برخیز ز خواب ناز و بنگر
گرگوه به زیر ابر، اندر

با چهره ی شسته ی به باران
بر کرده ز روی کوه‌ها سر

آن هیبت بندباغ را بین
در غُرّه ه ی بیست و چار آذر

هر چند که باد سرد‌ پاییز
بر جان زمین زند چو خنجر

لیکن نظری به سوی گرگوه
از روی دو صد نگار، بهتر

یادآور هیبت ««دماوند»
در شعر « بهار » بلکه بهتر

ریگ کف رودخانه ی آن
از لولوء شاهوار، خوشتر

برخیز که قلب گرم گرگوه
از دیدن تو چو مرغ بی پر

همراه صدای کبک، گهگاه
بشنو تو صدای ناز تندر

تیر گز رستم است انگار
از کال مجنگو بر کشد سر

صد حیف که آب چشمه ی آن
گشته است چو لوله ی سماور

با این همه، باز کِشته دهقان
گاورس چو شلغم و چغندر

بر جانب مغرب مجنگو
یک لحظه ز روی لطف بنگر

بر قله ی کوه خاطراتت
دیواره ببین ز قلعه‌دختر

هر ریگ ز ریگزار سنگرد
از معدن زر ناب بهتر

گر طوبی و سدره خواهی اکنون
بر شوله و بیدمشک بنگر...

بر قله ی «سبروقِ» عزیزم
از هرچه بهشت عدن، خوشتر

محمود تو ناتوان ز وصفی
از وصف بهشت خویش بگذر

یخ زد دو لب من و دو انگشت
از سردی صبح و باد آذر

قندیل شده ست استخوانم
نه شعله آتشی نه اخگر

بر بام بلند آسمانم
بر قله ی «سبروقِ» دلاور

بر زیر دو پای من «مجنگو»
در مغرب من دو «تنگ مو در»

از ذوق مزار می کنم من
در کوه چو کبک مست، کرکر

این شعر هنوز ادامه دارد
تکمیل کنم به وقت بهتر ..


#شعر از استاد محمود_حسنخوانی_مزار

___________________________________

#پانوشت:

غُره: آغاز هر چیز ،در اینجا آغاز روز، صبح زود
سنگرد: نام سنگ‌چینی نزدیک قله
طوبی و سدره: نام دو درخت در بهشت
شوله: نوعی بوته شبیه بیدمشک
تنگ مو در ( تگ مو در (میان دره): منطقه ای پای کوه