بجستان زیبا ، (شعر)


بجستان میروم تا غم سر آید
بجستان غم سراغم کمتر اید
بجستان مردمانی خوب دارد
ز نیک مردان دلا آشوب دارد
همه دور و برش دههای بسیار
همی خواهم روم هر ده چند بار

از آنجا تا مزار یک جیغ راه است
همان ده که غریبان را پناه است
همه مرد و زنش خونگرم و با صبر
رفاقت میکنند اما نه از جبر
مزار گویی که گنجی ست در بجستان
چنان گنجی که هست در خاک پنهان

ادامه نوشته

نمایی از کشاورزی منطقه بجستان

🇮🇷گرامیداشت هفته ی جهاد کشاورزی 🇮🇷

"نمایی از کشاورزی منطقه بجستان در یکسال گذشته"«۱۴۰۳»

🔹بهره برداران بخش کشاورزی شهرستان بجستان ؛

شامل 6706 نفر
196حلقه چاه کشاورزی
480 رشته قنات
22 دهنه چشمه
که سالانه 116420000 متر مکعب آب معادل 3691 لیتر در ثانیه آب استحصال می شود.

🔹میانگین بارندگی 28ساله 103 میلیمتر
بارندگی امسال 74 میلیمتر

🔹 عمده ترین محصولات کشاورزی شهرستان عبارتند از:


الف)زراعی و باغی:
گندم ۲۳۸ هکتار (۵۵۰ تن تولید)
جو ۸۶۳ هکتار (۲۷۰۰ تن تولید)
زیره سبز ۳۵۰ هکتار (۲۱۰تن تولید)
پنبه ۶۸ هکتار (۲۰۰ تن تولید)
ذرت علوفه ای ۴۵ هکتار (۱۸۰۰ تن تولید)
پسته ۵۷۵۰ هکتار (۴۶۰۰ تن تولید)
انار ۹۰۰ هکتار (۱۰۸۰۰ تن تولید)
زعفران ۱۱۰۰ هکتار (۳۰۰۰ کیلوگرم تولید)
نعنا ۲۰ هکتار (۱۳۰ تن تولید)
آنغوزه ۵۸ هکتار (به بهره‌برداری نرسیده)

ب) دام و طیور
گوشت سفید (۶۱ واحد مرغداری با ظرفیت ۱۰۷۰۰۰۰ قطعه جوجه گوشتی و تولید ۸۱۰۰ تن گوشت)
شیر و گوشت قرمز (۱۵۰۰ رأس دام سنگین و ۴۸۰۰۰ رأس دام سبک و تولید ۴۷۲۵ تن شیر و ۱۱۰۰ تن گوشت قرمز)🔹

برخی اقدامات شاخص جهاد کشاورزی بجستان در یکسال گذشته :

ادامه

ادامه نوشته

مروری بر تاریخ پر فراز ونشیب شهرستان گنابادو بجستان

براساس متون تاریخی در زمان مادها و هخامنشاین بر صفحات جنوبی خراسان و از جمله گناباد وبجستان «ساگارتیها» حکمروایی داشتند و اگرچه آنها که از تبار آریایی بودند به طریق شبانی و چادرنشینی زندگی می گذرانیدند و هنرشان شکار و جنگ آوری و کمنداندازی بود اما در قلمرو آنها اقوام یکجانشین هم بودند و از موهبت قنوات گناباد استفاده می کردند.

احتمالاً‌ در دوران سلطنت مهرداد اشکانی (۱۷۴ تا ۱۳۶ پیش از میلاد) سرزمین ساگارتیان به تصرف اشکانیان درآمد و از آن دوران گناباد جزئی از قلمرو اشکانیان شد.

خاستگاه اسطوره ای جنگ دوازده رخ در گناباد هم شاید همانند اکثر اسطوره های شاهنامه، مربوط به همان دوران باشد. در دوران ساسانیان گناباد جزئی از ایرانشهر بوده و بنا به نوشته بلاذری در سال ۲۹ هجری بین سپاهیان یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی و «نیزک طرخان» بزرگ هپتالیان در گناباد جنگ سختی در گرفت و سپاهیان یزدگرد پریشان شدند و همان هپتالیان معارض عمده سپاهیان اسلام در جریان فتح قهستان بودند و مسلمانان آنها را شکست دادند و قهستان را فتح کردند.

از تاریخ گناباد در دو قرن اول هجری اطلاع چندانی در دست نیست اما از واقعه شهادت حضرت رضا (ع) جنوب خراسان نیز متاثر شد و حضور دو برادر آنحضرت «محمد عابد» در کاخک و «زید» در افریز نزدیک کاخک موجب شد تا آن منطقه به متون تاریخی راه یابد. کاخک همانند روستای سناباد به برکت مرقد مطهر امام هشتم (ع) رو به آبادانی گذاشت، ظاهراً بعد از قرن سوم هجری قمری بعنوان زیارتگاه آزاد مردی شریف تبار به نام «محمد عابد» مورد عنایت و توجه شیعیان قرار گرفت و به مرور رونق یافت.

در طول قرن سوم هجری گناباد بجستان و دیگر بلاد قهستان تحت حاکمیت طاهریان و بعد صفاریان بود. در سال ۲۹۵ هجری قمری «احمد» پسر و جانشین امیر اسماعیل سامانی سیستان و جنوب قهستان را به قلمرو سامانیان افزود. از اواخر سال ۲۹۹ هجری قمری تا حدود یکصد سال بعد قهستان به صورت اقطاع از سوی سامانیان به «ابو عمران سیمجور» و فرزندانش داده شد و در سال ۳۸۹ هجری قمری ابوالقاسم سیمجور با پیروزی محمود غزنوی بر سامانیان، قهستان به «ارسلان هندوبچه» سپرده شد و او به ابوالقاسم سیمجور والی سامانی قهستان حمله برد و ابوالقاسم از گناباد عازم ری شد.

سلجوقیان در سالهای ۲۵-۴۲۴ بر مسعود غزنوی شوریدند ودر سال ۴۲۸ هجری قمری به قهستان در قلمرو او رخنه کردند و پس از عبور از گناباد تا تون پیش رفتند.

در سال ۴۸۴ هجری قمری یکی از یاران فعال «حسن صباح» رهبر فرقه اسماعیلیه به نام «حسین قاینی» به دستور او وارد قهستان شد و فدائیان اسماعیلی آن سامان را گرد هم آورد.

ظلم و تعدی «قزل ساروغ» شحنه ملک شاه سلجوقی در قهستان موجب شد تا مردم قهستان به اسماعیلیه گرایش پیدا کنند و اسماعیلیه قهستان با اتکا به پشتیبانی مردم در سال ۴۸۵ هجری قمری قیام علنی خود را اعلام و در جنگی با سپاه ملک شاه به فرماندهی قزل ساروغ در قلعه «دره» توانستند تسلط خود را بر آن قلعه تداوم بخشند و تا سال ۴۹۶ هجری قمری بر تمامی قهستان از جمله شهرهای خور، خوسف، زوزن، قاین، تون، جنابد (گناباد) و نواحی مجاور آن چیزه شوند.

در سال ۶۰۱ هجری قمری «ملک علاء الدین غوری» از غور لشکر به قهستان کشید و در جنابد قلعه کاخ (کاخک) را فتح کرد و به غور بازگشت. با این وجود قهستان همچنان در اختیار اسماعیله باقی ماند. متون تاریخی از یورش ویرانگر مغولها (سالهای ۶۱۷ و ۶۱۸ هجری قمری )به قهستان و خرابی آن سامان خبر نمی دهند.

بنا به نوشته «مهناج سراج» در کتاب «طبقات ناصری» در سال ۶۲۱ هجری قمری فرمانده اسماعیلی قهستان «محتشم شهاب منصور ابوالفتح» مردی با انصاف و مردم دار و دانا به علم و حکمت و فلسفه در خراسان بی مانند بوده و در طول دو سه سالی که خراسان در آتش فتنه مغولها می سوخته هزار و هفتصد خلعت و هفتصد اسب از خزانه او به علما و غربا رسیده است. مقر محتشم شهاب به احتمال قریب به یقین در گناباد و در قلعه ای بوده که اکنون نیز به قلعه شهاب معروف است.

در سال ۶۵۴ هجری قمری هلاکوخان مغول قلعه های اسماعیلیه در قهستان را تسخیر کرد و به حاکمیت یکصد و هفتاد ساله اسماعیلیه بر قهستان پایان داد. پس از بر افتادن اسماعیلیه از قهستان، ملوک آل کرت بر قهستان و از جمله گناباد مسلط شدند و مدتی هم «گیوک» نامی از امرای مغول بر قهستان حکم می راند. در اوایل سده هشتم هجری در شمال خراسان خاندانی از وابستگان مغولها در صدد محکم کردن جای پای خود در قهستان به مرکزیت گناباد برآمد. بزرگ این خاندان که «امیر مولای» نام داشت در جنگی که به سال ۷۰۵ هجری قمری میان او و «علیشاه» (شمس الدین علی فرزند ملک نصیرالدین سستانی) رخ داد غالب شد و شمال قهستان به تصرف مولاییان درآمد.

امیر مولای در سال ۷۰۶ هجری قمری در گذشت و سپرش «امیر عبدالله» جانشین او شد و از آغاز قرن هشتم هجری قمری که گناباد مرکز قهستان شد، امیر عبدالله مولایی تا حدود پنجاه سال در آنجا می نشست و بر شمال قهستان حکم می راند و پس از او فرزندش «امیر محمد بیک» و بعد فرزند دیگرش «ساتلمش» و بعد از ساتلمش برادر زاده اش «امیر جعفربیک» بر قهستان با مرکزیت گناباد حکومت می کردند که در نهایت «ملک معزالدین حسین کرت» در گناباد بر او چیره شد و صاحب قلمرو مولاییان گردید. از آن پس گناباد مرکزیت خود را در قهستان از دست داد و مطیع هرات شد.

در سال ۷۸۳ هجری قمری هرات به تصرف تیمور درآمد و آل کرت برافتاد و قلمرو آن قوم که گناباد هم جزو آن بود به تیموریان تعلق گرفت و «میران شاه» پسر تیمور بر آن مسلط شد. آن مناطق بعدها به شاهرخ، فرزند دیگر تیمور سپرده شد.

از سال ۸۵۰ هجری قمری تا حدود سال ۸۷۵ اوضاع خراسان و قهستان نابسامان بود و بر مردم ستم بسیار می رفت تا جایی که نوشته اند جمعی از مردم قهستان در سالهای سخت پس از مرگ ابوسعید در سال ۷۸۲ تا روی کار آمدن سلطان حسین بایقرا قهستان را ترک کردند و به کرمان رفتند و از «زینل بیک» پسر اوزن حسن آق قویونلو استمداد جستند.

تا در گذشت سلطان حسین بایقرا (۹۱۱ هجری قمری) قهستان جزو قلمرو او به مرکزیت هرات بود و همواره یکی از فرزندانش حاکم آن منطقه بود و با مرگ سلطان حسین بایقرا دوباره آشوب بر منطقه حاکم شد و از سال ۹۱۴ ازبکها یکه تاز خطه قهستان شدند.

از سال ۹۱۶ هجری قمری با غلبه شاه اسمعیل صفوی بر «شیبک خان ازبک» خراسان و قهستان به حاکمیت صفویان درآمد و از آن پس اگرچه صفویان تا حدود دو قرن و نیم بر خراسان و قهستان حاکم بودند، اما گاه خراسان مورد تعرض ازبکها قرار می گرفت و امنیت و آرامش مردم دچار تزلزل می شد کما اینکه در سال ۱۰۰۷ هجری قمری شاه عباس صفوی به خراسان آمد و ازبکها را از خراسان بیرون راند و گناباد و خواف و باخرز به «محراب خان قاجار» سپرده شد.

در دوران حکومت افشاریه شخصی به نام «پیرمحمد» از طرف «رضاقلی خان» سردار خراسان بر گناباد حکومت می کرد.

بعد از قتل نادرشاه افشار در سال ۱۱۶۱ هجری قمری هر یک از سردارانش با قبیله خود راه دیاری پیش گرفت. «احمد خان سدوزانی» در اندیشه تسخیر خراسان به مشهد وارد شد و سردار «جهان خان» و «نصرخان» حاکم بلوچستان را به دفع «علیمردان خان» زنگویی، حاکم تون و طبس فرستاد و در کاخک گناباد بین نصرخان و علیمردان خان جنگ سختی در گرفت و علیمردان خان در آن جنگ کشته شد و گناباد به تصرف افغانها درآمد.

در اوایل قرن سیزدهم هجری ایل شیبانی که با قاجاریه مخالفت می کردند گناباد را گرفتند و پس از آن شیبانیها که حاکم طبس بودند بر گناباد نیز حکم می راندند.

در واپسین سالهای حکومت قاجار نیابت حکومت گناباد به عهده شخصی به نام «حاج حسینقلی بیک» دست نشانده حاکم طبس بود و پس از او پسرانش نایب الحکومه گناباد بودند. در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی هم «عباس خان سالار اشجع» از سران طوایف تیموری و هوادار کلنل محمد تقی خان پسیان حکومت گناباد را در دست داشت .

برگرفته از فصل دوم قنات قصبه گناباد یک اسطوره نوشته دکتر پاپلی یزدی

آشنایی کلی با بجستان

مقاله بجستان‌ در دائره المعارف بزرگ اسلامی

بجستان‌ يكى‌ از بخشهاي‌ شهرستان‌ گناباد است‌. اين‌ بخش‌ در شمال‌ غربى‌ شهرستان‌ گناباد واقع‌ شده‌، و داراي‌ 3 دهستان‌ به‌ نامهاي‌ بجستان‌، جزين‌ يا زين‌آباد و يونسى‌ (به‌ لهجة محلى‌ يُنسى‌) است‌ ( سازمان‌...، 22؛ سرشماري‌...، پنجاه‌). بجستان‌ در سابق‌ از توابع‌ فردوس‌ بود و پس‌ از آنكه‌ گناباد شهرستان‌ شد، يكى‌ از بخشهاي‌ آنجا گرديد كه‌ از دو دهستان‌ به‌ نام‌ ميان‌ تكاب‌ در جنوب‌، و لب‌كوير در شمال‌ تشكيل‌ مى‌شد (تابنده‌، 174- 175).

قسمتى‌ از شمال‌ بجستان‌ كه‌ نزديك‌ كوير نمك‌ است‌، آب‌ و هواي‌ گرم‌ و خشك‌ دارد، ولى‌ بخشهاي‌ مركزي‌ و جنوبى‌ و شرقى‌ آن‌ داراي‌ آب‌ و هواي‌ كم‌ و بيش‌ معتدل‌ است‌ (همو، 174). كوههاي‌ بيزنگ‌، گرگان‌، آهنگ‌ و زين‌آباد در قسمت‌ غربى‌ گناباد و در بخش‌ بجستان‌ واقع‌ است‌ (بهرامى‌، 334). كوههاي‌ سليمان‌ نيز در جنوب‌ بجستان‌ و شمال‌ قاين‌ قرار دارد و قسمت‌شرقى‌ فلات‌ طبس‌ به‌ كوههاي‌ بجستان‌ متصل‌ است‌ (كيهان‌، 1/56، 62).
اراضى‌ منطقه‌ با 194 رشته‌ قنات‌ آبياري‌ مى‌شود. آب‌ قناتهاي‌ آن‌ شيرين‌ و گواراست‌، فقط آب‌ چند آبادي‌ كه‌ در حدود شمال‌ شرقى‌ بجستان‌ واقع‌ شده‌، مانند يونسى‌ و مارنديز، اندكى‌ شور، اما قابل‌ استفادة كشاورزي‌ است‌ (تابنده‌، همانجا). قنات‌ گل‌ بيد از قناتهاي‌ معروف‌ بجستان‌ است‌ و 15 كم طول‌ دارد و عمق‌ مادر چاه‌ آن‌ 75 متر است‌ (پورابراهيم‌، 186). رود موسمى‌ كال‌ شور در شمال‌ بجستان‌ در دهستان‌ يونسى‌ جريان‌ دارد. عمق‌ آن‌ در حدود 4 تا 5 متر است‌، ولى‌ آب‌ آن‌ قابل‌ شرب‌ و زراعت‌ نيست‌ و فقط براي‌ تهية نمك‌ از آن‌ استفاده‌ مى‌شود. اين‌ رود از كوه‌ سرخ‌ كاشمر سرچشمه‌ گرفته‌، پس‌ از جريان‌ يافتن‌ به‌ سمت‌ شمال‌ باختري‌ به‌ همراه‌ دو رودخانة مهم‌ ديگر به‌ نام‌ كال‌سالار و كال‌ شصت‌ دره‌، تشكيل‌ رودخانة واحدي‌ را مى‌دهد. طول‌ اين‌ رود حدود 150 كم است‌ كه‌ با ادامة جهت‌ به‌ طرف‌ باختر در بخش‌ بجستان‌ به‌ كوير نمك‌ مى‌ريزد. اين‌ رودخانه‌ پس‌ از عبور از دهستان‌ يونسى‌ است‌ كه‌ كال‌ شور ناميده‌ مى‌شود (مجتبوي‌، 41-42).


بجستان‌ داراي‌ معادن‌ متعددي‌ است‌ ( مشهد...، .(76 محصولات‌ عمدة كشاورزي‌ آن‌ نيز گندم‌، جو، پنبه‌، زعفران‌ و ميوه‌، خصوصاً انار، گلابى‌، هندوانه‌، زردآلو، انجير و انگور است‌ (تابنده‌، 177؛ برزگر، 173). اكنون‌ بيشترين‌ زمينهاي‌ زراعتى‌ بجستان‌ به‌ كشت‌ زعفران‌ اختصاص‌ يافته‌ است‌ (همو، 171). پرورش‌ كرم‌ ابريشم‌ در بجستان‌ رواج‌ دارد و ابريشم‌ درگذشته‌ از صادرات‌ مهم‌ آن‌ به‌ شمار مى‌رفته‌ است‌ (نك: بهرامى‌، 335). پارچة بَرَك‌ بجستان‌ درگذشته‌ به‌خصوص‌ در دورة قاجار شهرت‌ خاص‌ داشت‌. قاليچه‌ نيز در بجستان‌ بافته‌ شده‌، به‌ خارج‌ صادر مى‌شود (تابنده‌، همانجا).


اهالى‌ بجستان‌ مانند ديگر مردم‌ گناباد شيعة اثنا عشري‌ هستند (همو، 178). علما و فقها و محدثان‌ بسياري‌ از بجستان‌ برخاسته‌اند (همو، 179).
شهر بجستان‌: اين‌ شهر در 58 و 11 طول‌ شرقى‌ و 34 و 31 عرض‌ شمالى‌ قرار دارد و ارتفاع‌ آن‌ 250 ،1متر است‌. در 1375ش‌ جمعيت‌ شهر بجستان‌ 307 ،9نفر بود ( سرشماري‌...، سى‌ و نه‌).
درگذشته‌ بجستان‌ قصبة بزرگى‌ بوده‌، و جادة قديم‌ مشهد - يزد از آن‌ مى‌گذشته‌ است‌. شهر بجستان‌ 4 رشته‌ قنات‌ دارد كه‌ در داخل‌ شهر جاري‌ است‌ (تابنده‌، 176)، ولى‌ از هنگام‌ استفاده‌ از چاههاي‌ شهرداري‌،آب‌ قناتها به‌ميزان‌ قابل‌توجهى‌ كاهش‌ يافته‌است‌(مجتبوي‌، 74). پيش‌ از 1345ش‌ كه‌ شهر هنوز لوله‌كشى‌ نشده‌ بود، آب‌ انبارهاي‌ بزرگ‌ و حوضهايى‌ وجود داشته‌ كه‌ آب‌ موردنياز را ذخيره‌ مى‌كرده‌اند (همو، 82 -83).

پيشينة تاريخى‌:

قدمت‌ بجستان‌ همچون‌ گناباد احتمالاً به‌ دورة هخامنشى‌ مى‌رسد (همو، 49). در تُرفان‌ (چين‌) كتيبه‌اي‌ به‌ زبان‌ و خط پهلوي‌ كشف‌ شده‌ كه‌ از وجود شخصيتى‌ تاريخى‌ با نام‌ «مهر» ياد كرده‌، و محل‌ درگذشت‌ او را بجستان‌ آورده‌ است‌ (برزگر، 50). در قرون‌ اولية اسلامى‌ بجستان‌ مانند گناباد ضميمة ولايت‌ قهستان‌، و مدتى‌ ضميمة نيشابور و گاهى‌ از توابع‌ هرات‌ شمرده‌ مى‌شد (مجتبوي‌، 50). ياقوت‌ بجستان‌ را از قراي‌ نيشابور دانسته‌ است‌ (1/497).
حافظ ابرو در قرن‌ 9ق‌ از بجستان‌ به‌ عنوان‌ ناحيه‌اي‌ «مختصر» مشتمل‌ بر 3 قريه‌ با نامهاي‌ زين‌آباد، مارندز، يونسى‌، و 20 مزرعه‌ نام‌ برده‌، و آن‌ را از نواحى‌ هرات‌ به‌ شمار آورده‌ است‌ (2/44). ظاهراً لشكريان‌ تيمور در مسير حركت‌ به‌ خراسان‌ از بجستان‌ گذشته‌اند (مجتبوي‌، 118، 168-169). اين‌ شهر در عهد صفويه‌ نيز در معرض‌ تاخت‌ و تاز ازبكان‌ بود (همو، 118). بجستان‌ در 1289ق‌/1872م‌ قحطى‌ شديدي‌ را به‌ خود ديد كه‌ باعث‌ مرگ‌ و مير و مهاجرت‌ گروههايى‌ از اين‌ ناحيه‌ گرديد ( مشهد، همانجا).


آثار باستانى‌:

در حاشية شرقى‌ گورستان‌ شهر، مسجدي‌ واقع‌ است‌ كه‌ اهالى‌ به‌ اين‌ محوطه‌، صُنعه‌ يا صمعه‌ مزار مى‌گويند كه‌ با توجه‌ به‌ نوع‌ استفاده‌ از آن‌ بايد همان‌ صومعه‌ يا معبد باشد و گمان‌ مى‌رود كه‌ اين‌ مكان‌ در دورانهاي‌ پيشين‌ پرستشگاه‌ مهر بوده‌ است‌ (مجتبوي‌، 159).

قلعه‌ دختر بجستان‌ يا قلعة گرد كوه‌ بر فراز قله‌اي‌ منفرد و رفيع‌ در 5 كيلومتري‌ جنوب‌ غربى‌ قرية مزار در كوهستانى‌ به‌ همين‌ نام‌ (نام‌ محلى‌ آن‌ گُركو) قرار دارد كه‌ اصل‌ آن‌ از دورة ساسانى‌ و يا پيش‌ از آن‌ است‌ و در اواخر سدة 5ق‌ به‌ تصرف‌ اسماعيليان‌ نزاري‌ درآمد و در سدة 7ق‌ توسط هولاكوخان‌ مغول‌ ويران‌ شد (پورابراهيم‌، 247-250). اين‌ قلعه‌ مانند ديگر قلعه‌ دخترهاي‌ ايران‌ نام‌ خود را از ايزد اناهيتا گرفته‌ است‌ (مجتبوي‌، 137).


مهم‌ترين‌ اثر تاريخى‌ بجستان‌ مسجد جامع‌ بزرگ‌ شهر است‌ كه‌ در زمان‌ ميرزا شاهرخ‌ پسر امير تيمور و توسط محمد بن‌ فخرالدين‌ بجستانى‌ بنا شده‌ است‌ (تابنده‌، 54، 175). اين‌ مسجد دو ايوانى‌ در زمان‌ شاه‌ عباس‌ اول‌ (1024ق‌) و اخيراً در 1372ش‌ مرمت‌ شده‌ است‌ (همو، 54؛ مجتبوي‌، 157). آثار قلعة قديمى‌ شهر نيز در حسينية حاجيه‌ ديده‌ مى‌شود (نك: تابنده‌، 177). در زين‌آباد و يونسى‌ كاروانسراهايى‌ وجود دارد كه‌ به‌ رباط شاه‌ عباس‌ معروفند (مجتبوي‌، 162؛ برزگر، 78). همچنين‌ مى‌توان‌ به‌ پل‌ يونسى‌ كه‌ با 9 چشمه‌ بر روي‌ رودخانة كال‌شور قرار گرفته‌، و از آثار دورة صفوي‌ است‌، اشاره‌ كرد (مجتبوي‌، همانجا؛ تابنده‌، 181).


مآخذ:

برزگر، على‌، گذر سرزمين‌ ايزد، تهران‌، 1370ش‌؛ بهرامى‌، تقى‌، جغرافياي‌ كشاورزي‌ ايران‌، تهران‌، 1333ش‌؛ پورابراهيم‌، حسين‌، جغرافياي‌ گناباد، گناباد، 1371ش‌؛ تابنده‌، سلطان‌ حسين‌، تاريخ‌ و جغرافى‌ گناباد، تهران‌، 1348ش‌؛ حافظ ابرو، عبدالله‌، تاريخ‌، به‌ كوشش‌ درتئا كراوولسكى‌، ويسبادن‌، 1982م‌؛ سرشماري‌ عمومى‌ نفوس‌ و مسكن‌ (1375ش‌)، نتايج‌ تفصيلى‌، استان‌ خراسان‌، تهران‌، 1376ش‌؛ سازمان‌ تقسيمات‌ كشوري‌ جمهوري‌ اسلامى‌ ايران‌، وزارت‌ كشور، تهران‌، 1376ش‌؛ كيهان‌، مسعود، جغرافياي‌ مفصل‌ ايران‌، تهران‌، 1311ش‌؛ مجتبوي‌، حسين‌، جغرافياي‌ تاريخى‌ گناباد، مشهد، 1374ش‌؛ ياقوت‌، بلدان‌؛ نيز:
Meshed and Northeastern Iran, ed. L. W. Adamec, Graz, 1981.
ابوالحسن‌ مبيّن‌

ادامه دارد....

ادامه نوشته