خوش به حال شهدا نورِ صفا را دیدند
در شبِ واقعه مصباح هدی را دیدند
خوش به حال شهدا چشم ز دنیا بستند
در عوض بارگه هفت سماء را دیدند
خوش به حال شهدا بندۀ شیطان نشدند
در تجلی گه اخلاص خدا را دیدند
خوش به حال شهدا، وای به حالِ من و تو
ما کجا و شهدا، بین که کجا را دیدند
ما پِی تذکرۀ کربُبَلا می گردیم
شهدا شاه ذبیحأ به قفا را دیدند
خوش به حال شهدا عقده گشایی کردند
اهتزازِ علم عقده گشا را دیدند
دست بر سینه نهادند و سلامی دادند
تاکه فرماندهی کل قوا را دیدند
نام فرماندۀ کل شهدا عباس است
ای خوش آن قوم یل شیر خدا را دیدند

« نیمه اردیبهشت ماه »

شعری از جواد شهابی مزار

تقدیم به روح ملکوتی شهید سرافراز ،سید احمد شوقی مزار ،که در هجدهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۶۶ در درگیری با منافقین کوردل ،برای رهایی خانواده‌ای به گروگان گرفته شده ،مرگ را به سخره گرفت و جام نوشین شهادت را سر کشید .

به راستی که چنین مرگی غبطه بزرگ زندگانی است .تقدیم به او و تمام شهدای مدافع امنیت،

یادم نمانده است ولی فکر می‌کنم ،
یک دو سه روز بعد نیمه اردیبهشت بود
انگار مس درون سینه او ذوب می‌کنند.

مردی در آن طرف خط شنیده بود که یک عده نابکار
یک خانواده را به گروگان گرفته‌اند
مسئول جان و امنیت یک قبیله بود
از بس که گنده دل و راد مرد بود
در زندگی، فقط به خودش پشت کرده بود
می‌رفت و من تمام وجودم مچاله بود
چند تا لباس خاکی و پوتین وصله‌دار
ماهی دو روز و چند دقیقه مرخصی
دلتنگی تمام محله برای او
انگار او برادر اهل محله بود

ادامه