ادبیات بومی یا اقلیمی به ادبیات شکل گرفته بر اساس یک زبان یا گویش در سرزمین بخصوصی اطلاق میشود که غنای ادبیاتی داشته باشد و به بیان فرهنگ آن سرزمین پرداخته باشد .

افسانه ها

تعریف افسانه

افسانه که در کتب لغت، مترادف واژه های: قصه و اسطوره به کار رفته است از لحاظ ادبی به سرگذشت یا رویدادی خیالی از زندگی انسانها، حیوانات، پرندگان یا موجودات و همی چون دیو و پری و غول و اژدها اطلاق می شود که با رمز و رازها و گاه مقاصدی اخلاقی، آموزشی توأم است و نگارش آن بیشتر به قصد سرگرمی و تفریح خوانندگان انجام می گیرد.

افسانه . [ اَ ن َ / ن ِ ] (اِ) سرگذشت و حکایات گذشتگان باشد. (برهان ) (آنندراج ) (انجمن آرای ناصری ) (از مجمع الفرس ). قصه . داستان . حکایت . تمثیل . سرگذشت . (ناظم الاطباء). حکایت گذشتگان . فسانه نیز در این لغت است . (مؤید)(شرفنامه ٔ منیری ). آفسانه و اوفسانه نیز هست . (آنندراج ) (از مجمع الفرس ). اساطیر. حدیث . اسطاره . اسطوره . قصه و حکایت بی اصل و دروغ که برای قصدی اخلاقی یا تنها برای سرگرم کردن ساخته اند. احدوثه . قصه ها که برای اطفال گویند. فسانه . (یادداشت مؤلف ) :

لغت‌نامه دهخدا

که از آبگینه همی خانه کرد

وزان خانه گیتی پر افسانه کرد.

فردوسی .

هرکس که این مقامه بخواند بچشم خرد و عبرت اندر این بایست نگریست نه بدان چشم که افسانه است . (تاریخ بیهقی ص 168). این افسانه است با بسیار عبرت . (تاریخ بیهقی ص 186).

افسانه یا یا اوسانه یا هر نام دیگری که از گذشته‌های دور به این قالب فرهنگی داده شده باشد، نمودی جذاب از فرهنگ هر قوم و ملت می‌تواند باشد. بسیاری از ما کودکی‌ای همراه با زمزمه‌های رواییِ خیال انگیز بزرگ‌ترها – مادر، مادربزرگ، پدر، پدربزرگ و... – را سپری کرده ایم. و کم نیستند در میان ما بزرگ سالان، آدم‌هایی که یادآوری افسانه‌های شنیده به روزگار خُردی آن‌ها را غرق در شعف و احساسات خوش می‌کند.

افسانه‌ها یا همان ماجراهای خیال انگیز سرگرم کننده که بعضا درس زندگی نیز می‌آموزاند کارکردی فراتر نیز پیدا می‌کند: حفظ فرهنگ و یادآوری غنای فرهنگی و بازتاب زیست فرهنگی جوامع و جز این ها. اینجاست که می‌بینیم در جهان متمدن امروز افسانه‌ها را جدی می‌گیرند و به مثابه موضوع پژوهش‌ها و منبع اقتباس فیلم‌ها و نمایش‌ها از آن بهره می‌برند و حتی نویسندگانی آن‌ها را بازآفرینی می‌کنند و صورتی امروزی به آن می‌بخشند. با توجه به ماهیت شفاهی افسانه، اهل پژوهش و دوستداران تمدن دریافته اند که ناگزیرند از مکتوب کردن آن. از این رو، کتاب‌های فراوانی در جهان و از جمله ایران ما منتشر می‌شود که شامل افسانه‌هایی از زبان ناقلان آن و البته پیاده شده بر کاغذ است.

یکی از راه‌های سرگرمی در گذشته، اُوْسَانَه(افسانه)خوانی بوده است. در گذشته، راویانی خوش‌بیان و شیرین‌سخن بوده‌اند که اوسنه می‌گفته‌اند. عموماً در شب‌های سرد زمستان، پیر و جوان دور کُرسی جمع می‌شده‌اند تا پدربزرگ یا مادربزرگ برایشان اوسنه بگویند. اوسنه‌ها به چند دسته تقسیم می‌شوند: حماسی_پهلوانی، پند و اندرزی، عاشقانه و... در میان اوسنه‌ها همیشه نتیجه‌گیری‌هایی وجود دارد که گاه در آن ایجاد انگیزه و امید نهفته است یا بیان آمال و آرزو و یا نوعی نگرش به زندگی انسانی. محور اصلی اوسنه‌ها عموماً انسان و زندگی است. نکته‌ی دیگری که در اوسنه‌ها برای نگارنده جالب توجه است، این است که مخاطبان از هر طیف سنی را در بر می‌گیرد. به‌بیان دیگر، با یک اوسنه هم کودک می‌تواند ارتباط برقرار کند و هم مردی میان‌سال! هرکدام از ظن خود با آن اوسنه‌ها ارتباط معنوی برقرار می‌کرده‌اند.

خراسان ما به عنوان منطقه‌ای با پیشینه درخور توجه تاریخی و فرهنگی نمی‌تواند از افسانه‌های ویژه خود غنی نباشد. خراسان بزرگ سرشار است از افسانه‌های کهن و خوشبختانه در دهه‌های اخیر عده‌ای از اهل قلم با درک بایستگی ثبت مکتوب این گنجینه از منابع گوناگون سود برده و افسانه‌های این خطه را نوشته‌اند