلویزیون....دیکون علی غمبرک و نوار آبی چقد آرزو داشتم چرخامو جک دشته بو و چقد باهاش حال مکردم .از چرخ سواریا. د خرمن پرش و خرمن دیوار مرگ و جوزاغالی و استغو مهتاوک وپیش پیش و سه پایه مولی وخرچنگدا و...

..از شیشهای شیربت که چراغ موشی راس مکردم و از سرشیشه نوشابه و شیشش که تانک راس مکردمو از رند چرخ که قرقرنوک مگلوندم واز کاغذ و زونج که بابادک راس مکردم و.. وموتورای ایژ وجوپا وتینگ تینگ تینگ تین تین تروننه .هان هاااان قیژ وا کنار شه و ساسات وکلج وپنچر گیری وتو گیری رند وفنط وتیوب وسوچمه وجک وسط وجیر ونوار پوچی میله ها و....یادش بخیر ...

تلویزیونای سیاه سفید بلر وبرفک وخش خش وانتن رند چرخی وتلق رنگی وشبکه یک ودو وفیلم عصر جمعه واخبار وکارتونای قدیمی باحال ...دکوجیه اقای دکتر ارنست خانم جودی ابوت وپتیبل وهاکلبریفین وجیمی وواتو واتو وسوباسا وافسانه های سند باد وپسر شجاع وخانم کوچولو وهایدی وتوشیشان وچوبین وشهر موشها وخونه مادر بزرگه ومن کارم واندیشه وباز مدرسم دیر شد وخانم مجری وبچه های مدرسه الپ وانریکو ودور دنیا در هشتاد روز وگوریل انگوری وتام وجری وپلنگ صورتی وگالیور ومن میدونم ما موفق نمی شیم وهمه اعضای کشتی هوگی ومعاون کلانتر وپرین وباخانمان ومارکوپولو وخانم پنه لوپه وتناردیه ها وکوزت وبینوایان ودوقلو های افسانه ای وپینوکیو وکوتوله ها ومیتی کومان وزومبه داداش کایکو و ان علامت حاکم بزرگ وباتاثیر جادویی اش...

یادش بخیر فیلما وبرنامه ها وسرودها واهنگ ها ی بیاد ماندنی ....سرودهای ماه بهمن ودهه فجر وسریالا و صدای مشتای فیلمای هندی گیش گیش امیتا پاچان وقانون وشعله وجبار سینگ و جنگجویان کوهستان ولینچان وسائو سائو وهوسانگ نیان واوشین وسالهای دور از خانه وعلی واقا تقی ایینه عبرت وهمه فیلماییکه دمسجد وکانون ومدرسه نشون مدایان از بروسلی وفیلمای اموزشی جهاد وفوتبال وجنگای ابی وقرمز وجام جهانی وتفسیرای دم دروازه وپشت نونوایی.....یادش بخیر


شو الله واکبر و عیدا د صومعه ومسجد شو عید فطر وعلفه وغلف وتوبره وتخمه جاپونی ونوشابه وکلنگ نونوکنی ومچالق وشلوک وانغوزه وکال وگل نونو وگل دولاله وکدویوک ونون کلاغ ونونو پتوک وخطا وتگس و توت خوری وقرق وشه توتای تروش وسیاه وپر خاک کلسیتو وانجیرای باغ سلیمه وانگورای شیرین پر ماهی وزردالویای مشهدی جرف وپالزای شو دشت وگه داری و زنبیلچه وهندوانه بوجل وبیاچ وصوفچه وخرجواله های پراز خربزه توتوری شیرین ونارای تروش مجینگو وبیدای خنوک بهوواد وماهیهای خورد جرف وعبدلاهی وکریب بوم وچاههای پر کفتر عرباواد وحجاباد وکلاته ملااحمد وکازه های پر خار سعددی وکوگ وتوهی درگز واو ناشوی کلاته اقا جلال واستلخ بزرگ موخلیدی ومجینگو وزوود ونی های وعنابای قشنگ ..

عروسیا وخنوسوری استه عبدلحسین وجعفر ودوسازه ورقص دوره وموتو سواری تا سر او جرف و پرش وتک چرخ وحنابندو وخنجلیک ودختر طلبو و...یادش وبخیر سر پیر وسنگ جنجنگی ومشکل گشا و مجمعه وسفدقوت وگلروس وقابو وقلیه وچبله ونرم بنه واهلوک و نخود ونون همچنی وگرده وپنجه کش وقاق و رب مال وکماچ وگورماس وشیر جک و غلفوک ودانارگ و چرشو علف وبوی تلخه وپتونک وچای تگس وکلپوره واویشن وگل زیبا وزیره وتوت خوشک ومیمیزای پر ماهی و...


دیکون حسن تلخه ومیرزا وعباس پردل وکانادا وتخمه وبستنی قیفی های حجه مرزاعباس وجوزای دیکون عباس وجوزاغالی وتیشلر بازی ومندو و پیشو وتشلر سنگی وتیشلر ورچینی و اچه ماچه تو ولو چیزوک وهفسنگ وبنگله ایشتور وهلب پی سر وگومبلی گومبو وتیرغز وپنرگگ وهفنه وبلس واوشار چوسمنلغیچن و...

وایاد تو میایه از خوله فش ها وموس موس کردنا وگومبلی گومبو ها وتیرغز داینا وهسه توس کردنا وفش فش کردنا وبگیخ بگیخ کردنا و لوک لوک رفتنا و خلش خلشنوک ها و هورت کردنا وذروع زدنا
ودشموما وورشگم دریه ها و ورتخته خوردنا و گاوای خراس و ورد کردنا نون دروا شدنا و هزار ویک تغزی دگه ...


بکوجه شیان ادمای معرکه و زحمت کشیا وهیزم کنی و بارکشی و عملگی و دسته های بل زن و دیمه درو ودسکاله وداس وباری خرمنا وبردو و چرشاخ وغلبر وچغل وخومب وکندو وسنگ اسیا وسنگ یک من و ده سر وکیله وقوه وچنگل وزن وکرسیای ذغالی ومجمعه و موطبخ وچند خانوار د یک خانه ودود و او خنوک سوو و خنبالای پر قروت ومیمیز وقلیه وخرت وپرت و هزار ویک اسباب عجیب قریب ....یادیش بخیر

کجا هستند ...کجا رفتند...یادشان سبز...

هنر سبد بافی و فنون شیره گیری انگور روستای مزار به ثبت ملی رسید


28 آیین و اثر معنوی خراسان رضوی در هفتمین جلسه شورای سیاستگذاری ثبت میراث معنوی کشور در شاهرود به ثبت ملی رسید.

مسئول نمایندگی میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری بجستان مهدی ذوالفقاری اظهار داشت : در میان اثار ثبت ملی شده از استان خراسان رضوی 3 اثر آن مربوط به شهرستان بجستان می باشد.

هنر سبد بافی یا ترکه بافی روستای مزار بجستان (به شماره832) فنون شیره گیری انگور مزار بجستان(به شماره836 ) و جشن سده در جزین از آیین های ثبت شده در این فهرست در تاریخ 96/11/04 می باشد

معرفی صنایع دستی شهرستان بجستان و روستای مزار

صنایع دستی هنر و صنایعی را شامل می‌شوند که قسمت بیشتری از تولید آن به وسیله دست و با استفاده از ذوق و خلاقیت هنرمندان ایجاد می‌شود.
علاوه بر این در تولید صنایع دستی از مواد اولیه و لوازم بومی و طبیعی هر منطقه استفاده می‌شود. با توجه به این موارد صنایع دستی را می‌توان هنرهایی نامید که با فرهنگ، جغرافیا و ذوق هنرمندان آن منطقه خاص در ارتباط است. همین ویژگی سبب شده ایران و خراسان بزرگ لیست گسترده ای از انواع مختلف صنایع دستی داشته باشد که برخلاف دیگر صنایع ماشینی، بازتاب فرهنگ، عقاید و رسوم مردمان این سرزمین است.
صنایع دستی هر منطقه متأثر از محیط فرهنگی و جغرافیایی و تاریخی آن سرزمین است. شهرستان بجستان و منطقه جنوب خراسان بزرگ به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و فرهنگی، صنایع دستی خاص خود را داراست.
در گذشته‌های نه چندان دور زنان روستای مزار در کنار کارهای کشاورزی و دامپروری، هنرهای دستی فراوانی را انجام می‌دادند؛ هنرهایی که امروزه بسیاری از آن‌ها کم یاب شده و دیگر اسمی از آن‌ها برده نمی‌شود.
در ادامه به برخی از این هنرها و صنایع دستی منطقه اشاره می کنیم:

قالی و قالیچه بافی

قالی بافی»یکی از صنایع دستی سنتی بسیار معروف ایران است. بسیاری به جای کلمه قالی، کلمۀ فرش را به کار می برند. واژه قالی به بافته ایی گفته می شود که بر روی دار (عمودی یا افقی) بافته و در آن تکه های کوتاه الیاف به وسیله تکنیکی خاص، به دور تارهای موازی، گره زده می شود تا بافته دارای پرزهای بلند شود (پرزهای بلند باعث نرمی و لطافت سطح قالی می شود).

درفرهنگ واژه های اوستا کلمهٔ قالی را برگرفته از کلمهٔ فارسی کالین به معنای فرشِ پُرزدار که با نخ و پشم به رنگ‌های مختلف بافته می‌شود، معنی شده‌است.
مواد اولیه قالی برای تار پشم، کرک یا ابریشم پُرتاب، و برای پود نخ پنبه ای، پشم یا ابریشم کم تاب است، و دارای نقوش اسلیمی، ختایی و هندسی است. کلمه فرش عربی و اسم مفعول آن مفروش است. فرش، در عربی به معنای زمین است و متضاد کلمه عرش، یعنی آسمان، و به هر گستردنی می تواند اطلاق شود

تاریخچه قالی و قالیچه در منطقه جنوب خراسان به سالهای بسیار دور باز می گردد. که با بررسی های انجام شده میتوان سابقه ای در حدود چندصد سال برای قالی بافی قائل شد.
پشم مورد نیاز برای بافت فرش عمدتاً از گله ها تامین می‌شده است. فرش خراسان با گره‌های فارسی و ترکی بر روی چهارچوبی بنام دار قالی با دست و ابزاری بنام قیچی و پاکین و دستک بافته می‌شود.
طرح فرش‌های دستبافت خراسان معمولاً نقوش حیوانات ،گیاهان ، هندسی ، محرابی ، گلدار، لچک ترنج، طرح‌های گلدار سراسری و افشان، طرح گلدانی، افشان، بته جقه و از همه رایج‌تر ترکمن و هراتی است که هرکدام نام مخصوص به خود را دارند.
عموماً نیزاز رنگزاهای طبیعی استفاده می‌شود. رنگ‌های فرش‌های خراسان چندان متنوع نیست و محدود به قرمز،مشکی سفید و کرم است.

طرح های فرش به 19 گروه اصلی تقسیم شده اند که عبارتند از: نقشه آثار و ابنیه تاریخی، نقشه شاه عباسی، نقشه اسلیمی، نقشه افشان، نقشه اقتباسی، نقشه بندی(واگیره ای)، گروه بوته ای(بته جقه)، نقشه درختی، نقشه ترکمن، نقشه قابی (شکارگاهی)، نقشه قابی (خشتی)، نقشه گل فرنگ، نقشه گلدانی، نقشه ماهی در هم، گروه محرابی، نقشه محرمات، نقشه هندسی، نقشه ایلیاتی و نقشه تلفیقی.

برخی از زنان روستای مزار به قالی‌بافی مشغول هستند اما درآمد یک زن قالی‌باف نسبت به قیمت نهایی یک قالی ناچیز بوده و قیمت مواد اولیه هم گران است.

گلیم بافی
گلیم به عنوان نخستین زیرانداز دارای سابقه طولانی می باشد و اگر چه در مقایسه با قالی دارای شیوه بافت آسانتری است، به همان نسبت قیمت ارزانتری دارد.
انواع گلیم براساس جنس تار و پود عبارتند از گلیم پنبه ای که تار و پود آن از جنس پنبه و اندازه و لای نخ آن مانند نخ زیلو می باشد، گلیم پنبه و پشم که نخ تار پنبه و پود آن پشم است. گلیم پشم در پشم که تار و پود آن پشمی است و گلیم ابریشمی که نخ پود آن ابریشم است و به ندرت، و با کاربرد هنری و زینتی بافته می شود.
از انواع نقوش بکار رفته در گلیم ها می توان به نقش: کوهه، بلوچی، کژمار، بوته، هفت لِیکه، نِگار، ماه، نقش اسب، کجَک، دُردهن، پیش برو پیش بیا، حلقه، شطرنجی، کوچ یا دندان بره، درختچه ها، بوته های صحرایی، حیوانات و پرندگان اشاره کرد.
گلیم در ابعاد متفاوت و کاربردهای مجزا ساخته می شود. از انواع تولیدات تکمیلی و کاربردی گلیم می توان به خورجین، چنته یا توبره، همیان، جوال، خاکش (خاک کش)، جُل، سفره آردی، روکرسی، پاپیچ (پاتابه)، جلد دعا، نمکدان، گلیم و گلیمچه اشاره کرد.
جاجیم بافی
نساجی سنتی قدمت تاریخی بسیار طولانی در منطقه خراسان دارد و نقش مهمی در خودکفایی مردم این منطقه ایفا کرده است. از اهم زیر گروههای آن می توان به جاجیم بافی، کرباس بافی، احرامی بافی، بَرَک بافی، حوله بافی، ابریشم بافی و سیاه چادر بافی نام برد.

سفره‌آردی
یکی دیگر از صنایع دستی کاربُردی – تزیینی خراسان سفره آردی نام دارد که علت نامگذاری آن به کاربرد این بافته‌ها برای خمیرگیری نان مربوط می شود. سفره‌آردی به عنوان زیرانداز برای پخت، رو کرسی‌ای و سجاده نیز استفاده می شود.
جنس سفره آردی از پنبه، پشم و یا ترکیبی از هر دو می باشد که به‌صورت گلیم‌باف با نقوش هندسی ساده بافته و یا برای تهیه آن از ترکیب دو تکنیک بافت گلیم و قالی استفاده می‌شود.

ترکه بافی:

جهت بافت انواع سبد و ظروف (گلرس، سفدقت ، سبد و...)از شاخه درختچه بادام کوهی (بادام تلخ، بدمشک) و شاخه درخت بید قرمز(سرخ بید ) ارغوان وساقه گندم و.... استفاده می شود که دارای چوبی ظریف و باریک با خاصیت انعطاف پذیری بالا می باشند.
شاخه ها پس از جدا شدن براساس رنگ و اندازه از لحاظ (قطر و طول) دسته بندی شده و در صورت خشک بودن به مدت طولانی (چند روز) در آب خیسانده می شوند تا قابلیت انعطاف پذیری خود را باز یابند. پس از آن سبدباف براساس نوع طرح و رنگ محصول به صورت ذهنی شروع به چیدن و ردیف نمودن شاخه ها در کنار یکدیگر می نماید. ابتدا دو دسته ی چهارتایی عمود بر هم از شاخ های کلفت تر برای تشکیل اسکلت اصلی محصول درست نموده و به صورت ساده باف با زیرورو کردن شاخه هایی که به صورت شعایی به محیط سبد اضافه می شوند کار ادامه می یابد. در انتها محصول بافته شده به صورت نقوش ساده حداکثر با چند رنگ قابلیت تزیین دارد.

شعربافی
به موی انسان یا حیوان شعر گفته می شود. شعر بافی نوعی پارچه است که با موی حیوانات یا ابریشم بافته می شود‌ و به دو شیوه‌ی میله ای و ساده انجام می پذیرد. شعر ساده بیشتر به رنگ مشکی می باشد. با استفاده از این صنعت محصولاتی همچون حوله، بقچه، چادرشب و . . ‌. تولید می شود. این هنر اصیل و ارزشمند که با نام دست بافی نیز شناخته می شود در خراسان رضوی از گذشته های دور به عنوان یکی از مشاغل و هنرهای دستی ارزشمند به حساب می آمده؛ اما امروزه با کاهش تعداد کارگاه‌های فعال در این زمینه این هنر نیز مانند نمدمالی در در آستانه فراموشی قرار گرفته است. شعربافی در شهرستان بجستان به صورت خانگی و یا کارگاهی بافته می شده است و زیر مجموعه هایی از جمله فرت بافی، ابریشم بافی و برک بافی داشته است.

رودوزیهای سنتی
بانوان استان خراسان صبر، شکیبایی و هنر را با رودوزیهای سنتی مانند بخارادوزی، بلوچی دوزی، پته دوزی، ابریشم دوزی، خامه دوزی، سکمه دوزی، چشمه دوزی و شبکه دوزی، گلابتون دوزی، سرمه دوزی، ملیله دوزی، نَقده دوزی، سکه دوزی، سنگ دوزی، پولک دوزی، چهل تکه دوزی به نمایش می گذارند.
به تزئین پارچه های اکثراً ساده وارزان با استفاده از نخهای الوان و با کمک سوزن و قلاب و بخیه های ظریف رودوزی می گویند.

صنایع دستی فلزی و چوبی
در شهرستان بجستان در گروه صنایع دستی فلزی رشته هایی مانند آهنگری، مسگری، نجاری ،ساخت ابزار فلزی و چوبی (اسلحه، چاقو ،خیش و ابزار کشاورزی و...) کم و بیش فعالیت داشته و دارند.

اسپندبافی
سبنج بافی یا پنجه بافي يکي از هنرهاي قديمي اهالی جنوب خراسان است و ريشه در باور های دینی در مورد جلوگیری از چشم زخم توسط دانه های اسپند دارد.
دانه هاي اسپند و نخ مهم‌ترين اجزاء تشکيل دهنده آن است،
مردم معتقدند که با قرار دادن این دست ساز ها بالاي در و ديوار خانه شان هر گونه بلا و چشم زخم از خانه شان دور ميشود

سفال بافی یا پُوخل بافی
در گذشته،زمان برداشت گندم زنان روستایی خوشه‌ها را با ساقه درو کرده و قسمت بند خوشه که دانه‌های گندم به آن چسبیده را، جدا و بخش بدون بند را برای بافت سبد و انواع وسایل دیگر بکار می‌بردند.


ادامه

ادامه نوشته

باسم رب الحسین علیه السلام .

محرم در روستای مزار

باسم رب الحسین


امروزه در هرگوشه‏ اى از جهان كه شيعيان زندگى مى‏كنند در كنار مسجد حسينيه‏اى را مى‏توان ديد، اهميت موضوع وقتى مشخص مى‏شود كه يك غير مسلمان، يك مسيحى، يهودى، هندو وغيره در دور افتاده‏ترين شهرها و روستاها در هر گوشه از جهان مردمى و در حقيقت عاشقانى راببيند، كه چهارده قرن است براى شهادت و مظلوميت امام و معشوق خويش سوگوارند قطعا از خود خواهيد پرسيد كه حسينيه چيست ؟ حسين( ع ) كيست ؟ كربلا كجاست ؟ در محرم سال 61 دركربلا چه گذشت؟ ؟
واقعيت اين است كه پدران و گذشتگان ما هريك به سهم خود و در خور توانشان به اشكال مختلف، در غالب مرثيه، نوشته و مراسم و مناسك مختص ايام ماه محرم كامل‏ترين و ملموس‏ترين پاسخ‏ها رابراى اين سؤالات ارائه داده‏اند وامروز برماست كه ادامه دهنده راه باشيم وبيش ازپيش در راه شناخت ائمه هدى( ع ) و شناساندن ايشان و عوامل و انگيزه‏هاى قيامهاى خونين و مظلومانه‏اى همانند قيام كربلا بكوشيم
و اين تحقيق گوشه‏اى كوچك از مراسم عزادارى و بزرگداشت حماسه كربلا در روستاى مزار - بجستان از شهرستان گناباد مى باشد
و در پايان از تمامى سرورانى كه ما را در اين امر يارى كردند كمال تشكر را دارم، و اميدوارم كه مورد عنايت آقا ابى عبد اللّه الحسين( ع ) قرار گيرند

مراسمات محرم


۱_(تكيه بستن)

محل برگزارى روضه و تعزيه خوانى براى ائمه اطهار( ع ) را تكيه گويند

( لغت نامه دهخدا: ماده تكيه ص 886)
مراسم با آغاز ماه عزادارى امام حسين( ع ) عاشقان حسينى، از روز اول حسينيه را براى مراسم آماده مى كنند
اين مراسم در قديم شامل :
پوشيدن سقف حسينيه با چادرى بزرگ
پوشيدن ديوارها با قاليچه هاى كه مردم جهت متبرك شدن مى آورند
سياه پوش كردن درب وردى و ستون هاى داخلى حسينيه
اما امروزه اين مراسم - چون حسينيه گنجايش عزادران را ندارد - در محل مسجد و حسینیه جدید برگزار مى گردد

***

۲_مراسم جار زنی

اعلان ورود ماه محرم که اکنون در شب اول از بلندگوی مسجد و در قدیم از بالای بام و قلعه بصورت چاووشی خوانی انجام می‌شده است .

اشعار چاووشی

آه از دمی که بست سلیمان کربلا

بار سفر به بیابان کربلا

می ریخت اشک حسرت ومیگفت الفراق

ما را زمانه خوانده به مهمان کربلا

چه کربلا ست که آدم به هوش می آید
هنوز ناله زینب به گوش می آید
چه کربلاست کز آن بوی سیب می آید
صدای ناله ی مردی غریب می آید

و...‌

۳_(علَم بستن )

در روزهای ششم وهفتم محرم

مراسم

علَم نشان لشكر است ؛ و علم بستن يعنى: «آماده شدن لشكر براى نبرد و پيروى از دستورات فرمانده»اين لفظ از دو كلمه عبرانى ترجمه شده است، يكى (نسّ) كه بمعنى چوبى است كه بر زير مشعل باشد و ديگرى (دجل) است بمعنى علم يا بيرق مى باشد قاموس كتاب مقدس: ص 618، دهخدا: ماده علم ص 27

لغت نامه دهخدا: ماده علم ص 28 و در عزادارى نيز ادامه دادن راه صاحب علم را گويند
هر علم از سه قسمت تشكيل شده است :
چوب بلندى باندازه 2 تا 6 متر
2 - طوق آهنى و گاه مسى و نقره‏اى بشكل پنجه دست و يا اشكال ديگر كه در بالاى چوب قرار مى گيرد
پارچه‏هايى كه بر سه قسم است:
الف) شلوارى: كه تمام چوب علم را پوشانده است
ب ) پيراهنى: كه از پارچه‏هاى رنگارنگ و گرانقيمت مى‏باشد كه در زير طوق بسته مى شود
ج ) كمر بند: كه با آن پارچه‏ها را به چوب علم مى بندند

اشعار هنگام بستن علم

زهرا به محشر آيد با حوريان سيه پوش‏
پيراهن حسين را افكنده بر سر دوش
اى شيعه گر تو را هست عقل بصارت و هوش‏
آل حسين و اصحاب يكدم مكن فراموش‏
در كربلا گذر كن تا كشته‏ها ببينى‏
كز موج خون هر يك هر دم زمين زند جوش
در خون فتاده اكبر، ببريد از تنش سر
مشكين خطش چه عنبر نو رسته از بنا گوش‏
در حربگاه، قاسم در خاك خون فتاده‏
رنگ شفق نموده از خون هلال ابروش
كو طاقتى كه گويم حال عروس قاسم‏
كز خون شوهر خويش ماليده روى ابروش‏
اى شيعيان بگرييد بر بى كسيى عباس‏
كز جور تيغ اعداء افتاده دستش از دوش
شش ماهه طفل بى شير ببريده حلقش از تير
زان زخم تير بيداد لرزيدُ گشت خاموش‏
آه از حسين بر آمد چون ديد طفل خود را
چون جان به بر گرفتش بنهاده رو برويش‏
بردش به سوى خيمه گفتا به شهر بانو
طفلت ز آب كوثر شد اين زمان قدح نوش
چون ديد شهر بانو مذبوح طفل خود را
زد نعره وبيفتاد زين داغ گشته خاموش
گشته بخاك صد چاك چون گل فتاده بر خاك‏
آن تن كه داشت دائم خير النساء در آغوش‏
گر ما سيه بپوشيم زين واقعه عجب نيست‏
عيسى به چرخ چهارم نيلى قبا سيه پوش‏
خاموش شو (سليمى) كز شعر گريه خيزد
از كوه ناله بر خواست دلهاى سنگ زد جوش‏

o680_img_0796.jpg


***

(ذكر پاى علم )

مراسم اين اشعار قبل از شروع مراسم عزادارى عصر، در روزهاى هفتم، هشتم، نهم و دهم محرم، در كنار علم‏ها خوانده مى‏شود، در اين مراسم عزاداران در حالى كه دست خود را به نشان بيعت به علمها گذاشته‏اند به طور دسته جمعى هم خوانى مى‏كنند

اشعار

آبش نمى‏دهند و لب تشنه مى‏كشند در دشت كربلا
اين ظلم را جواب چه روز جزا دهند فرياد از اين عزا
خير النساء شبى به عزادارى حسين در دشت كربلا
آمد به كربلا پى غم خارى حسين فرياد از اين عزا
بوى حسين را زِ زمين بلا شنيد در دشت كربلا
پيراهن از مصيبت فرزند خود دريد فرياد از اين عزا
گفت: اى زمين كربُ‏بلا كو حسين من در دشت كربلا
آن تشنه به دشت بلا نور عين من فرياد از اين عزا
گفتا جواب فاطمه آن خاك پُر زِ شَيْن در دشت كربلا
اى دختر رسول خدا مادر حسين فرياد از اين عزا
آن دم كه نور ديده حسينت زِ زين فتاد در دشت كربلا
زخمش هزار و نهصد و پنجاه بود زياد فرياد از اين عزا
مادر نبود و تا كه بگيرد عزاى او در دشت كربلا
خون گريه مى‏كند به خدا زخمهاى او فرياد از اين عزا
آيا كدام دوستُ تنش را حفاظُ كرد در دشت كربلا
آيا كدام شيعه به نعشش نمازُ كرد فرياد از اين عزا

***


يا ام يا امام يا ام يا امام
يا امام شهيد يا امام شهيد
يا امام عزيز يا امام عزيز
يا امام مظلوم يا امام مظلوم
يا امام بى كس يا امام بى كس
يا ام مقتول يا ام مقتول‏
يا ام عطشان يا ام عطشان‏

(نوحه خوانى حسن حسين)

مراسم‏اين نوحه خوانى آخرين مراسم عزادارى در شب هاى هشتم نهم و دهم محرم برگزار مى گردد
مراسم با گفتن (حسن حسين) شروع مى شود، و افراد دائره‏وار در حالى كه دست چپ خود را بر شانه فرد سمت چپ گذاشته و با دست راست سينه مى زنند، و با گفتن «حسن» بسمت راست حركت مى كنند و با گفتن «حسين» به وسط دائره جمع مى شوند، در حالى كه يك نفر در وسط جمعيت بيرقى را مى‏چرخاند
و چند دور كه زدند، يك نفر اشعارى بنام «چاووشى» مى‏خواند، و با دو مرتبه چاووشى كردند، يكى از مداحان اشعارى بنام «حيدر حيدر» مى خواند و مراسم پايان مى‏يابد
اشعار چاووشى

آه از دمى كه بست سليمان كربلا
بار سفر به سمت بيابان كربلا

مى‏ريخت اشك حسرت مى‏گفت الفراغ‏
ما را زمانه خوانده به مهمان كربلا

بلند بگو و مترس ازاين كلام بابركات‏
كه بر حبيب خدا ختم انبياء صلوات‏

*********

كشتى شكست خورده به طوفان‏كربلا
در خاك و خون فتاده به ميدان كربلا
گر چشم روزگار بر او فاش مى‏گريست‏
خون مى‏گذشت از ايوان كربلا
بار الها نشود لال به هنگام ممات‏
هر زبانى كه فرستد به محمد صلوات‏

اشعار حسن حسين، حسن حسين
حسين جان،

حسینم

حسين جان،

حسينم‏
حيدر حيدر حيدر
يا ساقى كوثر
حيدر كنم تا عرصه محشر
حيدر حيدر حيدر
اى شيعيان سينه زنيد يكسر
حيدر حيدر حيدر
در ماتم فرزند پيغمبر
حيدر حيدر حيدر
از خون حنا بر كف نهاده قاسم مضطر
حيدر حيدر حيدر
در دشت و ميدان بلا تنها على‏اكبر
حيدر حيدر حيدر
حيدر حيدر حيدر
يا ساقى كوثر
على على على يا على‏
حسين حسين حسين يا حسين

۴_اشعار حسن حسين ويژه شب عاشورا:

اى زمين كربلا سويت شتابان آمدم‏
بهر قربان آمدم بهر قربان آمدم‏
اى زمين كربلا سويت شتابان آمدم‏
خود نه تنها اى زمين با اين جوانان آمدم
اى زمين كربلا خود نامدم در اين زمين‏
نامه‏ها بنوشته‏اندى تا اين سان آمدم
اى زمين كربلا اين اكبرم اين اصغرم‏
اى زمين كربلا عباسُ عونُ جعفرم‏
اين جوانان بنى هاشم به ميدان آمدند
بهر قربان آمدند، بهر قربان آمدند
اى زمين كربلا اين اصغر شيرين زبان‏
كودك شش ماهه‏ام بالب عطشان آمدم
اى زمين كربلا قاسم گل باغ حسن‏
بهر يارى حسين با چشم گريان آمدم
اى زمين كربلا فخر دو عالم زينب است‏
زينبم دراين زمين گيسو پريشان آمدم
زينبم خواهر بيا تا بر تو گويم زين سفر
گوئيا خواهر دگر عمرم به پايان آمده است


۵_( صبح رو سياه )

مراسم عزاداران حسينى كه شب عاشورا را تا به صبح به نوحه سرائى و سينه زنى مشغولند، يك ساعت به اذان صبح وضو گرفته، و دسته جمعى اشعارى بنام «صبح رو سياه» را مى‏خوانند
اين اشعار خطاب به شب عاشوراى سال 61 ه' ق مى باشد

اشعار

امشب جهان ز بهر حسين پر عزا بود
فردا فغان و ولوله در كربلا بود
امشب شب وصيت سلطان كربلاست‏
فردا سكينه از پدر خود جدا بود
امشب كند حسينِ على، جمله را وداع‏
فردا شهيد خنجر شمر و دغا بود
امشب شب وداع يتيمان فاطمه‏
فردا ز تيغ كين سر ز بدنها جدا بود
امشب نكاح حضرت قاسم كند حسين‏
فردا گلو بريده بر مصطفى بود
امشب همان شب است، كه زينب به ناله گفت‏
فردا بر اهلبيت رسالت چه‏هابود
امشب همان شب است كه مى‏گفت عابدين‏
فردا چه ظلمها كه بر آل عبا بود
امشب بپاست خيمه سلطان كربلا
فردا جور باد مخالف تبا بود
امشب مقيم به كربلا گشته جبرئيل‏
فردا فغان كنان ببر كبريا بود
امشب فغان و ولوله در هفت آسمان‏
فردا فغان وناله خير النساء بود
خاموش شو (نسيم) كه ترسم ز شعر تو
روى زمين ز اشك ملائك بُكاء بود
اى صبح رو سياه، به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
اى كاش سرنگون شدى اى چرخ كج مدار
آندم كه شد حسينِ على، تشنه لب شهيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
بنگر چها رسيد بر اولاد آن امام‏
از ظلم كوفه و شمر آن سگ پليد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
كردندُ تشنه لب همه را سر ز تن جدا
آن قوم رو سياه به فرموده يزيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
زد چاكُ جامه در بر خود فاطمه زغم‏
وقتى كه شمر راس حسينش زتن بريد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
اى چرخ دگر گردش تو در اين دهر كى رواست‏
زيرا حسين مى شود از دهر نااميد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
جبرئيل سر برهنه بيامد به كربلا
آندم كه اين حديث به هر دست او رسيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
طوبى خميده گشت قدش، از غم حسين‏
چون اين خبر زخادم فردوس در رسيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
چون سرو ناز پرور زهرا شهيد شد
هفت آسمان گرفت و در آن دم زمين تپيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
چون دست آن لعين به گلوى حسين رسيد
روح الامين ز غصه گريبان غم دريد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
حوران تمام كرده بِبر جامه سياه‏
روزى كه گشت آن واقعه كربلا پديد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
عيسى زبام چرخ چهارم عروج كرد
وقتى كه مرغ روح شهيد شد ز تن جدا
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
آه از دمى كه از فرس افتاد آن جناب‏
آه از دمى كه خنجر كين، شمر در كشيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
بنشت روى سينهِ آن شاه كم سپاه‏
حلقوم ناز پرور او را ز تن بريد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
لرزيد عرشُ كرسىُ عالم سياه شد
از ظلم كوفيانُ ستم كارى يزيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
كردند قدسيان همگى چاك جامه را
آندم كه تشنه كام حسين، زهر غم چشيد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد
خاموش (محتشم) كه دل سنگ آب شد
مرغ هوا و ماهى دريا، كباب شد
اى صبح رو سياه به چه رو مى شوى سفيد
فردا حسين تشنه جگر مى شود شهيد

*********

۶_(علَم باز كردن)

مراسم بعد از ظهر روز عاشورا، به نشان شهادت امام حسين( ع ) و يارانش تمامى علم‏ها باز مى شوند
در اين مراسم، روحانى مجلس، بعد از باز گو كردن واقعه عاشورا و بيان شهادت امام حسين( ع ) اشعار ذيل را در حالى كه تمامى عزادارن در حزن و اندوه و گريه هستند، مى‏خواند
و علَمها را كه در وسط مجلس بحالت ايستاده بودند، بر زمين مى‏اندازند، و لباس‏هاى آنها را بيرون مى آورند
در اين مراسم علم سياهپوش باحترام امام(ع) فقط طوق آن باز مى شود

اشعار:

نه ذو الجناح دگر تاب استقامت داشت‏
نه شاه تشنه لبان بر جدال طاقت داشت
هوا ز جور مخالف چه قير و گون گرديد
عزيز فاطمه (س) از اسب سرنگون گرديد
بلند مرتبه شاهى ز صدر زين اُفتاد
اگر غلط نكنم عرش بر زمين افتاد

۷_رفتن به سر مزار اموات و شهدا و پیر روستا و علمدار

(مراسم سر خاکا) عصر روز هفتم و عصر عاشورا

۸_مراسم خواندن زیارت عاشورا ، کنار مزار شهدا در صبح عاشورا

۹_مراسم شام غریبان و شب یازدهم

اشعار شام غریبان

ای شیعیان! امشب شام غریبان است
جسمِ حسین عریان، اندر بیابان است
شام غریبان است؛ زینب پریشان است

بر نیزه ها امشب؛ راسِ شهیدان است
شام غریبان است؛ زینب پریشان است

زین بار غم ارض و سما، گریان و نالان است زینب پریشان است

و...

۱۰_مراسم خرج دادن و اطعام اهالی و عزاداران در دهه اول محرم

۱۱_مراسم شبیه خوانی وتعزیه در مزار قدیم

۱۲_مراسم علم گردانی در سطح روستا ومنازل

۱۳_مراسم کاهگل مالی به لباسها و سرو صورت و ...

۱۴_مراسمات منبر و مداحی در طول ماه محرم و صفر

منابع

مقاله محرم در روستای مزار حجت الاسلام علي روح الهي تابستان 1378 شمسي

تاریخ شفاهی محرم در روستا