براساس متون تاریخی در زمان مادها و هخامنشاین بر صفحات جنوبی خراسان و از جمله گناباد وبجستان «ساگارتیها» حکمروایی داشتند و اگرچه آنها که از تبار آریایی بودند به طریق شبانی و چادرنشینی زندگی می گذرانیدند و هنرشان شکار و جنگ آوری و کمنداندازی بود اما در قلمرو آنها اقوام یکجانشین هم بودند و از موهبت قنوات گناباد استفاده می کردند.

احتمالاً در دوران سلطنت مهرداد اشکانی (۱۷۴ تا ۱۳۶ پیش از میلاد) سرزمین ساگارتیان به تصرف اشکانیان درآمد و از آن دوران گناباد جزئی از قلمرو اشکانیان شد.
خاستگاه اسطوره ای جنگ دوازده رخ در گناباد هم شاید همانند اکثر اسطوره های شاهنامه، مربوط به همان دوران باشد. در دوران ساسانیان گناباد جزئی از ایرانشهر بوده و بنا به نوشته بلاذری در سال ۲۹ هجری بین سپاهیان یزدگرد آخرین پادشاه ساسانی و «نیزک طرخان» بزرگ هپتالیان در گناباد جنگ سختی در گرفت و سپاهیان یزدگرد پریشان شدند و همان هپتالیان معارض عمده سپاهیان اسلام در جریان فتح قهستان بودند و مسلمانان آنها را شکست دادند و قهستان را فتح کردند.
از تاریخ گناباد در دو قرن اول هجری اطلاع چندانی در دست نیست اما از واقعه شهادت حضرت رضا (ع) جنوب خراسان نیز متاثر شد و حضور دو برادر آنحضرت «محمد عابد» در کاخک و «زید» در افریز نزدیک کاخک موجب شد تا آن منطقه به متون تاریخی راه یابد. کاخک همانند روستای سناباد به برکت مرقد مطهر امام هشتم (ع) رو به آبادانی گذاشت، ظاهراً بعد از قرن سوم هجری قمری بعنوان زیارتگاه آزاد مردی شریف تبار به نام «محمد عابد» مورد عنایت و توجه شیعیان قرار گرفت و به مرور رونق یافت.
در طول قرن سوم هجری گناباد بجستان و دیگر بلاد قهستان تحت حاکمیت طاهریان و بعد صفاریان بود. در سال ۲۹۵ هجری قمری «احمد» پسر و جانشین امیر اسماعیل سامانی سیستان و جنوب قهستان را به قلمرو سامانیان افزود. از اواخر سال ۲۹۹ هجری قمری تا حدود یکصد سال بعد قهستان به صورت اقطاع از سوی سامانیان به «ابو عمران سیمجور» و فرزندانش داده شد و در سال ۳۸۹ هجری قمری ابوالقاسم سیمجور با پیروزی محمود غزنوی بر سامانیان، قهستان به «ارسلان هندوبچه» سپرده شد و او به ابوالقاسم سیمجور والی سامانی قهستان حمله برد و ابوالقاسم از گناباد عازم ری شد.
سلجوقیان در سالهای ۲۵-۴۲۴ بر مسعود غزنوی شوریدند ودر سال ۴۲۸ هجری قمری به قهستان در قلمرو او رخنه کردند و پس از عبور از گناباد تا تون پیش رفتند.
در سال ۴۸۴ هجری قمری یکی از یاران فعال «حسن صباح» رهبر فرقه اسماعیلیه به نام «حسین قاینی» به دستور او وارد قهستان شد و فدائیان اسماعیلی آن سامان را گرد هم آورد.
ظلم و تعدی «قزل ساروغ» شحنه ملک شاه سلجوقی در قهستان موجب شد تا مردم قهستان به اسماعیلیه گرایش پیدا کنند و اسماعیلیه قهستان با اتکا به پشتیبانی مردم در سال ۴۸۵ هجری قمری قیام علنی خود را اعلام و در جنگی با سپاه ملک شاه به فرماندهی قزل ساروغ در قلعه «دره» توانستند تسلط خود را بر آن قلعه تداوم بخشند و تا سال ۴۹۶ هجری قمری بر تمامی قهستان از جمله شهرهای خور، خوسف، زوزن، قاین، تون، جنابد (گناباد) و نواحی مجاور آن چیزه شوند.
در سال ۶۰۱ هجری قمری «ملک علاء الدین غوری» از غور لشکر به قهستان کشید و در جنابد قلعه کاخ (کاخک) را فتح کرد و به غور بازگشت. با این وجود قهستان همچنان در اختیار اسماعیله باقی ماند. متون تاریخی از یورش ویرانگر مغولها (سالهای ۶۱۷ و ۶۱۸ هجری قمری )به قهستان و خرابی آن سامان خبر نمی دهند.
بنا به نوشته «مهناج سراج» در کتاب «طبقات ناصری» در سال ۶۲۱ هجری قمری فرمانده اسماعیلی قهستان «محتشم شهاب منصور ابوالفتح» مردی با انصاف و مردم دار و دانا به علم و حکمت و فلسفه در خراسان بی مانند بوده و در طول دو سه سالی که خراسان در آتش فتنه مغولها می سوخته هزار و هفتصد خلعت و هفتصد اسب از خزانه او به علما و غربا رسیده است. مقر محتشم شهاب به احتمال قریب به یقین در گناباد و در قلعه ای بوده که اکنون نیز به قلعه شهاب معروف است.
در سال ۶۵۴ هجری قمری هلاکوخان مغول قلعه های اسماعیلیه در قهستان را تسخیر کرد و به حاکمیت یکصد و هفتاد ساله اسماعیلیه بر قهستان پایان داد. پس از بر افتادن اسماعیلیه از قهستان، ملوک آل کرت بر قهستان و از جمله گناباد مسلط شدند و مدتی هم «گیوک» نامی از امرای مغول بر قهستان حکم می راند. در اوایل سده هشتم هجری در شمال خراسان خاندانی از وابستگان مغولها در صدد محکم کردن جای پای خود در قهستان به مرکزیت گناباد برآمد. بزرگ این خاندان که «امیر مولای» نام داشت در جنگی که به سال ۷۰۵ هجری قمری میان او و «علیشاه» (شمس الدین علی فرزند ملک نصیرالدین سستانی) رخ داد غالب شد و شمال قهستان به تصرف مولاییان درآمد.
امیر مولای در سال ۷۰۶ هجری قمری در گذشت و سپرش «امیر عبدالله» جانشین او شد و از آغاز قرن هشتم هجری قمری که گناباد مرکز قهستان شد، امیر عبدالله مولایی تا حدود پنجاه سال در آنجا می نشست و بر شمال قهستان حکم می راند و پس از او فرزندش «امیر محمد بیک» و بعد فرزند دیگرش «ساتلمش» و بعد از ساتلمش برادر زاده اش «امیر جعفربیک» بر قهستان با مرکزیت گناباد حکومت می کردند که در نهایت «ملک معزالدین حسین کرت» در گناباد بر او چیره شد و صاحب قلمرو مولاییان گردید. از آن پس گناباد مرکزیت خود را در قهستان از دست داد و مطیع هرات شد.
در سال ۷۸۳ هجری قمری هرات به تصرف تیمور درآمد و آل کرت برافتاد و قلمرو آن قوم که گناباد هم جزو آن بود به تیموریان تعلق گرفت و «میران شاه» پسر تیمور بر آن مسلط شد. آن مناطق بعدها به شاهرخ، فرزند دیگر تیمور سپرده شد.
از سال ۸۵۰ هجری قمری تا حدود سال ۸۷۵ اوضاع خراسان و قهستان نابسامان بود و بر مردم ستم بسیار می رفت تا جایی که نوشته اند جمعی از مردم قهستان در سالهای سخت پس از مرگ ابوسعید در سال ۷۸۲ تا روی کار آمدن سلطان حسین بایقرا قهستان را ترک کردند و به کرمان رفتند و از «زینل بیک» پسر اوزن حسن آق قویونلو استمداد جستند.
تا در گذشت سلطان حسین بایقرا (۹۱۱ هجری قمری) قهستان جزو قلمرو او به مرکزیت هرات بود و همواره یکی از فرزندانش حاکم آن منطقه بود و با مرگ سلطان حسین بایقرا دوباره آشوب بر منطقه حاکم شد و از سال ۹۱۴ ازبکها یکه تاز خطه قهستان شدند.
از سال ۹۱۶ هجری قمری با غلبه شاه اسمعیل صفوی بر «شیبک خان ازبک» خراسان و قهستان به حاکمیت صفویان درآمد و از آن پس اگرچه صفویان تا حدود دو قرن و نیم بر خراسان و قهستان حاکم بودند، اما گاه خراسان مورد تعرض ازبکها قرار می گرفت و امنیت و آرامش مردم دچار تزلزل می شد کما اینکه در سال ۱۰۰۷ هجری قمری شاه عباس صفوی به خراسان آمد و ازبکها را از خراسان بیرون راند و گناباد و خواف و باخرز به «محراب خان قاجار» سپرده شد.
در دوران حکومت افشاریه شخصی به نام «پیرمحمد» از طرف «رضاقلی خان» سردار خراسان بر گناباد حکومت می کرد.
بعد از قتل نادرشاه افشار در سال ۱۱۶۱ هجری قمری هر یک از سردارانش با قبیله خود راه دیاری پیش گرفت. «احمد خان سدوزانی» در اندیشه تسخیر خراسان به مشهد وارد شد و سردار «جهان خان» و «نصرخان» حاکم بلوچستان را به دفع «علیمردان خان» زنگویی، حاکم تون و طبس فرستاد و در کاخک گناباد بین نصرخان و علیمردان خان جنگ سختی در گرفت و علیمردان خان در آن جنگ کشته شد و گناباد به تصرف افغانها درآمد.
در اوایل قرن سیزدهم هجری ایل شیبانی که با قاجاریه مخالفت می کردند گناباد را گرفتند و پس از آن شیبانیها که حاکم طبس بودند بر گناباد نیز حکم می راندند.
در واپسین سالهای حکومت قاجار نیابت حکومت گناباد به عهده شخصی به نام «حاج حسینقلی بیک» دست نشانده حاکم طبس بود و پس از او پسرانش نایب الحکومه گناباد بودند. در سال ۱۳۰۰ هجری شمسی هم «عباس خان سالار اشجع» از سران طوایف تیموری و هوادار کلنل محمد تقی خان پسیان حکومت گناباد را در دست داشت .

برگرفته از فصل دوم قنات قصبه گناباد یک اسطوره نوشته دکتر پاپلی یزدی