تبليغاتX
مزار،زادگاه زیبای من
نمایه ای دیگراز فصلنامه پیام آصف
طرح هادی روستایی چیست؟

 

 مقدمه طرحهای هادی روستای از جمله پروژه هایی محسوب می گردند که در راستای فراهم سازی زمینه توسعه و عمران نقاط روستایی تهیه و اجرا می شوند . پایه چنین طرحهای در کشور ما از سال 1362 و تحت عنوان ،روان بخشی روستاها ، در یکی از نقاط روستایی شهرستان شهرکرد و توسط وزیر مسکن و شهرسازی وقت به مورد اجرا گذاشته شد ، و در سالهای بعد به خصوص از سال 1366 توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی با جدیت تمام پی گیری شد . تجدید حیات و هدایت روستاها از ابعاد کالبدی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی از جمله ، اهداف مورد نظر در طرحهای مذکور می باشد. تعريف بر اساس آئین نامه نحوه بررسی و تصویب طرحهای توسعه عمران محلی ، ناحیه ای ، منطقه ایی ، و ملی و مقررات شهرسازی و معماری کشور مصوب مورخه 12/10/78 هیأت دولت، طرح هادی روستایی عبارت از : طرحی است که ضمن ساماندهی و اصلاح بافت موجود ، میزان و مکان گسترش آتی و نحوه استفاده از زمین برای عملکرد های مختلف از قبیل مسکونی ، تولیدی ، تجاری و کشاورزی ، و تأسیسات و تجهیزات و نیازمندیهای عمومی روستایی را بر حسب مورد در قالب مصوبات طرحهای ساماندهی فضا و سکونتگاههای روستایی یا طرحهای جامع ناحیه ای تعیین می نماید. مراحل تهيه طرح هادي مرحله اول: تهیه نقشه پایه و وضع موجوذ روستا مرحله دوم : مطالعات پایه و تشخیص وضعیت مرحله سوم : تحلیل و استنتاج از بررسیها و تدوین چشم اندازها مرحله چهارم: تعيين پروژه های پيشنهادی و تهيه طرح هادی اهداف تهيه و اجراي طرح هادي روستايي 

در نخستین فصل آئین نامه اجرایی تهیه و تصویب طرحهای هادی روستایی اهداف مورد نظر به شرح زیر عنوان شده است :

 1- ایجاد زمینه توسعه و عمران روستاها با توجه به شرایط فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی . 2- تأمین عادلانه امکانات از طریق ایجاد تسهیلات اجتماعی ، تولیدی و رفاهی . 3- ایجاد تسهیلات لازم جهت بهبود مسکن روستائیان و خدمات بهزیستی و عمومی . 4- ایجاد شبکه ارتباطی منظم ، و ساماندهی منطقی نظام توزیع خدمات در سطح روستاهای دهستان . 5- ایجاد زمینه بهبود وضعیت اقتصادی روستاها از طریق تسهیلات تولیدی ، اشتغال ، و ارتقاء درآمد روستائیان . 6- هدایت وضعیت فیزیکی ( کالبدی ) روستا. -

 بطور کلی و براساس اهداف فوق الذکر ، طرح هادی روستایی در راستای فراهم سازی توسعه و عمران روستاها می بایستی از رویکرد های متفاوت و جامعی برخوردار باشد. - اولویت واژه توسعه برعمران که دارای بارمعنایی وسیع و متشکل از نظامی جامع و چند بعدی ، به لحاظ ساختارها و زیر ساختهای اقتصادی – اجتماعی ، فرهنگی و کالبدی می باشد ، خود گواه این موضوع است که تنها هدف طرح هادی ، عمران یا رشد زیر ساختهای فیزیکی و کالبدی روستا نمی باشد ، بلکه توسعه روستا به عنوان یک فرایند جامع و جند بعدی از اساسی ترین اهداف مورد نظر تلقی شده است .

 ب: اهداف عمومی از اجرای پروژه های عمران روستایی به شرح زیر است : 1- افزایس راندمان کار روستائیان 2- بهبود معیشت و رفاه سط زندگی در روستاها 3- جلب سرمایه گذاری در روستاها 4- تکمیل و اصلاح چرخه تولید – مصرف روستایی 5- پیشگیری از مهاجرت بی رویه روستاییان به شهرها

مشکلات عمران روستاها بطور کلی عمران روستاها با مشکلاتی مواجه است که اهم آنها عبارتند از :

1- پراکندگی روستاها 2- عدم دسترسی به مصالح مرغوب ساخت وساز 3- محدودیت بودجه و اعتبارات 4- سبک انگاری پروژه های عمران روستایی از طرف بعضی مسئولین و سازمانها 5- عدم جدیت قانونی 6- ماندگاری کم مردم در روستاها

مراجع بررسی و نصویب طرحهای هادی روستایی تا پیش از ابلاغیه مورخ 16/11/79 هیئت محترم وزیران ، روند بررسی و تصویب طرح هادی به گونه ای بود که پس از کنترل و تائید مطلاعات انجام شده توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلام یطرح تهیه شده درکمیته فن یطرحهای هادی روستایی مطرح می شد . کمیته مذکور مرکب از نمایندگانی از سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، سازمان جهاد کشاورزی ، مسکن و شهرسازی ، دفتر فن یاستانداری ف محیط زیست ، شرکت آبفای روستایی ف بنیاد مسکن انقلاب اسلام استان و رئیس شورای اسلامی روستا و در صورت نیاز بخشدار مربوطه بوده و در محل بنیاد مسکن استان تشکیل می گردید . ضمن اینکه پیش از برگزاری جلسه کمیته فنی طرح ، یک مرحله بازدید از روستا توسط کارشناسان واحد فنی بنیاد جهت انطباق مطالعات و نقشه های مشاور با واقعیات محل انجام میگرفت که در حال حاضر نیز روند مذکور پیش از برگزاری جلسه گروه کارشناسی کمیته عمران پیگیری میشود . متعاقب اصلاح موارد مندرج د رصورتجلسه کمیته فنی توسط مشاور ، به منظور تصویب نهایی ، طرح تهیه شده درشورای تصویب که متشکل از مدیران و رؤسای هر یک ازادارت و سازمانهای ذیربط بود ، مطرح و پس از تصویب جهت اجرا ابلاغ می شد . شایان ذکر است که هم اکنون در پی ابلاغ مصوبه فوق الذکر هیئت وزیران ، کار گروه عمران و زیر بنایی عمران با دبیری سازمان مدیریت و برنامه ریزی و ریاست معاونت عمرانی استانداری جایگزین شورای تصویب پیشین گردیده است .

از طرح هادی روستای  مزار چه خبر؟!

مفصل  خواهیم نوشت... نظر شما چیست؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 مهر1388ساعت 7  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

ديدگاه اسلام راجع به فرزند

فرزند زينت زندگى دنياست

الْمالُ وَ الْبَنُونَ زينَةُ الْحَياةِ الدُّنْيا كهف/46

فرزند مايه امتحان انسان است:إِنَّما أَمْوالُكمْ وَ أَوْلادُكمْ فِتْنَةٌ[تغابن/15.

بعضى از فرزندان دشمن انسان هستند

 

از هزينه و مخارج فرزند نبايد نگران بود:

 

اً وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكمْ مِنْ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُكمْ وَ إِياهُمْ[انعام/151.

به زيادى فرزند نبايد افتخار كرد:

وَ قالُوا نَحْنُ أَكثَرُ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً[سبأ/35.

فرزند (غير صالح) در قيامت سودمند نخواهد بود:

لَنْ تَنْفَعَكمْ أَرْحامُكمْ وَ لا أَوْلادُكمْ يوْمَ الْقِيامَةِ[ممتحنه/3.

فرزند نبايد مانع ياد خداوند شود:

يا أَيهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُلْهِكمْ أَمْوالُكمْ وَ لا أَوْلادُكمْ عَنْ ذِكرِ اللّهِ[منافقون/9.

شَغَلَتْنا أَمْوالُنا وَ أَهْلُونا[فتح/11.

بعضى از فرزندان نور چشم انسان هستند:

وَ الَّذينَ يقُولُونَ رَبَّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّياتِنا قُرَّةَ أَعْينٍ[فرقان/74.

(فرزندان ابوين ايمانى با هم برادرند:إِنَّمَا الْمُومِنُونَ إِخْوَةٌ[حجرات/10.

والدين بايد به شرايط سنّى فرزندان توجّه كنند:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِص:الْوَلَدُ سَيدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ عَبْدٌ سَبْعَ سِنِينَ وَ وَزِيرٌ سَبْعَ سِنِينَ[مكارم‏الأخلاق، ص222.

قَالَ الصَّادِقُع:الْغُلَامُ يلْعَبُ سَبْعَ سِنِينَ وَ يتَعَلَّمُ الْكتَابَ سَبْعَ سِنِينَ وَ يتَعَلَّمُ الْحَلَالَ وَ الْحَرَامَ سَبْعَ سِنِينَ[كافى، ج6، ص47.

 نقش والدين در تربيت فرزند

 

والدين بايد در پر كردن اوقات فراغت فرزندان كوشا باشند:

حضرت على(ع):النفس ان لم تشغله شغلك

وسايل بازى، تفريح، كار، هنر، كتاب و غيره در منزل.

تفريح سالم و سفر در خارج از منزل.

قَالَ الصَّادِقُع:فِي حِكمَةِ آلِ دَاوُدَ ع أَنَّ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ لَا يكونَ ظَاعِناً إِلَّا فِي ثَلَاثٍ 1) تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ أَوْ 2) مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ أَوْ 3) لَذَّةٍ فِي غَيرِ مُحَرَّمٍ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص265.

 

بايد زيباترين و خوشايندترين اوقات فرزندان، اوقات عبادت پدر و مادر باشد.

يا بَني آدَمَ خُذُوا زينَتَكمْ عِنْدَ كلِّ مَسْجِدٍ[اعراف/31.

اخلاق خوش

آرامش و محبّت

.شيوه هاي تربيت صحيح

پدر و مادر بايد درتعليم و تربيت فرزندان از شيوه‏هاى تعليم وتربيت قرآنى استفاده كنندلَقَدْ كانَ لَكمْ في رَسُولِ اللّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ[احزاب/21][الصراط المستقيم ج1_ص242)

 گفتارى:

حكمت و استدلال:لَوْ كانَ فيهِما آلِهَةٌ إِلاَّ اللّهُ لَفَسَدَتا[انبياء/22.

داستان‏گويى و پنددهى:فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يتَفَكرُونَ[اعراف/176.

ذكر غايت و نتايج وخيم كارها:وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا[انفال/46.

ذكر نتايج خوب كارهاى شايسته:إِنَّ اللّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُومِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ[توبه/111.

تمثيل و تشبيه:وَ تِلْك الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ يتَفَكرُونَ[حشر/21.

سير آفاقى:أَ فَلا ينْظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كيفَ خُلِقَتْ[غاشيه/17.

شيوه هاي غير صحيح

 اعمال غريزه شهوت و بى‏بند و بارى در برابر كودك.

 محبّت بى‏مورد و افراطى.

تهديد و كتك نابجا و آبروى كودك را در انظار ريختن.

 پشتيبانى نابجا در مواردى كه با ساير كودكان دعوا دارند.

 توقّع زياد از كودك.

بى‏جواب گذاشتن پرسش‏هايى كه مجبور است از ديگرانى كه احيانا سوءقصد يا سودجو هستند بپرسد.

. محدود كردن كودك از محبّت به طورى كه دلسرد شود.

حجه الاسلام قرائتی

+ نوشته شده در  سه شنبه 30 تیر1388ساعت 10  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 
معضل بلوتوثهاي غير اخلاقي (بلاتوث)

بلوتوث يکي ازبارزترين فناوري هاي قرن بيست ويکم است که به ارتباط بدون سيم بابرد کوتاه اطلاق مي شود .
اين فناوري به دليل استفاده آسان و رايگان بودن آن مورد توجه بسياري از جوانان و نوجوانان فرارگرفته است ، اما دستاورد استفاده ازاين فناوري نوين تنها تنها يک روي سکه است چراکه هر فناوري درکنار مزايائي که براي کاربران خود دارد خالي ازمعايب هم نيست ويکي ازمعايب بسيار مهم اين فن آوري استفاده هاي غير اخلاقي آن مي باشد .
بيشتر افرادي که وقت زيادي رابراي بلوتوث مي گذرانند داراي اعتمادبه نفس کمي بوده ودربرقراري روابط اجتماعي باديگران مشکل دارند وبه همين خاطر احساس مي کنندکه همواره بايد ازاين طريق باديگران درارتباط وتماس باشند .

عوامل:

سن يكي از عواملي است كه در بكارگيري بلوتوث و موارد غير اخلاقي آن تاثيرگذار است. دانش آموزان دبيرستان و پيش دانشگاهي و دانشجويان خيلي بيشتر از بقيه قشرها استعداد بالقوه و بالفعل در بكارگيري بلوتوث هاي غير اخلاقي دارند.

عامل بعدي ، عامل خانوادگي است. تحقيقات نشان داده كه اين نوع بلوتوث ها در خانواده هاي تك سرپرست ، بي سرپرست يا بد سرپرست نشو و نما يافته اند و در مجموع از نظر خانوادگي دچار فروريختگي هستند. ( قرائي مقدم ، بلوتوث شيطاني و فقر فرهنگي ).
عامل سوم را مي توان شرطي شدن عامل يا كنشگر برشمرد. طبق مطالعات اسكينر ، فرد براي دريافت پاداش ، بلوتوث را بعنوان ابزاري براي رسيدن به سرگرمي ها انتخاب مي نمايند .
عامل چهارم ، عامل از خود بيگانگي (ماركس ) مي باشد كه طبق آن، انسان توسط يك نيروي غيرانساني مغلوب شده كه طي آن فرد را مبدل به وسيله اي براي دستيابي به هدف هاي شخصي خود مي كند . فرد بصورت ناآگاه و كوركورانه در نظام موجود مستحيل مي شود . بلوتوث باز هايي كه در كار بلوتوث غيراخلاقي هستند. افرادي از خود بيگانه ( ازخودبيگاني ناشي از اشكال جديد گذران اوقات فراغت و از خود بيگانه ناشي از زندگي در شهرهاي بزرگ ) مي باشند .
عامل بعدي را كه نقش بسزايي در افزايش پديده بلوتوث هاي غيراخلاقي و اشاعه صحنه هايي از حريم خصوصي افراد دارد، كمرنگ شدن باور هاي ديني و جايگزين شدن ارزش هاي صوري به جاي ارزش هاي معنوي برشمرد .
"مرتن" در طبقه بندي خود از انواع شيوه هاي تطابق فردي رابه پنج دسته را تقسيم بندي كرده است كه بلوتوث هاي غير اخلاقي در اين تقسيم بندي قابل تبيين است.
دسته اول مقررات گرايان يعني كساني كه از وسايل نهادي شده و مثبت براي رسيدن به اهداف فرهنگي منفي استفاده مي نمايند . بلوتوث بازهاي غير اخلاقي از تلفن همراه در رسيدن به اهداف منفي (پخش بلوتوث هاي غير اخلاقي ) استفاده مي کنند .
عامل بعدي عامل اجتماعي ويا مهاجرت است که طبق بررسي هاي صورت گرفته بلوتوث بازها اكثرا فرزندان افراد مهاجر و افراد حاشيه نشين هستند و بخاطر وجود آنومي اجتماعي از معضل عدم شخصيت رنج مي برند و براي جبران اين معضل دست به دامان بلوتوث و كاركردهاي غير اخلاقي آن شده اند .
به اعتقاد "مرتن" هر پديده اجتماعي داراي كاركردهاي مثبت و منفي مي باشند. تلفن همراه داراي كاركردهاي مثبت بسياري مي باشند مانند برقراري ارتباط در اسرع وقت و ...... در حاليكه همين وسيله ارتباطي كاركردهاي منفي همچون بلوتوث هاي غير اخلاقي را هم دارد، بقول چارلزپرو جامعه شناس، عصر ما عصر سازماندهي هاي پيچيده و پر خطر است هم گريزي از آن نيست و هم خطرناك است .
يكي ديگر از انديشمندان بنام اگبورن بحث تاخر فرهنگي را دارد كه در زمينه بلوتوث هاي غير اخلاقي مي توان از آن هم استفاده كرد.
اگبورن معتقد است كه كليه اجزاء يك فرهنگ با هم تغيير نمي كند. بعضي از عناصر فرهنگي(بلوتوث هاي غير اخلاقي) سريعتر از ديگر جنبه ها پيش مي روند و بقيه عناصر هم(استفاده بهينه از تلفن همراه )رشد كمتري دارند كه مي تواند شرايط بروز بحران فرهنگ را فراهم نمايد.

بنابراين بايد گفت كه متاسفانه بلوتوث هاي غير اخلاقي به يك معضل اجتماعي تبديل شده و باعث دردسرهاي بسياري گشته است كه بايد در زمينه فرهنگ سازي گام هاي سريعتر و كارآمدي برداشته شود.

بلا توث  ًٍفساد- تمسخر- تهمت- دروغ- غیبت و...

چه خبره آرومتر...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 12  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 

نماز باران

وقتى رحمت الهى(باران)قطع شود و چشمه‏ها و قنات‏ها بخشكدو كمبود آب پديد آيد،براى نزول رحمت الهى و آمدن باران،نمازمى‏خوانند.نام اين نماز،نماز استسقاء،يا نماز باران است.

اين نيز،يك درس توحيدى و توجه دادن به قدرت و رحمت الهى است،زيرا در خشكسالى و قحطى و بى آبى،از دست هيچكس،كارى‏بر نمى‏آيد،تنها خداست كه مى‏تواند با فرستادن ابرهاى باران‏زا،رحمت‏خويش را بر سر مردم بگسترد.

خداوند مى‏فرمايد:

«قل ارايتم ان اصبح ماؤكم غورا فمن ياتيكم بماءمعين؟» (1) بگو:اگر آب شما بخشكد،چه كسى براى شما آب گوارامى‏آورد؟

بى آبى يك منطقه و نيامدن باران،نشان قهر خدا و گاهى به سبب‏گناهانى است كه مردم جامعه انجام مى‏دهند.پس توجه به خدا و گريه‏و التماس و توبه و تضرع،سبب مى‏شود خداوند عنايت كند و كم‏آبى رابر طرف سازد.نماز باران براى جلب رحمت‏خداوند است.

علت نيامدن باران

همچنانكه اشاره شد،گاهى بى بارانى،نتيجه معاصى مردم و نوعى‏عقوبت و تنبيه الهى است.

رسول خدا(ص)فرموده است:

وقتى خداوند بر امتى غضب كند و عذاب بر آنان نفرستد،نرخ‏هاگران مى‏شود و عمرها كوتاه مى‏گردد،تجار سود نمى‏برند و درخت‏ها ميوه‏نمى‏دهند و نهرها پر آب نمى‏شود و باران از مردم قطع مى‏شود و اشرار برآنان تسلط مى‏يابند. (2) در حديث ديگرى،امام صادق(ع)فرموده است:

«...و اذا جار الحكام فى القضاء امسك القطر من‏السماء» (3) هر گاه زمامداران و حاكمان،در دادرسى ستم كنند،باران‏از آسمان قطع مى‏شود.

طبق روايات،غير از آنچه ياد شد،شيوع گناه،كفران نعمت،منع حقوق،كمفروشى،ظلم و حيله،ترك امر به معروف و نهى از منكر،ندادن‏زكات و...نيز،گاهى سبب قطع باران مى‏شود. (4) در حديث آمده:حضرت سليمان با اصحاب خود براى نماز باران‏بيرون مى‏رفت.در راه،به مورچه‏اى برخورد كه يكى از پاهايش را به‏آسمان بلند كرده و مى‏گويد:خدايا!ما مخلوقات ضعيف تو هستيم و ازروزى تو بى نياز نيستيم،پس به سبب گناهان بنى آدم،ما را به هلاكت‏مرسان.

حضرت سليمان(ع)به اصحاب خود فرمود:برگرديد!همانا بخاطردعاى غير خودتان سيراب شديد!... (5) پس خيلى هم نبايد مغرور بود،خداوند گاهى به خواسته مورچه‏اى،رحمت‏خود را بر بندگان نازل مى‏كند.حتى گاهى دعاى كافرى چون‏فرعون را مى‏پذيرد و باران و فراوانى آب را عطا مى‏كند.در حديث است ازقول امام صادق(ع)كه ياران فرعون از كاهش آب نيل پيش او سخن‏گفتند و اظهار كردند كه اين باعث هلاكت ما خواهد شد.فرعون از آنان‏خواست كه آنروز برگردند.شب كه شد،به ميان رود نيل رفت و دست‏به سوى آسمان بلند كرد و گفت:خدايا!مى‏دانى كه مى‏دانم،كه جز تو، كسى توان آب آوردن ندارد،پس به ما آب بده.

صبح كه شد،رود نيل فوران زد و سرشار از آب شد. (6)

ايمنى ديدند و نا ايمن شدند دوستى كردم،مرا دشمن شدند...

ما كه دشمن را چنين مى‏پروريم دوستان را از نظر چون مى‏بريم؟ (7)

آرى...خداى مهربان،دعاى بندگان و تضرع آنان را بى بهره و بدون‏پاسخ نمى‏گذارد،فقط بايد اقبال و روى آوردنى از صميم دل و خالصانه‏از سوى بندگان باشد،تا لطف الهى شامل گردد.

به قول سعى:

اى كريمى كه از خزانه غيب گبر و ترسا وظيفه خوردارى دوستان را كجا كنى محروم تو كه با دشمنان نظر دارى (8)

كيفيت نماز باران

مثل نماز عيد،دو ركعت است و ركعت اول،پنج قنوت و ركعت دوم‏چهار قنوت دارد و بهتر است كه با جماعت‏خوانده شود.

در قنوت‏ها،هر دعايى مى‏توان خواند،ولى بهتر است دعايى خوانده‏شود كه در آن،از خداوند،طلب باران شده باشد و قبل از هر دعا،صلوات بر پيامبر و آلش فرستاده شود.مستحب است كه حمد و سوره‏اش بلندخوانده شود.

از آنجا كه اين نماز،براى جلب رحمت پروردگار است،در مستحبات‏آن امورى ذكر شده كه همه،حالت رقت و زارى و نياز بندگان رامى‏رساند و جلب رحمت مى‏كند،از جمله:

مردم سه روز،روزه بگيرند و روز سوم به صحرا روند و نماز بخوانند.

زير آسمان جمع شوند.

پا برهنه باشند،مردم،منبر را با خود به صحرا ببرند،مؤذن‏ها هم همراه باشند.پيران وكودكان و چهارپايان را هم با خود ببرند،بچه‏ها را از مادران جدا كنند تا صداى گريه و ضجه زياد شود.

مانع بيرون رفتن كفار همراه خود شوند،امام جماعت و مردم،در كمال خشوع و وقار و درخواست،به بيابان‏بيرون روند، جاى پاكى را براى نماز،انتخاب كنند... (9) و نيز،وقتى نماز به پايان رسيد،پيشنماز به منبر رود،و عباى خود راواژگونه يا پشت و رو بر دوش افكند،با صداى بلند،صد بار تكبير بگويد،رو به مردم سمت راست كرده،صد بار بلند،سبحان الله بگويد، سپس به‏مردم طرف چپ روى كرده و صد بار با صداى بلند،لا اله الا الله بگويد،مانعى ندارد كه مردم هم با صداى بلند، اين شعارها را بدنبال پيشنماز،تكرار كنند،چرا كه رحمت و مغفرت را بهتر جلب مى‏كند.

آنگاه،امام جماعت و مردم،دست‏به دعا بردارند،و بسيار التماس ودعا كنند و بنالند و بخواهند،و امام جماعت،خطبه بخواند و از خداوند، طلب باران كند.و بهتر است از خطبه‏هايى كه از معصومين(ع)نقل شده‏استفاده شود.مانند آنچه از حضرت امير(ع) (10) و امام سجاد(ع) (11) نقل‏شده است.

 


سيل مكه

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 14  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 
 

از مطالعه اساطير و آيينها و مناسك و رسوم مختلف مردم در سراسر جهان بر مي‌آيد كه آب همواره به عنوان «بن مايه آفرينش» و بارور كننده و زاينده مورد تقديس و ستايش بوده است و همواره اقوام گوناگون براي آن سرشتی جادويی قائل بوده اند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 14  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 
آنغوزه

نام هاي ديگر: آن

غوزه ـ آنغوزه هراتي ـ انگژد ـ انگژه ـ انگشت كنده ـ حلتيت ـ صمغ الانجدان

فارسي: آنغوزه    عربي: صمغ الانجدان    فرانسه: Asa foetida    انگليسي: Stingingassa "Asafetida"    لاتين: Ferula assafoetida

 خانواده گیاه : APIACEAE 
نام علمی گیاه : Ferula assafoetida
کاربرد :

     براي اولين بار در سال 1687 ميلادي فردي به نام كامفر در لارستان فارس آنغوزه را شناسايي كرده و اقدام به بهره برداري به روش تيغ زدن سنتي (برش عرضي) نمود. صمغ استخراج شده از ريشه آنغوزه توسط روميها مصرف مي شده و امروزه بطور وسيع در هند بعنوان ادويه و سس غذا مصرف ميشود.
     آنغوزه گياهي چند ساله و علفي بوده و بومي استپهای ايران و قسمتهايي از افغانستان مي باشد. صمغ اين گياه که با انجام عمل تيغ زني راس ريشه استحصال ميشود حاوی اسانس بوده و مهمترین تركيبات این اسانس را ميرسن، آلفا و بتا پينن تشکیل می دهد.
      در صنایع دارویی از صمغ اين گياه بعنوان ضد تشنج ،قاعده آور و ضد كرم استفاده می شود. همچنین براي معالجه بيماريهاي با منشاء عصبي ، دستگاه تنفسي ، اسپاسم حجره ، آسم ، دستگاه هضم و در رفع يبوست افراد مسن كاربرد دارد.
     در صنایع غذايي از اسانس صمغ آنغوزه جهت تهيه انواع سس استفاده می شود.
     در صنایع دام و طیور، از صمغ این گیاه داروهایی برای دور کردن برخی حشرات بیماری زا تهیه می شود.

طبيعت

انغوزه از نظر طب سنتي گرم تر از درجه دو و خشك تر از درجه يك است.
تذكر مهم(1): آنغوزه به علت گرمي زياد براي افراد گرم مزاج مضر و همچنين براي افرادي كه ناراحتي كبدي دارند نبايد استفاده شود.
تذكر مهم(2): مقدار خوراك آن حد اكثر 2گرم و حد اكثر يك هفته ميل شود.

 خواص درماني

1. تقويت كننده معده

2. ضد رطوبتهاي بلغمي

3. ضد ام الصبيان(صرع كودكان)

4. ضد عفوني كنندهء دهان و آن را روي دندان پوسيده يا در حال پوسيدن قرار دهيد درد دندان را ساكت مي‌كند.

5. ضد انگل و رطوبت داخل دستگاه گوارش.

6. ضد تشنج.

7. پاد زهر نيش حشرات و جانوران: مقداري صمغ را در روغن زيتون حرارت داده حل كنيد و آنرا بصورت گرم گرم بر محل نيش حشرات و جانوران قرارداده جهت رفع درد، زخم و ورم آن مفيد است.

8. دارويي محرك شهوت و رفع سستي قضيب؛ چنانچه مقدار بسيار كمي از صمغ انغوزه را در سوراخ قضيب نهند نعوظ تمام آورد. و چون روغن آن را بر آلت بمالند مرد و زن لذت عجيب برند.

9. درمان كزاز با انغوزه

10. باز كردن عادت ماهانه در زنان


شیرین‌بیان(Glycyrrhiza glabra)(ميخوجگ)

گیاهی خودرو از تیرهٔ سبزی‌آساها، بومی جنوب اروپا، شمال افریقا و نواحی معتدل آسیا ست. در اکثر نقاط ایران خصوصاً نواحی شرقی و شمال شرقی و همچنین آذربایجان به فراوانی می‌روید. برگهای آن مرکب است و از 4 تا 7 زوج برگ به اضافهٔ یک برگچهٔ انتهایی تشکیل یافته است که به سبب ترشح شیره، چسبنده‌اند. گلهایش مایل به آبی و میوه‌اش شامل 5 تا 6 دانهٔ مایل به قهوه‌ای است. ریشه و ساقهٔ زیرزمینی آن مصرف دارویی دارد.[۱] . ریشه‌ها و ریزومهای این گیاه دارای پوستی قهوه‌ای‌رنگ یا سیاه و مغز زردرنگ است.

شیرین‌بیان از زمرهٔ گیاهان بنشنی و بومی جنوب اروپا و قسمتهایی از آسیاست. این گیاه از رستنیهای علفی چندساله است. ارتفاع این گیاه تا یک متر و در نواحی معتدل تا دو متر می رسد. طول برگهای باریک آن از 7 تا 15 سانتیمتر است و شامل 9 تا 17 برگچه است. برگچه ها بیضوی بوده، کناره آنها صاف است. گلهای این گیاه به رنگهای ارغوانی، زرد یا بنفش یا آبی مایل به سفید است و به صورت مجتمع در انتهای ساقه‌های گل‌دهنده مشاهده می‌شود. زمان ظهور گلها اوایل تابستان است. میوهٔ این گیاه، غلافی و مستطیل شکل به طول 2 تا 3 سانتیمتر است و معمولاً هر میوه دارای 3 تا 6 عدد دانهٔ لوبیاشکل است.

شیرین بیان انواع مختلف دارد:

  • گونه اسپانیایی "G. typical" که میوه آن صاف و بدون کرک است و ریزومهای قهوه‌ای به قطر 6 تا 18 میلیمتر دارد.
  • گونه روسی "G. glandulifera" که برگهای آن چسبناک است و ریشه‌های متعدد به ضخامت 5 سامتیمتر دارد. پوست ریشه آن فلس‌دار و قهوه‌ای رنگ است و شیرینی ملایم دارد.
  • گونه ترکی "G. pallida" که ضخامت ریشه آن حدود 8 سانتیمتر است.
  • گونه ایرانی "G. violacca" که ریشه‌های آن نیز نسبتاً ضخیم است.

عصاره ریشه شیرین بیان دارای مقادیری گلوکز، ‌ساکاروز، آسپاراژین، مواد آلبومیدی، ‌رزین و اسانس است و در پزشکی، داروسازی و صنایع غذایی و بهداشتی مصارف متعدد دارد.

بابلیان در حدود 4000 سال پیش شیرین بیان را به عنوان تقویت کننده بدن می‌شناخته‌اند. همچنین مصریان عهد باستان از ریشه آن عصاره تهیه می‌کرده‌اند؛ چنانکه در سال 1923 میلادی از مقبره توتانخامون ریشهٔ این گیاه یافت شد. پزشکان مصر قدیم عصاره شیرین بیان را جهت کاستن از تلخی داروهای تلخ‌مزه و معالجه امراض کبد و دستگاه گوارش به کار می‌برده‌اند.[۲]

 

شیرین بیان از جمله گیاهان دارویی خودروست و کمتر مورد کشت و کار قرار می گیرد. این گیاه نورپسند است و در مدت رویش به هوای گرم و رطوبت متوسط نیاز دارد؛ بنا بر این شرایط مطلوب برای رشد این گیاه، خاکهای حاصلخیز در زمینهای کم ارتفاع (از سطح دریا)است که به خوبی زهکشی شده باشد (در مناطقی که سطح آب زمین بالاست). همچنین باید از آفتاب کافی برخوردار باشد.

روش تکثیر این گیاه تقسیم ریزوم و ریشهٔ آن است. در فصل پاییز (آبان‌ماه) ریزوم گیاهان سه تا چهارساله را پس از خروج از خاک به قطعات 15 تا 25 سانتیمتری تقسیم می‌کنند. سپس این قطعات را در ردیف‌هایی با فاصلهٔ 60 تا 80 سانتیمتر می‌کارند. فاصلهٔ مناسب ریزومها از هم 30 تا 40 سانتیمتر است. پس از کاشت باید آبیاری انجام گیرد.

با کاشت بذر نیز می‌توان به تکثیر این گیاه پرداخت.

برداشت ریشه‌های این گیاه در فصل پاییز سال سوم یا چهارم صورت می‌گیرد. این عمل در سطوح کم ‌وسعت با استفاده از بیل و در سطوح وسیع با ماشین های مخصوص انجام می‌گیرد.

 

عصاره شیرین بیان تقریباً حاوی 100 کالری در هر اونس (35/28 گرم) است. با جوشاندن ریشهٔ گیاه و تبخیر بخش عمدهٔ آب آن، ماده‌ای سیاه‌رنگ (مایل به قهوه‌ای) به دست می‌آید. این ماده به دو صورت جامد و شیره عرضه می‌گردد.

کاربرد اصلی این ماده، (در کشورهای غربی) شیرین کردن فرآورده های غذایی است؛ چون پنجاه برابر از قند (Sucrose) شیرین تر است و علاوه بر این، خواص دارویی دارد. ریشه خشکیده شیرین بیان را می‌توان به عنوان چاشنی جوید.

 
LiquoriceAllsorts

(در کشورهای غربی) طعم عصارهٔ شیرین‌بیان در انواع گسترده‌ای از تنقلات شیرین (همچون آب‌نبات) یافت می‌شود. محبوب‌ترین این شیرینی‌جات در انگلستان Liqourice allsorts است.

در قارهٔ اروپا (به غیر از انگلستان) آب‌نباتهایی با طعم تند و شور (فراورده با شیرین‌بیان) بر انواع دیگر ترجیح دارند. هرچند باید توجه داشت که طعم اغلب این گونه از تنقلات با روغن تخم انیسون (بادیان رومی) تقویت می‌شود و مقدار واقعی شیرین‌بیان در آن بسیار اندک است. به هر حال در هلند – که در آن آب‌نبات شیرین‌بیان موسوم به Drop(قطره) یکی از پرطرفدارترین انواع آب‌نباتهاست- فقط در اندکی از انواع متعدد این تنقلات عرضه شده به بازار، تخم انیسون (بادیان رومی)به کار می‌رود. گرچه مردم ترکیب آن با نعنا، جوهر نعنا یا برگ‌بو را نیز دوست دارند و آمیختن آن با کلراید آمونیوم نوعی آب‌نبات نمکی[۴] می‌سازد که به زبان هلندی به zout drop معروف است. پانتفرکت در یورکشایر نخستین محلی بود که ترکیب شیرین بیان با شکر به عنوان نوعی از شیرینی‌جات، به شکل امروزین مورد استفاده قرار گرفت. شیرینی پانتفرکت در اصل همان‌جا ساخته شد.

شیرین بیان در محاورهٔ مردم یورکشایر با عنوان اسپانیایی شناخته شد؛ ظاهراً به این سبب که راهبان اسپانیایی ریشهٔ شیرین بیان را درصومعهٔ ریوالکس در نزدیکی تیرسک پرورش دادند.

چاشنی شیرین بیان همچنین در نوشابه‌های غیرالکلی به کار می‌رود و نیز ته‌مزه‌ای مطبوع به بعضی جوشانده‌های گیاهی می‌بخشد. این امر همچنین در تغییر دادن مزه‌های نامطبوع برخی داروها نیز کاربرد دارد. جوانان هلندی اغلب خودشان نوشیدنی شیرین بیان را تهیه می‌کنند. همچنین نوشابهٔ محبوب هلندیها نوعی لیکور است که مادهٔ اصلی آن شیرین بیان است. مردم ایتالیا (خصوصاً در نواحی جنوبی) دوست دارند که از شیرین بیان به شکل طبیعی‌اش استفاده کنند؛ به این نحو که ریشهٔ این گیاه از زمین بیرون کشیده شده، پس از شسته شدن به عنوان خوشبو کنندهٔ دهان جویده می‌شود. در سراسر ایتالیا عصارهٔ خالص شیرین بیان (بدون افزودن شکر) به شکل قطعات کوچک سیاه‌رنگ مصرف می‌شود و طعم آن تلخ و تند است. در انگلستان و کالابریا نیز نحوهٔ استفاده از این ماده چنین است.

در آشپزی چین‍ی شیرین بیان همچون چاشنی در پخت غذاهای مطبوع استفاده می‌شود و اغلب برای خوش‌طعم کردن سوپها و غذاهایی که در سوس سویا جوشانده می‌شود، به کار می‌رود.

شیرین بیان در سوریه نیز بسیار خواهان دارد و به صورت نوشیدنی در بازار عرضه می‌شود. این ماده همچنین عنصر اصلی نوشابه غیرالکلی بسیار معروف مصری موسوم به عرقسوس است.

 

قسمت مورد استفادهٔ شیرین بیان ساقه‌های زیرزمینی و ریشه‌های گیاه است که دارای ترکیبات مختلفی است. مهم‌ترین ماده اصلی که موجب شیرینی شیرین بیان است، ترکیب موجود در ریشه‌های گیاه به نام اسید گلیسریزیک است که پنجاه برابر از شکر شیرین‌تر است و مقدار آن با توجه به شرایط محیطی و گونه گیاه بین 5 تا 20 درصد است. اسید گلیسریزیک با افزایش سن گیاه افزایش می‌یابد. طعم عصاره بسته به انواع مختلف گیاه، متغیر است؛ مثلا شیرین بیان اسپانیایی طعم ملایم دارد؛ در حالیکه شیرین بیان یونانی دارای طعمی نسبتاً تلخ است. عصاره این گیاه حاوی ترکیب گلیسیریزین (Glycyrrhizin)، اسید گلیسریزیک و نمک‌های پتاسیم و کلسیم است. اسید گلیسریزیک و گلیسیریزین برای درمان زخم‌های گوارشی مفید است. ریشه‌های این گیاه حاوی کومارین، فلاون، روغنهای فرار و استرول گیاهی نیز هست.

پودر ریشهٔ شیرین بیان (ریشهٔ خشک ساییدهٔ گیاه) خلط‌آوری مؤثر است و از زمانهای باستان به این منظور مورد استفاده بوده است؛ مخصوصاً هندوها آن را در داروی Ayurvedic (برگرفته از کلمه سانسکریت ayur-veda به معنی علم حیات) به کار می‌برده‌اند (همچنین به عنوان خمیردندان) و به جاستی‌مادهو ( Jastimadhu) معروف بوده است. ترکیبات موجود در ریشهٔ گیاه شیرین بیان در مقابله با پوسیدگی دندان نافع است. ترکیبات موجود در ریشهٔ گیاه خاصیت ضدمیکروبی دارد؛ بنا بر این می‌توان از شیرهٔ این گیاه به عنوان مادهٔ ضدپوسیدگی در محلول‌های شستشوی دهان و نیز خمیر دندان‌ها استفاده کرد.

در طب سنتی از این گیاه برای درمان اسپاسم عضلات و تورم، برونشیت، روماتیسم و ورم مفاصل استفاده می‌شود.

امروزه نیز عصارهٔ شیرین بیان یکی از اجزاء ترکیبی شربت سرفه به شمار می‌رود. این ماده به شکل طبیعی‌اش، در درمان زخمهای دهان و دستگاه گوارشی مفید است. شیرین بیان همچنین مدر (ادرارآور) و ملیّن است و می‌توان از آن به عنوان عامل ضدویروس موضعی برای زخم و التهاب زونا، چشم، دهان و دستگاه تناسلی به کار برد. مهم‌ترین خاصیت شیرین بیان، تاثیر بر دستگاه گوارش است. این گیاه درمان‌کننده ورم و زخم معده و اثنی‌عشر است و بر روی سرطان معده تأثیر مطلوب دارد. همچنین برای درمان سوءهاضمه و از بین بردن نفخ شکم مفید است.

شیرین بیان بر سیستم درون‌ریز بدن نیز تأثیرگذار است و مصرف آن ممکن است مقدار تستوسترون خونابه را کاهش دهد. با این حال مشخص نیست که آیا بر میزان تستوسترون آزاد نیز مؤثر است؟

 

مصرف بی رویهٔ شیرین بیان یا سایر فرآورده‌های آن به سبب تحریک غدد فوق کلیوی و ترشح بیش از اندازهٔ هورمون آلدسترون ممنوع اعلام گردیده است. این حالت سبب عوارضی چون اختلال در فعالیتهای متابولیسمی و بالا رفتن فشار خون می‌گردد. در صورت مصرف بیش از 20 گرم در روز، بروز عوارض نامطلوب بعید نیست. استفادهٔ زیاد از شیرین بیان برای طحال نیز مضر است. مصرف بسیار بالای شیرین بیان ممکن است به بروز حالاتی خطرناک نظیر فشارخون و حتی سکتهٔ قلبی منجر شود.

برخی از افراد با مصرف زیاد شیرین‌بیان دچار درد عضله و عده‌ای دیگر با کرخت شدن دست و پا مواجه می‌شوند.

مصرف زیاد این ماده سبب افزایش وزن نیز می‌شود.

در صورت بالا بودن فشار خون یا ناراحتی کلیه، قلب یا کبد باید از مصرف شیرین بیان پرهیز کرد.

مصرف این گیاه و فرآورده‌های آن برای زنانی که در دوران بارداری یا شیردهی‌اند، منع شده است.

البته با رعایت میزان معقول مصرف شیرین بیان می‌توان از بروز این مشکلات جلوگیری کرده، از خواص بسیار مفید آن بهره برد. در صورت لزوم مصرف طولانی‌مدت شیرین بیان، بهتر است آن را با کتیرا ترکیب کرد.


+ نوشته شده در  سه شنبه 20 اسفند1387ساعت 15  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 

۱۱۰۰سال گذشت ...  یا صاحب الزمان(عج)

فريب ما مخور آقا دروغ مي گوييم
به جان حضرت زهرا دروغ مي گوييم

چه ناله اي چه فراقي چه درد هجراني
نيا نيا گل طاها دروغ مي گوييم

تمام چشم براهي و انتظار و فراق
و ندبه هاي فرج را  دروغ مي گوييم

دلي که مامن دنياست جاي مولا نيست
اسير شهوت دنيا  دروغ مي گوييم

زبان سخن ز تو گويد ولي براي مقام
به پيش چشم خدا هم دروغ مي گوييم

کدام ناله غربت  کدام درد فراق
قسم به ام ابيها دروغ مي گوييم

خلاصه اي گل نرگس کسي به فکر تو نيست
و ما به وسعت دريا دروغ مي گوييم


 

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 11  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

خطبه على بن الحسين (عليه السلام) در شام

امام سجاد

حساس ترين سخنان امام سجاد (عليه السلام ) كه در طول اقامت در شام ايراد شده است و تحولى عظيم در محيط سياسى شام و بينش مردم نسبت به دستگاه اموى ايجاد كرد و معادلات يزيد را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بيت كاملا تغيير داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سياسى و دينى شام ايراد كرد.

از كتاب هاى تاريخى چنين استفاده مى شود كه اين خطبه در مسجد جامع دمشق ايراد شده و از حوادثى كه در كاخ يزيد رخ داده و سخنانى كه در محفل خصوصى تر وى ردو بدل شده جداست .

اين خطبه را بايد اوج موفقيت امام سجاد (عليه السلام ) در رسالت تبليغ عاشورا و تداوم خط شهيدان كربلا دانست . اگر اين خطبه ايراد نشده بود، چه بسا ماهيت نهضت حسينى براى ساليان دراز و يا براى هميشه بر اهل اسلام مخفى مى ماند .

در شام يزيد براى استفاده بيشتر از شهادت حسين بن على (عليه السلام ) و اسارت خاندان وى در جهت تحكيم پايه هاى حكومتش تصميم گرفت تا از سخنوران دربارش در مذمت خاندان على و توجيه فجايعى كه صورت داده بود، بهره جويد. يزيد از خطيب دربار خواست تا بر منبر رود و نقش خويش را در آن جمع حساس ايفا كند. خطيب در بلندى جاى گرفت و زبان به هتّاكى و بى حرمتى به اهل بيت گشود. امام سجاد از گستاخى و زشتگويى خطيب برآشفت و فرمود:

خداوند جايگاهت را آتش دوزخ قرار دهد.

وقتى سخنان خطيب دربار پايان يافت ، امويان خود را فاتح مى ديدند و مسايل راحل شده مى پنداشتند. اما على بن الحسين - تنها مرد جوان قافله اسيران - با اندامى كه آثار رنج و اسارت از آن پيدا بود از جاى برخاست و به يزيد گفت : خطيب شما آن چه خواست به ما نسبت داد و با مردم گفت ، آيا اجازه مى دهى من هم با مردم سخن بگويم ؟

يزيد رضايت نمى داد، اما اطرافيان و حاضران مجلس و يكى از فرزندان خليفه اصرار ورزيدند تا يزيد پيشنهاد على بن الحسين (عليه السلام ) را پذيرد. زيرا در وضع و حال او نمى ديدند كه بتواند سخنى هم پاى سخنور گزيده دربار بگويد!

يزيد ناگزير اجازه داد. امام سجاد (عليه السلام ) از پلكان منبر بالا رفت . در برابر چشمان مردم قرار گرفت وآنچه تا آن روز بر مردم شام پوشيده مانده بود، افشا شد.

حساس ترين سخنان امام سجاد (عليه السلام ) كه در طول اقامت در شام ايراد شده است و تحولى عظيم در محيط سياسى شام و بينش مردم نسبت به دستگاه اموى ايجاد كرد و معادلات يزيد را برهم زد و خط مشى او را نسبت به اهل بيت كاملا تغيير داد، خطبه اى است كه آن حضرت در جمع مردم و رجال سياسى و دينى شام ايراد كرد.

امام زين العابدين (عليه السلام ) نخست سپاس خداى گفت و خطبه را آغاز كرد.

سخنان آغازين خطبه آن چنان تحول آفرين بود كه اشك چشمان مردم را فرو ريخت و عواطف آنان را بشدت تحت تاءثير قرار داد. در ادامه آن سخنان ، امام فرمود:

 

اى مردم ! شش نعمت به ما عطا گرديده و هفت فضيلت از سوى خدا به ما داده شده است .

ما از علم ، حلم ، بزرگوارى و بخشش ، فصاحت ، شجاعت و محبوبيت اجتماعى درميان مؤ منان ، برخورداريم . فضيلت ها و شرافت هاى ما عبارتند از اين كه : پيامبر خاتم محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ) از ما خاندان است و على بن ابى طالب - صادق ترين يار پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) - جعفر طيار، حمزه - شير شجاع خدا و رسول - و حسن و حسين - دو سبط اين امت - نيز از خاندان ما هستند.

آنان كه مرا مى شناسند، از توضيح بى نيازند ولى آنان كه مرا نمى شناسند گوش فرا دهند تا خويش را به ايشان بشناسانم .

اى مردم ! من فرزند مكه و منايم ،

من فرزند زمزم و صفايم .

من فرزند آنم كه حامل ركن است .

من فرزند بهترين انسانى هستم كه بر كره خاك جامه وجود پوشيده است .

من فرزند برترين موحدى هستم كه برگرد كعبه طواف كرده و گام در مسير صفا و مروه نهاده و حج به جا آورده و خداى را لبيك گفته است . من فرزند آن پيامبرم كه بر مركب آسمانى - براق - سوار گشت و جبرئيل او را به بلند جايگاه هستى - سدرة المنتهى - رسانيد. به قرب خدا رسيد؛ آنجا كه فاصله قاب قوسين و يا كمتر بود!

من فرزند آنم كه فرشتگان آسمان با او نمازگزاردند و به او اقتدا كردند.

من فرزند دريافت كننده وحي ام . فرزند محمد مصطفايم .

من فرزند على مرتضايم . آن كسى كه بر صورت مستكبران نواخت تا ايمان آوردند - در برابر شعار ((لااله الا الله )) و پيام توحيد سر فرود آورند و دست از عناد بردارند .-

من فرزند آن كسى هستم كه پيشاپيش رسول خدا، با دو شمشير و دو نيزه مى جنگيد.

دو هجرت كرد، دو بار با پيامبر بيعت نمود، در بدر و حنين رزمنده بود و حتى يك لحظه - يك چشم برهم زدن - به خداوند كفر ورزيد.

من فرزند صالح ترين مؤ منان ، وارث پيامبران ، نابودگر ملحدان ، پيشواى مسلمان ، نور جهانگران ، زينت عبادت كنندگان ، سرآمد گريه كنندگان - از خوف خدا اشتياق به لقاى حق - شكيباترين شكيبايان ، برترين قيام كنندگان خاندان پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ).

من فرزند كسى هستم كه از سوى جبرئيل و ميكائيل مورد تاءييد و يارى بود. - على (عليه السلام ) - حمايتگر از حريم مسلمانان ، كشنده مارقين و ناكثين و قاسطين ((طاغيان صفين و نهروان و جمل ))، ستيزنده با دشمنان لجوج .

- على (عليه السلام ) پرافتخارترين مرد از ميان تمامى قريش ، اولين كسى به خدا و پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) پاسخ مثبت گفت و ايمان آورد. پيشتاز پيشتازان راه دين ، شكننده متجاوزان ، نابود كننده مشركان ، تيرى از تيرهاى خدا بر منافقان ، زبان گوياى حكمت نيايشگران ، ياور دين خدا، ولى سرپرست امر الهى - حافظ و مجرى قوانين پروردگار...

آرى او جدم ((على بن ابى طالب )) است .

سپس امام چنين ادامه داد:

من فرزند فاطمه زهرايم .

من فرزند سرور زنان عالمم .

اى يزيد اين ((محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ))) كه هم اكنون نامش را مؤ ذن بر زبان آورد و به پيامبرى او گواهى داد، آيا جد توست يا جد من است !

اگر بگويى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جد توست دروغ گفته اى و كفر ورزيده اى !

و اگر باور دارى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جد من است پس ‍ چرا و به چه جرمى خاندان او را كشتى !

امام همچنان به معرفى خويش ادامه داد، تا آن جا كه صداى مردم به گريه بلند شد، و يزيد از تاءثير سخنان امام (عليه السلام ) در قلب مردم سخت بيمناك گرديد.

هراس يزيد از اين بود كه مردم در همان محفل عليه او بشورند! از اين رو براى قطع كردن سخنان امام سجاد (عليه السلام ) به مؤ ذن دستور داد اذان بگويد!مؤ ذن از جاى برخاست و با صدايى كه به همه مى رسيد گفت :

الله اكبر، الله اكبر.

امام (عليه السلام ) در ادامه سخنان پيشين خود و براى همنوايى با نداى اذان فرمود:

آرى هيچ چيز بزرگتر و ارجمندتر از خدا نيست .

مؤ ذن گفت : اشهد ان لا اله الا الله .

امام فرمود:

تمامى وجودم - پوست و خون و گوشتم - به يگانگى خدا شهادت مى دهند.

مؤ ذن گفت : اشهد ان محمدا رسول الله (صلى الله عليه و آله و سلم ).

امام كه هنوز بر بالاى منبر قرار داشت در اين هنگام چهره اش را از مردم به سوى يزيد برگرداند و فرمود:

اى يزيد اين ((محمد (صلى الله عليه و آله و سلم ))) كه هم اكنون نامش را مؤ ذن بر زبان آورد و به پيامبرى او گواهى داد، آيا جد توست يا جد من است !

اگر بگويى پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جد توست دروغ گفته اى و كفر ورزيده اى !

و اگر باور دارى كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) جد من است پس ‍ چرا و به چه جرمى خاندان او را كشتى !

امام سجاد (عليه السلام ) تا بدين جا رسالت خويش را به شايستگى ايفا كرد و آن مجلس با وضعى آشفته و نگران كننده براى يزيد پايان يافت.(1)

پي نوشت ها:

 1- ترجمه مقتل ابى مخنف 193-196؛ مقاتل الطالبين 2/121؛ احتجاج طبرسى 2/310-311؛ مقتل خوارزمى 2/69؛ احقاق الحق 2/126-128؛ مثير الاحزان 54؛ بحارالنوار 138-139؛ نفس ‍ امهموم 242؛ مقتل الحسين 352.

2- امام سجاد(ع)- احمد ترابي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 دی1387ساعت 14  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

نسخه گياهى براى سرماخوردگيفرد سرماخورده

 

با توجه به اينكه استفاده از گياهان دارويى در درمان بيمارى ها از روند كندترى نسبت به داروهاى شيميايى برخوردار است، يعني زمان طولاني تري وقت مي برد، ولى طبق تحقيقات به عمل آمده، اين روزها ميزان مصرف اين گياهان نسبت به سال هاى قبل افزايش يافته و اين مسئله نشان مي دهد علي رغم درمان كندتر اين قبيل گياهان، عده اى از افراد به دليل توجه بيشتر به موضوع سلامتى، اين نوع درمان را به ضررهاى جانبى حاصل از داروهاى شيميايى ترجيح داده اند و اين گامى مهم در جهت زندگى سالم محسوب مى شود.

اگر شما نيز به اين روش زندگى علاقه منديد پيشنهادهاى زير مى توانند شما را در درمان گياهى بيمارى سرماخوردگى و تبعات آن يارى دهند:

1- بُخور دادن از جمله رايج ترين اقدامات به هنگام بروز سرماخوردگى و مشكلات ناشى از آن مانند گرفتگى و خشكى مخاط بينى، سرفه و ... است و از آنجا كه منابع گرمازا به خصوص از نوع متمركز آن مانند شومينه و بخارى، هوا را خشك مى كنند، با كاربرد اين لوازم، اين مشكلات نيز افزايش مى يابند.

لذا همواره رطوبت مورد نياز در اتاق را با قرار دادن كاسه يا كترى پُر از آب بر روى اجاق گاز يا بخارى و همچنين ريختن اندكى محلول اكاليپتوس در آن تامين كنيد و يا اگر دستگاه بُخور داريد، به وسيله ي آن هواى موجود را مرطوب كنيد.

بخور دادن

علاوه بر اين اقدام، بهتر است بيمار با ريختن مقداري محلول اكاليپتوس در ظرف آب جوش، بُخور دهد، به اين شکل که با انداختن حوله اى بر روى سرش، صورت خود را بالاي ظرف حاوي مواد بُخور بگيرد و تا حد امكان تنفس هاى عميق انجام دهد تا بخارهاي آب و هواى گرم، بيشتر و به طور مستقيم وارد مجارى تنفسى او شود. سپس در پايان، حوله را بر روى صورت خود كشيده و تا پايان خشك شدن رطوبت و عرق موجود در سر و صورتش، حوله را به همان شکل نگه دارد و به فضاى سرد وارد نشود.

البته علاوه بر گياه اكاليپتوس، گياهان دارويى ديگرى نيز وجود دارند كه بُخور دادن آنها نيز در روند بهبودى اين بيمارى بسيار تاثيرگذار است. در اينجا به چند نمونه از اين گياهان و همچنين طريقه استفاده صحيح از آنها اشاره خواهيم كرد:

الف- آويشن و گل بنفشه را به ميزان مساوى مخلوط كرده و با مقدار مناسبى آب بجوشانيد. بخارهاى ناشى از جوشيدن اين مواد را بخور داده و باقى مانده محلول آن را پس از صاف كردن بنوشيد.

ب- مقدارى ريحان و پونه خشك را به ميزان مساوى با هم مخلوط كرده و درون كاسه اى پر از آب ريخته و در حالت جوش بر روى اجاق گاز بخور دهيد (ترجيحاً از ريحان بنفش استفاده كنيد).

ج- بخور مخلوط پر سياوشان، آويشن و ريحان (هر كدام به ميزان مساوى) در آب نيز براى سرماخوردگى بسيار مفيد است. البته جوشانده اين مخلوط را نيز به صورت خوراكى مى توان استفاده كرد.

ليمو ترش تازه

2- براى كاهش سرفه و گلودرد و همچنين در برخى مواقع جهت جلوگيرى از گسترش سرماخوردگى، روزى چندبار يك ليوان آب جوشيده داغ و يك قاشق غذاخورى عسل و چند قطره آب ليموترش تازه را با هم مخلوط كرده و بنوشيد.

3- براى از بين بردن خارش گلو، مكيدن چند عدد ميخك بسيار مفيد است.

4- شلغم نيز از جمله سبزى هايى است كه خوردن آن همواره در روزهاى سرماخوردگى توصيه مى شود. رايج ترين طريقه استفاده از شلغم به صورت پخته با نمك يا شكر و يا مصرف آن در آش يا سوپ هاى ساده مخصوص بيمارى است، ولى بسيارى از افراد به خصوص بچه ها به جهت دوست نداشتن طعم پخته شلغم، از مصرف آن صرف نظر مى كنند، در حالى كه با دو روش ديگر مى توان از خواص آنتى بيوتيكى شلغم بهره مند شد:

شلغم

الف- شلغم را پوست كنده و به صورت خام بر روى سالاد فصل رنده كرده و ميل كنيد.

ب- پس از شستن شلغم، بدون پوست كندن، قسمت بالاى آن را با چاقو به صورت افقى برش بزنيد. كمى از داخل شلغم را به وسيله قاشق مرباخورى گود كرده و فضاى خالى را با يك قاشق مرباخورى شكر پر كنيد. سپس قسمت بريده شده را مانند در بر روى شلغم حاوى شكر قرار دهيد. اين كار را با چند شلغم انجام دهيد. سپس آنها را درون كاسه اى در كنار هم چيده و به مدت يك شب تا صبح در يخچال بگذاريد. پس از طى اين مدت، هنگامى كه در هر يك از شلغم ها را باز كنيد، با محلول آب شلغم و شكر مواجه مى شويد. اين شربت عصاره شلغم است.

شما مى توانيد مانند دارو روزى چند بار از اين شربت استفاده كنيد.

5- اغلب افراد گل گاوزبان را به جهت تاثيرات آرام بخشى و تقويت كنندگي قلب آن مى شناسند، حال آنكه اين ها خواص فرعى اين گياه محسوب شده و بيشترين خاصيت اين گياه بر روى سرماخوردگى است.

گياه گل گاوزبان ضدسرفه، خلط آور و معرق است.

اين گياه را به همراه عسل دم كرده و يا از جوشانده ي آن استفاده كنيد.

الهام اسمعيلي- شرق
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 دی1387ساعت 10  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 مزاردرگذر تاریخ 

نویسنده کتاب روضات الجنات با تصحیح معين الدين محمد زمحي اسفزاري چنين نوشته است

 «و از مستبدعات ايام دولت پادشاه اسلام پناه، بند (سلومد) است كه در آن ولايت بيمن كفايت و رايت اين آصف جم صفات جهت وقف بقاع خيرات حضرت سلطاني احداث يافته است» در پاورقي همين صفحه از كتاب (صفحه 200 - 199) چنين نوشته شده است «سلومد اين دهكده در سده چهارم آباد بوده است و در حدود العالم و المسالك و الممالك آنرا سلومد و در صورالاقاليم، ابوزيد بلخي و تاريخ سيستان سلامت نوشته اند ... وباغ سلومد مشهور به مزار مي باشد، خود محل آب ندارد و قبرستاني است قديمي كه باغات انگور بسيار دارد ...»

و چون خواجه قوام الدين (آصف جم صفات) در آن علايق مملكتي و نسبت به ان عنايت داشته است احتمالاً مزار و مزرعه مزبور به نام او معروف گشته است (گناباد پير تاريخ ـ عباس زماني ص 86)

در كتاب دائره المعارف نيز در زير كلمه آصف به اين نكته اشاره مي كند كه كلمه آصف براي هر وزير و انسان نيكوكار و خردمند به كار مي رفته است.


 از آثار تاريخي اين روستا قلعه دختر است بنابر گفته مورخان اين قلعه در دوره ساساني ساخته شده و بعدها نيز مورد استفاده بوده است و در اواخر قرن پنجم هجري به تصرف پيروان حسن صباح درآمده است و در قرن هفتم هجري توسط غوريان و مغولان تخريب شده است.

مغولان بعد از هجوم نخستين چنگيز و قتل عام مردم ايران بار ديگر يورش خود را به ايران آغاز كردند و اين بار حمله به فرمان منگوقا آن انجام گرفت و بهانه آنها رفع اسماعيليان بود و براي اين امر هلاكو انتخاب گرديد و سپاهيان هلاكو به فرماندهي گيتوبوقا در سال 651 هجري از ماوراء النهر عبور كرده و به قهستان (خراسان جنوبي) حمله كردند، بهانه اين حمله تقاضاي قضات براي رفع اسماعيليان بود (تاريخ گزيده ص 589) وي با 5000 پياده پس از اشغال خراسان خود را به پاي قلعه گردكوه (كوهي است در دامغان) رساند و در ربيع الاول همان سال در حوالي اين قلعه مستقر شد گيتوبوقا سپس حمله خود را به خراسان شمالي آغاز نمود و يورش او نخست همراه با غارت گله هاي مردم تون و ترشيز و زيركوه بود (فردوس، كاشمر و قائن) او در همين سال تون و تورشيز را تصرف كرد و با وجود تسليم شدن ناصر الدين شاه محتشم (فرمانده اسماعيليان قهستان) مردم قهستان بخصوص فدائيان به مقاومت ادامه داند و با سپاهيان مغول با شجاعت و مردانگي كم نظيري روبرو شدند و گيتوبوقا فرمانده پيش قراولان هلاكو كه كيش عيسوي داشت با تمام لشكر مغول از ترك و تازيك قهستان را مورد حمله مجدد قرار داد، غصبه تون كه پايدار مانده و تسليم نشده بود محاصره شد و پس از نبردي سنگين در روز هفتم محاصره گشوده شد و مغولان شهر را ويران ساخته و تمامي آنرا بجز زنان و كودكان كشتند (حدود سال 653 هجري) (جامع التواريخ، ج 2، ص 691)

مغولان در ناحيه گناباد تمام شبكه آبياري منطقه را كه متكي بر قنات هاي بسيار عظيم بود ويران كردند بطوريكه پس از 800 سال كه از اين حمله مي گذرد هنوز قنات هايي كه سخت ويران شده باشند و قابل آبياري نباشند را هلاكو بند مي گويند (سلطان حسين تابنده، تاريخ جغرافياي گناباد، ص 61) مغولان پس از آن قلاع سرتخت و خوانشير و مزار بجستان را مورد حمله قرارد داند و پس از نبردي نابرابر كليه ساكنان اين مناطق را به قتل رساندند.

آثار باقيمانده اين نبرد در روستاي مزار هنوز به نام لب رود حربگاه مشهور است و نيز قبرستان ده هكتاري روستاي مزار نيز نشانه هايي از اين كشتار عظيم است. (تاريخ اسماعيليان قهستان، دكتر فرقاني، ص 275)

عباس زماني در كتاب گناباد پير تاريخ چنين مي نويسد: به نظر مي رسد كه قلعه دختر مزار در دوره ساساني و يا قبل از آن ساخته شده باشد و در دست اميران محلي بوده است و در قرون اوليه اسلامي نيز به همين ترتيب مورد استفاده قرار مي گرفته است و هنگامي كه در تصرف پيروان حسن صباح بوده به فرمان خوانين غوري و مغول ويران شده است و احتمالاً سنگرهاي متعدد قلعه توسط اسماعيليه بنا شده است، زيرا بر خلاف قسمت مركزي و قلعه اصلي قطعات سنگ ديوارهاي اين سنگرها بدون ملات و بدون دقت لازم كار گذارده شده است.

اسماعيليه از اواسط قرن پنجم تا اواسط قرن هفتم در قهستان كم و بيش داراي قدرت و صاحب استحكامات آن خطه از جمله گناباد و بجستان بوده و گاه و بيگاه مورد حمله فرمانروايان وقت قرار مي گرفته است يكي از آن حملات بنا به حكايت كتاب بهارستان در سال 624 هـ . ق به اين ترتيب صورت گرفته است:

«امراي جلال الدين قوري را در ولايت گنجه به قتل رسانيدند و اين كار خيلي بر جلال الدين گران آمد پس سوار شد با لشكر خود روي به ولاد اسماعيليه نهاد و از حدود علمات تا گردكوه خراسان را خراب كرد و شوكت ملاحده را درهم شكست . . . »

و به احتمال قوي گردكوه خراسان با قلعه دختر و قلعه مخروطي مقابل آن در ارتباط است و نيز شهاب الدين عبدالله حافظ خوافي در جغرافياي حافظ (ص 28) چنين مي نويسد:

«اسماعيليان قهستان را مسخره كرده اند و تا مدت ها در تصرف ايشان بود و تا آن زمان كه پادشان گيتي ستان، هلاكو خان بن تولي خان بن چنگيز خان به خراسان آمد و قلاع ايشان را تمام مسخر گردانيد در تاريخ 655 هـ . ق»

قلعه دختر روستاي مزار بر فراز كوهي منفرد در نزديكي چشمه هاي آب و نيز در كنار راه معروف قديمي به نام راه عراق به تالارهايي مربع مستطيل راهروها، آب انبارها و سنگرها احداث شده است كه عمده مصالح آن سنگ و آجرهاي مربع و گچ و ساروج است، از اين قلعه امروز جز ديوارهايي چيزي ديگر باقي نمانده است. سنگرهاي فراوان پايين قلعه نيز فرو ريخته است و راه قاطر رو اين قلعه با پايين كوه نيز تا حدودي محو شده است


علاوه بر روستاي مزار كه مقبره آن مشهور به آصف بن برخيا است در يكي از روستاهاي تربت حيدريه به نام قلعه «قلعه حسن» يكي از روستاهاي دولت آباد تربت و در 80 كيلومتري اين شهر قرار دارد و آنجا مدركي دال بر اينكه مزار آنجا متعلق به آصف بن برخيا باشد جز سخنان گذشتگان وجود ندارد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 مهر1387ساعت 14  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

  (... ماه مبارک رمضان ماه مولای مظلومان علی بن ابی طالب علیه السلام بر همه عاشقان مبارک.)


الصوم فى الحر جهاد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:
روزه گرفتن در گرما، جهاد است.
بحار الانوار، ج 96، ص 257 


روزه نفس
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم النفس عن لذات الدنيا انفع الصيام.
اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:
روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزه‏هاست.
غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64




-روزه واقعى
قال اميرالمومنين عليه السلام
الصيام اجتناب المحارم كما يمتنع الرجل من الطعام و الشراب.
امام على عليه السلام فرمود:
روزه پرهيز از حرامها است همچنانكه شخص از خوردنى و نوشيدنى پرهيز مى‏كند.
بحار ج 93 ص 249
**


 برترين روزه
قال اميرالمومنين عليه السلام
صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.
امام على عليه السلام فرمود:
روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.
غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

چهل حديث روزه
گردآورنده محمد حسين فلاح زاده

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 15  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

غیبت

یکی از آفات زبان که از رذایل اخلاقی به شمار می‌رود و انسان را از راه خدا دور می‌سازد، نمّامی و سخن‌چینی است. سخن‌چینی یعنی پشت سر دیگران سخن گفتن و عیبجویی كردن و به دنبال برملا كردن عیوب دیگران بودن و حرف را از محفلی به محفل دیگری برده و سخنان را پخش كردن.

قرآن كریم در نکوهش سخن‌چینی می‌فرماید:

"وَیلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَه؛ (1) وای بر هر عیب جویِ سخن چین."

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:

" اَلا اُنَبِّئَکُم بِشِرَارِکُم قَالُوا بَلَی یَا رَسُولَ اللهِ قَالَ المَشَّاءُونَ بِالنَّمِیمَةِ المُفَرِّقُونَ بَینَ الاَحِبَّةِ البَاغُونَ لِلبُرَآءِ المَعَایِبَ. " (2)

«آیا می‌خواهید شما را به بدترین افراد در میان شما آگاه کنم؟ عرض کردند بلی ای رسول خدا . حضرت فرمودند: بدترین افراد آنهایی هستند که به سوی سخن چینی می‌روند، ‌کسانی که میان دوستان جدایی می‌افکنند و در جستجوی عیب برای افراد صالح و پاکدامنند.»

ایشان در جای دیگری می‌فرمایند:

"لا یَدخُلُ الجَنَّةَ نَمَّامٌ" (3)؛ سخن‌چین وارد بهشت نمی‌شود. 


  

  هر عملی كه از انسان سر می‌زند اثرات خاص خود را بر نفس و جامعه‌اش می‌گذارد. غیبت نیز از این قاعده مستثنی نیست و سه نوع اثر دارد.

1- بر رابطه غیبت كننده با غیبت شوندگان تأثیر منفى مى‏گذارد. كسى كه از او غیبت شده است وقتى آگاه شود كه در مجلسى از او به زشتى یا بدى یاد شده است از غیبت كننده ناخرسند مى‏شود و او را مسئول خدشه‏دار شدن وجهه و آبرویش مى‏داند. غیبت كننده با تعرض به آبروى دیگرى او را از موقیعت اجتماعى‏اش ساقط مى‏كند و این كار در حالى انجام مى‏گیرد كه او از آن چه درباره‏اش مى‏گویند بى‏خبر است و نمى‏تواند براى پوشیده ماندن عیوبش اقدام كند. خداوند در قرآن كریم پس از نهى از غیبت، تشبیه رسایى براى نمایاندن زشتى آن آورده است.

«لا یَغتَب بَعضكم بعضاً اَیُحب اَحَدكم اَن یَأكل لَحم اَخیهِ مَیتاً فَكرهتموه (1)؛ و بعضى از شما غیبت بعضى نكند آیا كسى از شما دوست دارد كه گوشت برادر مرده‏اش را بخورد؟ (یا) از آن كراهت دارید.»

این آیه نشان مى‏دهد كه غیبت كننده به برادر مؤمن خود آسیبى مى‏زند كه او از آن غافل است. در حالى كه خوردن معمولا عملى است كه با التذاذ توأم است غیبت كردن كارى نفرت‏انگیز است. غیبت اگر چه به انگیزه التذاذ صورت مى‏گیرد، ولى با آگاه شدن از واقعیت آن نه تنها لذت بخش نیست كه بسیار ناخوشایند است. این ناخوشایندى را همگان درك مى‏كنند، همان گونه كه همه ناخوشایندى خوردن گوشت برادر مرده خویش را درك مى‏كنند.

كسانى كه شنونده غیبت هستند همواره این احتمال را مى‏دهند كه غیبت كننده در غیاب آنان نیز از عیوبشان سخن گوید. در نتیجه رابطه آنان با غیبت كننده تضعیف مى‏شود. در صورتى كه غیبت زیاد صورت گیرد محیط اجتماع امنیت خود را از دست مى‏دهد و آبروى انسان‏ها در خطر مى‏افتد.

2- دومین اثر غیبت، اثرى اجتماعى است كسانى كه شنونده غیبت هستند همواره این احتمال را مى‏دهند كه غیبت كننده در غیاب آنان نیز از عیوبشان سخن گوید. در نتیجه رابطه آنان با غیبت كننده تضعیف مى‏شود. در صورتى كه غیبت زیاد صورت گیرد محیط اجتماع امنیت خود را از دست مى‏دهد و آبروى انسان‏ها در خطر مى‏افتد.

بسیارى از اهداف دین از طریق ایجاد پیوند و الفت اجتماعى قابل دسترسى است و شارع احكامى را وضع كرده است تا مردم از طریق تعاون و مشاركت در هدف و مسیر به آن اهداف دست یابند. این تعاون و همكارى نیازمند خوش‏بینى متقابل مردم است. غیبت از جمله گناهانى است كه محیط را براى ایجاد همدلى، نامناسب مى‏كند و رسیدن به اهداف اجتماعى را دشوار مى‏سازد. در صورتى كه غیبت كننده از زشتى‏هاى اخلاقى دیگران یاد كند، در واقع آنها را رواج مى‏دهد، قبح آنها را از دل‏ها مى‏ریزد و محیط را از نظر اخلاقى آلوده مى‏كند.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«من قال فى مؤمن ما رأته عیناه و سمعته اذناه فهو من الذین قال الله عزوجل: ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشة فى الذین آمنوا لهم عذاب الیم(2)؛ كسى كه درباره مؤمنى آن چه به چشم دیده و به گوش شنیده بگوید، از جمله كسانى است كه خداوند فرمود: كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در میان آنان كه ایمان آورده‏اند، شیوع پیدا كند، براى آنان عذابى پُر درد خواهد بود.»

3- اثر دیگر غیبت در رابطه انسان با خداست. كسى كه غیبت مى‏كند از فرمان خدا سرپیچى كرده است و كیفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشایند خواهد داشت؛ زیرا نیكى‏هاى او همه به آتش این عمل مى‏سوزد.

كسى كه غیبت مى‏كند از فرمان خدا سرپیچى كرده است و كیفر الهى در انتظار اوست و آخرتى ناخوشایند خواهد داشت؛ زیرا نیكى‏هاى او همه به آتش این عمل مى‏سوزد.

امام صادق(علیه السلام) فرمودند:

«الغیبة حرام على كل مسلم و انها لتأكل الحسنات كما تأكل النار الحطب(3)؛ غیبت بر هر مسلمانى حرام است و هر آینه نیكى‏ها را مى‏سوزاند چنان كه آتش هیزم را مى‏سوزاند.»

دشوارى كار غیبت كننده از آن روست كه جبران گناهش وابسته به رضایت كسانى است كه غیبت آنها را كرده است.

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمودند:

«مَن اَغتاب مُسلماً او مُسلمة لَم یقبل الله صلاته ولا صیامه اربعین یوماً و لیلة الا ان یغفر به صاحبه (4)؛ كسى كه غیبت زن و مرد مسلمانى را كند خداوند نماز و روزه او را تا چهل روز و شب نمى‏پذیرد، مگر آن كه برادرش او را ببخشاید.»

اگر غیبت كننده موفق به توبه شود و غیبت شونده از حق خود بگذرد، خداوند او را خواهد بخشید؛ ولى گناه غیبت چنان بزرگ است كه خداوند به حضرت موسى (علیه السلام) وحى فرمود كه اگر غیبت كننده توبه كند آخرین كسى است كه به بهشت وارد مى‏شود و اگر توبه نكند اولین كس خواهد بود كه به درون آتش جهنم مى‏رود. (5)

 پی‌نوشت‌ها:

1- حجرات، 12.

2- كشف الربیه، ص 11.

3- همان، ص 9.

4- جامع السعادات، ج 2، ص 314.

5- همان، ص 11.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 شهریور1387ساعت 10  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 

سكوت ويرانه ها، فرياد تاريخ

جاده آسفالت در ميان دشتي با پوشش گياهي بياباني شهر بجستان را به روستايي متصل مي كند كه با اولين نگاه مي توان بوضوح خانه هاي زيباي گنبدي شكل و قلعه بزرگ آنجا را مشاهده كرده. قبل از رسيدن به روستاي مزار آب انباري در ميان جاده انسان را به ياد دوراني مي اندازد كه اهالي و مسافران با پاي پياده و يا حيوانات اهلي اين راه را مي پيمودند و با نوشيدن آب سرد اين حوض فاتحه اي را نثار روح سازنده آن مي كردند. از اين قبيل حوضها و آب انبارها در منطقه زياد مي باشد و حوضهاي داخل دشت به طور طبيعي و با استفاده از شيبي كه از زمينهاي اطراف بسوي آبراهي حوض وجود داشت در فصل بارندگي پر و در ديگر زمانها مورد استفاده نيازمندان قرار مي گرفتند.

بسوي آبراهه حوض و آب انبارها معمولا ساروج اندود است (ساروج آميخته اي از گل رس و خاكستر و آهك است آنرا با دقت آماده كرده و سپس ديوارها را با آن مي پوشاندند و براي استحكام با تركة انار به آن ضربه مي زدند.

از حوض هاي روستاي مزار ي توان به حوض بزرگ و حوض كوچك كه آب كاريز كر به آن مي ريخته است و مردم براي آشاميدن و استحمام و شستن از آن استفاده مي كردند و حوضهاي حسين، حاجي و غيره نام برد و از آب انبارهاي بجستان مي توان به آب انبار حاج قربان، حاج ميرزا، حاج امين، حاج خداداد و آب انبار كهنه و نو اشاره نمود البته يخدان كوثر نيز در بيدخت داراي شهرتي بسيار مي باشد كه بعدها به آن خواهيم پرداخت. اينها جزء لاينفك زندگي در كوير است.


 قلعه اي قديمي روستاي مزار

 

بر فراز تپه اي در منتهي اليه گورستان قلعه اي قديمي و مخروبه وجود دارد كه اگر چه از آن چيزي باقي نمانده است اما هنوز مي توان ديوارهاي بلند و چهار برج آن را تصور كرد. اين قلعه تاريخي با قدمتي چند صدساله و براساس تاريخ شفاهي يكي از پناهگاههاي مردمي در زمان حمله اقوام بيگانه بوده است، هر خانواده اي در قلعه خانه اي داشته است و درِ بزرگ آهني و برجها و سنگ اندازها و سوراخهايي كه براي تيراندازي استفاده مي شده است محافظ خوبي براي جلوگيري از حمله حسني ها و تركمن ها بوده است.

 



 

هواشناسي محلي

 

۱-زماينكه در اطراف ماه هاله بوجود آيد بارندگي هست. (در اصطلاح محلي ماه آغال كرده باشد.)

۲ـ اگر هوا ابري و باراني و هنگام غروب خورشيد ابرها در مغرب قرمز رنگ شوند روز بعد هوا صاف و آفتابي خواهد شد.

۳ـ ابرهاي سربي رنگ بارانزاست ولي ابرهاي روشن بدون بارندگي هستند.

۴ـ ابرهاي سفيد رنگ عامل ريزش برف است و قبل از ريزش برف سردي از مغرف شروع به وزيدن مي كند.

۵ـ در موقع برف  و بارندگي اگر باد از شمال بيايد ابرها پراكنده مي شود و اگر باد از شرق بوزد بارندگي دوام خواهد داشت. (مي گويند باد شرق جلوي ابرها را مي گيرد و باد شمال آنرا پراكنده مي سازد.

۶ـ اگر باران بصورت رگبار باشد مدت بارندگي كم است و اگر نم نمك باشد دوام دار است.

۷-اگر موريانه ها در تابستان لانه خود را بر روي بوته هاي هيزم بيابان ايجاد كنند سال آباد خواهد بود.

۸- اگر بعد از عيد مورچه بالدار ديده شود امكان بارندگي هست.

۹- اگر در چله ها يخبندان شود (چله بزرگ: از اول دي لغايت 10 بهمن و چله كوچك از 11 بهمن لغايت 30 بهمن) بنفع باغات ميوه است زيرا باعث از بين رفتن كنه و شته ها و كرمها ي ريز زميني مي شود و باعث مي شود تا درختان ميوه ديرتر شكوفه دهد.

11ـ بعد از عيد شيشه ها توام با بارندگي است ( بارانهاي بهاره تحت نام شيشه و مترادف با روز هاي 6 و16 و26 و36 و46 و56 و66 بعد از عيد و به فواصل تقريبي 10 روز عامل بارش مي باشند) و اكثرا اين بارشها همراه با تگرگ است.

12ـ از عوامل بارندگي باد فرح باد است كه از شمال و شمالغربي به منطقه مي رسد و دنبال جريانهاي شمال غربي است.

13ـ در ماه دي، بهمن و اسفند بادي است كه از جنوب به شمال مي وزد و باعث سردي مي شود.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 12  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

                                                                             

 

 چرا موسيقي حرام است؟


 

 تمام دستورات ديني براساس يك سلسله مصالح و مفاسد پايه‌ريزي شده‌اند.اگر اسلام امري را حلال و مجاز شمرده قطعاً مصالح و منافعي براي دنيا و آخرت انسان دارد و اگر امري حرام و ناپسند است يقيناً مضرات دنيايي و آخرتي در آن وجود دارد كه از جمله اين موارد موسيقي و غناء است. 

علاوه بر آنچه كه گفته شد؛ موسيقي غنايي انسان را به فساد و جامعه را به انحطاط و پستي سوق مي‌دهد. غيرت و هميت و رگ ديني و ارزشي از انسان‌ها رخت بر مي‌بندد، شخص منزوي شده و از اجتماع فاصله گرفته در واقع به گرداب غفلت پا مي‌نهد، غفلت از خدا، پيغمبر(ص)، ائمه(ع)،‌ قيامت، خانواده، تربيت فرزند، صله رحم، عبادات و ... 

لذا پيامبر رحمت(ص)، وقتي به عنوان رسول و سفير الهي برگزيده شد. از اولين اقدام‌هاي او برچيدن بساط اين ابزار بود، او مي‌فرمود؛ من مبعوث شده‌ام تا بت‌ها و ابزار آلات موسيقي و غنا را از بين ببرم، چرا كه بت و موسيقي هر دو ابزارهايي هستند با جاذبه‌ قوي، انسان‌ها را به وادي گمراهي و ضلالت مي‌كشانند. 

بايد هزاران تاسف خورد بر اينكه در جامعه ما برخي مراسم جشن ميلاد و جشن بعثت آن حضرت را با استفاده از ابزار آلات موسيقي و رقص‌هاي محلي و سنتي گرامي مي‌دارند و آن شب‌ها و روزهاي پاك و باصفا و معنوي را با چنين اعمالي آلوده مي‌كنند. هر چند اين نيز از نشانه‌هاي آخر الزمان است. چنانچه رسول خدا(ص) مي‌فرمايند: از جمله نشانه‌هاي آخرالزمان اين است كه آلات لهو (موسيقي) نواخته مي‌شود و يك نفر نيست كه نهي از منكر كند و كسي جرئت بر نهي آن نمي‌نمايد. مردم به غنا و آواز عشق مي‌ورزند، رقص، طرب و غنا را حلال مي‌دانند و آلات ساز و آواز ظاهر تار و تنبور زني را نيكو شمارند و براي آموزش و برگزاري مجالس موسيقي مال‌ها خرج كنند. 

زن‌هاي آوازه‌خوان و رقاصه آشكار شده، لهو و آلات موسيقي ظاهر شود و عابرين بر وي گذرند و احدي احدي را منع نكند

 

 

قال رسول الله(ص):«اَلْغِناءُ رُقيةُ الزِّناء»

 

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: غنا و موسيقي زمينه را براي ارتكاب به زنا هموار مي‌كند.

 

اثرات زشت موسيقي

 

قال رسول الله(ص):«اِيّاكُمْ وَ الْغِناء فَاِنَّهُ يَنْقُصُ الْحَياءَ وَ يَزيدُ في الشَّهْوَةِ وَيَهْدِهُمْ الْمَرُوءَةِ وَ اِنَّهُ لَيَنُوبُ عَنِ الخَمْرِ وَ يَفْعَلُ ما يَفْعَلِ لِسْكر فَاِنّ كُنْتُمْ لابُدَّ فاعِلين فَجَنِّبوهُ النِّساءَ فَاِنَّ الغِناءَ داعِيةُ الزِّنا»

 

فرمود: از غناء و موسيقي دور باشيد، چرا كه آثار مخربي دارد:

 

1-      حياء را از شما مي‌گيرد.

 

2-      شهوت را زياد مي‌گرداند.

 

3-      جوانمردي را از بين مي‌برد.

 

4-      همانند شراب انسان را مست مي‌كند.

 

5-   انسان را وادار به زنا مي‌كند . پس اگر ناچار به دام موسيقي افتاديد آن را از زنان دور نگهداريد چرا كه موسيقي غنايي انگيزه زنا را در انسان ايجاد مي‌كند.

 

نفاق و دورويي

 

قال رسول الله(ص):«اَلْغِناءُ يُنْبِتُ الْنِّفاقَ في الْقَلْبِ كَما يُنْبِتُ الْماءَ الذّرْعَ

 

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: موسيقي نفاق و دورويي در دل مي‌روياند، همچنانكه آب زراعت بار مي‌آورد.

 

عذاب دردناك

 

قال رسول الله(ص):«مَنْ اِسْتَمَع اِلَي الْلَّهْوِ يُذابُّ في اُذُنِهِ الْاَنكَ

 

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: كسي كه گوش‌هايش را از موسيقي‌هاي مطرب آشنا سازد، در روز قيامت، سرب آب كرده در گوش‌هايش ريزند.

 

 

آلات موسيقي، هم رديف بت‌ها

 

قال رسول الله(ص):«اِنَّ اللهَ بَعَثَني هُديً وَ رَحْمَةً لِلْعالَمين وَ اَمَرني اَنْ اَمْحُوا الْمَزاميرَ وَ الْمَعازِفَ وَ الْاَوْتادَ وَ الْاَوْثانَ وَ اُمور الْجاهِلَّية»

 

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: خداوند متعال مرا مبعوث كرد تا هدايت و رحمت براي جهانيان باشم و به من امر فرمود، آلات موسيقي، بت‌ها و مصاديق و مظاهر جاهليت را از بين ببرم.

 

عاقبت اهل موسيقي

 

قال رسول الله(ص):«يُحْشَرُ صاحِبُ الطَّنُبور يَوْمَ الْقِيمَةِ وَ هُوَ اَسْوَدُ الْوَجْهِ وَ بِيَدِهِ طَنبُورٌ مِنْ نارٍ وَ فَوْقَ رَأسِهِ سَبْعُونَ اَلْفَ مَلَكٍ بِيَدِ كُلِّ مَلَكٍ مِقْمَعَةٌ يَضْرِبُونَ رَأسَهُ وَ وَجْهَهُ وَ يُحْشَرُ صاحِبُ الْغِناءِ مِنْ قَبْرِهِ اَعْمي وَ اَخْرَسَ وَ اَبْكَمَ وَ يُحْشَرُ الزّاني مِثْلُ ذلِكَ وَ صاحِبُ الْمِزْمارِ مِثْل ذلِكَ وَ صاحِبُ الدَّفِّ مَثِلَ ذلِكَ

 

پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايد: كسي كه در دنيا با آلات موسيقي حشر و نشر داشته، روز قيامت با رويي سياه در حالي كه در دستانش تنبوري از آتش است، محشور مي‌گردد و بالاي سر او هفتاد هزار ملك حضور دارند كه در دست هر كدام گرزي است كه با آن بر سر و صورت او ضربه وارد مي‌كنند.

 

و كسي كه اهل غنا و موسيقي است كر و نابينا از قبر بر مي‌خيزد و همچنين است احوال شخص زناكار و شخصي كه اهل دف زدن بوده است. 

 

    بامراجعه به آيات نوراني قرآن كريم آيات متعددي مشاهده مي‌شود كه به طور مستقيم و يا غير مستقيم به مذمت غناء، لهو و لعب پرداخته است كه به دو مورد از آن اشاره مي‌گردد:

 

آيه اول:«وَ مِنَ النّاس مَنْ يَشْتَري لَهُوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذُها هُزُوًا اُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهين»[1

 

ترجمه: بعضي از مردم سخنان بيهوده و باطل خريداري مي‌كنند تا مردم را از روي جهل و ناداني گمراه سازند و آيات الهي را به استهزاء و سخره گيرند.تعبير «لهوالحديث» در اين آيه شريفه معناي وسيع و گسترده‌اي دارد و هر گونه سخن يا آهنگ سرگرم كننده و عفت زا را كه انسان را به بيهودگي يا گمراهي مي‌كشاند در بر مي‌گيرد. خواه از قبيل غنا، الحان و آهنگ‌هاي شهوت‌انگيز و هوس‌آور باشد و خواه سخناني كه نه از طريق آهنگ، بلكه از طريق محتوا، انسان را به بيهودگي و فساد سوق مي دهد، يا از هر دو طريق، چنانچه در تصنيف‌ها و اشعار عاشقانه خوانندگان، معمول است كه هم محتوايش گمراه كننده است و هم آهنگش.در تكميل اين گفتار، ذكر اين حديث هم لازم است كه امام صادق(ع) درباره مفهوم اين آيه شريفه مي‌فرمايداَلْغِناء مَجْلِسٌ لايَنْظَر اللهَ اِلي اَهْلِهِ وَ هُوَ مِمّا قالَ الله تَعالي «وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ وَ الْحَديث» و...» (غنا مجلسي است كه خداوند به اهل آن نظر رحمت ندارد و اين غنا از مصاديق آيه شريفه‌اي است كه خداوند مي‌فرمايد: و بعضي از مردم سخنان بيهوده و باطل خريداري مي‌كنند...)[2]

 

آيه دوم:«وَ الَّذينَ يَشْهَدُونَ الزُّورَ وَ اِذا مَرّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً»[3] 

ترجمه: و كساني كه شهادت به باطل نمي‌دهند و هنگامي كه با لغو و بيهودگي برخورد مي‌كنند، بزرگوارانه از آن مي‌گذرند.اين آيه شريفه به احترام و حفظ حقوق ديگران تاكيد كرده و به بيان صفات ديگري از «عبادالرحمن» پرداخته است، از جمله اين صفات اين است كه بندگان شايسته خدا هرگز شهادت به باطل نداده و در مجلس باطل حضور نمي‌يابند.از نظر مفسرين عاليقدر، مفهوم اين بخش از آيه، اين است كه بندگان شايسته و مومن، هرگزدر مجالس غنا و لهو حاضر نمي‌گردند



 

[1][1] . سوره مباركه لقمان آيه 6 .

 

[2][2] . تفسير نمونه ذيل آيه شريفه.

 

[3][3] . سوره مباركه فرقان آيه 27

 

 


 


 

آيا موسيقي روح انسان را تصفيه مي‌كند؟

 

براي روشن‌تر شدن موضوع، به گفتاري از علامه مرحوم محمدتقي جعفري(ره) توجه فرمائيد:

اگر موسيقي آن چنان كه عاشقان دلباخته‌اش مي‌گويند، حقيقتاً روح انساني را تصفيه مي‌كند. چرا با شيوع موسيقي در شرق و غرب، بيماري‌هاي رواني و فساد اخلاقي به حدي است كه گفتگوي درباره آن باعث شرمساري است. 

سپس ايشان به تشريح بيماريهاي ناشي از موسيقي مي‌پردازند و اين بيماري را به شرح زير بيان مي‌كنند: 

1- ايجاد عدم تعادل و توازن بين اعصاب سمپاتيك و پاراسمپاتيك كه بي‌نظمي در اين دو عصب مشكلات زير را به همراه دارد:

 

الف)اضطراب                   ب) عصبانيت       ج) سستي و بي‌ارادگي    د)سرگيجه

 

هـ) تحريكات قلبي   و) ماليخوليا          ز) نفخ معده          ح) آنژين صدري

 

ط) انقباظات عروقي            ي) اختلال در غدد مترشحه داخلي مخصوصاً تيروئيد و تخمدان       

 ك) اختلال در لوله گوارشي   ل) آسم و ..

 

2-   بيماري ماني  كه نوعي جنون است با درجات مختلف

 

3-   بيماري سيلكموتي (نوعي بيماري رواني كه منجر به خنده‌ها و گريه‌هاي بي‌وقت مي‌شود)

 

4-   كوتاهي عمر.

 

5-   ضعف اعصاب

 

6-   اختلالات دماغي و .... 

 

 

.مسعود صفي ياري

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 اردیبهشت1387ساعت 16  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 قلعه دختر روستاي مزار

روستاي مزار يكي از روستاهاي شهرستان بجستان است كه در 4كيلومتري جنوب غرب بجستان واقع شده است و حدود هزار و دويست نفر جميت دارد، اين قريه به موجب تصور اهل محل نام خود را از قبري كه منسوب به آصف بن برخيا وزير حضرت سليمان مي باشد گرفته است كه مدركي بر اين مدعي وجود نداشته اين سخن صحيح به نظر نمي رسد.

 

عباس زماني در كتاب گناباد پير تاريخ چنين نوشته است نگارنده تصور مي كند كلمه آصف از القاب خواجه قوام الدين نظام الملك (مشرف ديوان)خراسان در دوره تيموري كه بنابر حكايت روضات الجنات سد نزديك قريه مزبور به كفايت او انجام گرديده، گرفته شده است.

در كتاب روضات الجنات چنين آمده است «و از مستبدعات ايام دولت پادشاه اسلام پناه، بند (سلومد)است كه در آن ولايت بيمن كفايت و رايت اين آصف جم صفات جهت وقف بقاع خيرات حضرت سلطاني احداث يافته است» 

در پاورقي همين صفحه از كتاب (صفحه 200 - 199) چنين نوشته شده است 

«سلومد اين دهكده در سده چهارم آباد بوده است و در حدود العالم و المسالك و الممالك آنرا سلومد و در صورالاقاليم، ابوزيد بلخي و تاريخ سيستان ،سلامت نوشته اند ... وباغ سلومد مشهور به مزار مي باشد، خود محل آب ندارد و قبرستاني است قديمي كه باغات انگور بسيار دارد ...»

و چون خواجه قوام الدين (آصف جم صفات)در آن علايق مملكتي و نسبت به ان عنايت داشته است احتمالاً مزار و مزرعه مزبور به نام او معروف گشته است (گناباد پير تاريخ ـ عباس زماني ص 86) 

 در كتاب دائره المعارف نيز در زير كلمه آصف به اين نكته اشاره مي كند كه كلمه آصف براي هر وزير و انسان نيكوكار و خردمند به كار مي رفته است.

 

.

View Full Size Image

 

 از آثار تاريخي اين روستا قلعه دختر است بنابر گفته مورخان اين قلعه در دوره ساساني ساخته شده و بعدها نيز مورد استفاده بوده است و در اواخر قرن پنجم هجري به تصرف پيروان حسن صباح درآمده است و در قرن هفتم هجري توسط غوريان و مغولان تخريب شده است.

مغولان بعد از هجوم نخستين چنگيز و قتل عام مردم ايران بار ديگر يورش خود را به ايران آغاز كردند و اين بار حمله به فرمان منگوقا آن انجام گرفت و بهانه آنها رفع اسماعيليان بود و براي اين امر هلاكو انتخاب گرديد و سپاهيان هلاكو به فرماندهي گيتوبوقا در سال 651هجري از ماوراء النهر عبور كرده و به قهستان (خراسان جنوبي)حمله كردند، بهانه اين حمله تقاضاي قضات براي رفع اسماعيليان بود (تاريخ گزيده ص 589) وي با 5000 پياده پس از اشغال خراسان خود را به پاي قلعه گردكوه (كوهي است در دامغان)رساند و در ربيع الاول همان سال در حوالي اين قلعه مستقر شد گيتوبوقا سپس حمله خود را به خراسان شمالي آغاز نمود و يورش او نخست همراه با غارت گله هاي مردم تون و ترشيز و زيركوه بود (فردوس، كاشمر و قائن)او در همين سال تون و تورشيز را تصرف كرد و با وجود تسليم شدن ناصر الدين شاه محتشم (فرمانده اسماعيليان قهستان) مردم قهستان بخصوص فدائيان به مقاومت ادامه داند و با سپاهيان مغول با شجاعت و مردانگي كم نظيري روبرو شدند و گيتوبوقا فرمانده پيش قراولان هلاكو كه كيش عيسوي داشت با تمام لشكر مغول از ترك و تازيك قهستان را مورد حمله مجدد قرار داد، غصبه تون كه پايدار مانده و تسليم نشده بود محاصره شد و پس از نبردي سنگين در روز هفتم محاصره گشوده شد و مغولان شهر را ويران ساخته و تمامي آنرا بجز زنان و كودكان كشتند (حدود سال 653 هجري) (جامع التواريخ، ج 2، ص 691)

 

مغولان در ناحيه گناباد تمام شبكه آبياري منطقه را كه متكي بر قنات هاي بسيار عظيم بود ويران كردند بطوريكه پس از 800 سال كه از اين حمله مي گذرد هنوز قنات هايي كه سخت ويران شده باشند و قابل آبياري نباشند را هلاكو بند مي گويند (سلطان حسين تابنده، تاريخ جغرافياي گناباد، ص 61)

 

مغولان پس از آن قلاع سرتخت و خوانشير و مزار بجستان را مورد حمله قرارد داند و پس از نبردي نابرابر كليه ساكنان اين مناطق را به قتل رساندند.

آثار باقيمانده اين نبرد در روستاي مزار هنوز به نام لب رود حربگاه مشهور است

 و نيز قبرستان ده هكتاري روستاي مزار نيز نشانه هايي از اين كشتار عظيم است.

(تاريخ اسماعيليان قهستان، دكتر فرقاني، ص 275)

 

View Full Size Image

 

عباس زماني در كتاب گناباد پير تاريخ چنين مي نويسد: به نظر مي رسد كه قلعه دختر مزار در دوره ساساني و يا قبل از آن ساخته شده باشد و در دست اميران محلي بوده است و در قرون اوليه اسلامي نيز به همين ترتيب مورد استفاده قرار مي گرفته است و هنگامي كه در تصرف پيروان حسن صباح بوده به فرمان خوانين غوري و مغول ويران شده است و احتمالاً سنگرهاي متعدد قلعه توسط اسماعيليه بنا شده است، زيرا بر خلاف قسمت مركزي و قلعه اصلي قطعات سنگ ديوارهاي اين سنگرها بدون ملات و بدون دقت لازم كار گذارده شده است.

 

+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 10  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 

نام و نام خانوادگي: محمود قاسميان

نام پدر: حسين

تاريخ: 14 / 5 / 1341

محل تولد: بجستان، روستاي مزار

مدت حضور در جبهه: حدود سه سال (عمليات ثامن الائمه، طريق القدس، خيبر، فتح المبين، رمضان)

تاريخ اسارت: 4 / 12 / 1362

تاريخ بازگشت به وطن: 28 / 5 / 1369

مدت اسارت: 2349 روز (6 سال و 7 ماه) (342 هفته) اردوگاه موصل

شغل كنوني: بازنشسته نيروي مقاومت سپاه

 

صبح يكي از روزهاي سرد و برفي بهمن 1386 ميهمان خانه گرم و با صفاي تنها آزاده روستايمان در دامنه كوههاي آب و برق مشهد مي شويم، خانه اي نوساز و دور از هياهوي شهر فرزندان ايشان و همسرشان براي تحصيل و تدريس به مدرسه رفته اند و آزاده ما از خاطرات خود بعد از پذيرايي مي گويد كه ثبت آن مثنوي هفتاد من مي خواهد.

شما را به گوشه اي از خاطرات ايشان ميهمان مي كنيم.

 

...در جريان عمليات خيبر حدود 45 كيلومتر در هورها، نيزارها و آب ها با قايق در شب حركت مي كرديم در شب تاريك و با وجود راه بلدها و مجاهدين عراق سرگردان شديم بطوريكه در شب قايق هامان به هم برخورد مي كرد و سر از اطراف شهر الغرنه عراق درآورديم، در ساحل با وجود كمبود امكانات و اسلحه درگير شديم.

از نيروهاي خودي نيز خبري نشد و با مهمات كم با عراقيها درگير شديم تانك هاي دشمن ما را محاصره كرده بودند، گفتيم تا آخرين تير را مي زنيم و اسير نمي شويم و معاون تيپ گفت نه اگر كشته شويم خونمان هدر است و يكي از بچه ها پيراهن سفيدي را بالاي چوب كرد و مداركمان را به آب انداختيم و . . .

آنروز خيلي سخت گذشت، عراقي ها آمدند و بالاي سر ما با مسلسل ايستاده بودند و مي خنديدند مي گفتند (كربلا، امام، تعال و تعال) صداي بچه هاي مجروح مي آمد و اينجا بود كه شروع كردند به تير خلاصي زدن، جلوي چشم ما مجروحين را شهيد كردند ما را سوار ماشين كرده به سمت شهر الغرنه براه افتاديم در شهر الغرنه هلهله مي كردند، اصلاً فكر اسارت را نمي كرديم . . .

بعد از عبور از الغرنه به شهر العماره رسيديم و تا صبح از ما بازجويي كردند و به مدت 6 روز در زيرزميني بوديم با كمترين امكانات و وجود مجروحهايي كه هيچ كس به آنها رسيدگي نمي كرد ؟؟؟؟؟ اين وضعيت دل هر انساني را به درد مي آورد غذاي ما يك آفتابه آش بود........

 

 

View Full Size Image

 

 

بقیه مطالب رادرفصلنامه پیام آصف ببینید...

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 10 فروردین1387ساعت 18  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 

....آحاد مردم با هوشياري، تحقيق و مراجعه به افراد «خبره، مطلع و مطمئن» نمايندگاني

متدين – امين - طرفدار عدالت – مخالف با فساد – طرفدار محرومان - پايبند به خط امام و طرفدار

ارزشها و مباني اسلامي به مجلس بفرستند و به كساني رأي دهند كه با افكار و اهداف دشمنان داراي

مرزبندي روشن و مشخص هستند.

حضرت آيت الله خامنه اي

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 اسفند1386ساعت 11  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

Click for Full Size View

 

گفت با زنجير , در زندان شبي ديوانه اي

عاقلان پيداست , کز ديوانگان ترسيده اند
***

من بدين زنجير ارزيدم که بستندم به پاي

کاش مي پرسيد کس , کايشان به چند ارزيده اند
***

دوش سنگي چند پنهان کردم اندرآستين

اي عجب , آن سنگها را هم ز من دزديده اند
***

سنگ مي دزدند از ديوانه با اين عقل وراي

مبحث فهميدنيها را چنين فهميده اند
***

عاقلان با اين کياست عقل دور انديش را

در ترازوي چو من ديوانه اي سنجيده اند
***

از براي ديدن من بارها گشتند جمع

عاقلند آري چو من ديوانه کمتر ديده اند
***

جمله را ديوانه نا ميدم چو بگشودند در

گر بد است ايشان بدين نامم چرا ناميده اند
***

کرده اند از بي هوشي بر خواندن من خنده ها

خويشتن در هر مکان و هر گذر رقصيده اند
***

من يکي آيينه ام کاندر من اين ديوانگان

خويشتن را ديده و بر خويشتن خنديده اند
***

آب صاف از جوي نوشيدم مرا خواندند پست

گر چه خود , خون يتيم و پير زن نوشيده اند
***

خالي از عقلند , سر هايي که سنگ ماشکست

اين گناه از سنگ بود , از من چرا رنجيده اند
***

به که از من باز بستانند و زحمت کم کنند

غير از اين رنجبر , گر چيزي به من بخشيده اند
***

سنگ در دامن نهندم تا در اندازم به خلق

ريسمان خويش را با دست من تا بيده اند
***

هيچ پرسش را نخواهم گفت زين ساعت جواب

زانکه از من خيره و بيهوده بس پرسيده اند
***

چوب دستي را نهفتم دوش زيربوريا

از سحر تا شامگاهان , از پيش گرديده اند
***

ما نمي پوشيم عيب خويش , اماديگران

عيبها دارند و از ما جمله را پوشيده اند
***

ننگها ديديم اندر دفتر وطومارشان

دفتر و طومار ما را , زآن سبب پيچيده اند
***

ما سبکساريم , از لغزيدن ما چاره نيست

عاقلان با اين گران سنگي , چرا لغزيده اند

 

+ نوشته شده در  شنبه 11 اسفند1386ساعت 17  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 
قضـا به کرب و بلا تا کشید زینب را               قدر به قیمت هستی خرید زینب را

زحسینش مگو  چرا جدا نمیگردید               خـدا از برای حسین آفـــرید زینب را

 

             ۱-ولادت والقاب آن حضرت:حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند. نام مبارك آن بزرگوار زینب، و كنیه گرامیشان ام الحسن و ام كلثوم و القاب آن حضرت عبارتند از: صدّیقة الصغرى، عصمة الصغرى، ولیة اللّه العظمى، ناموس الكبرى، شریكة الحسین  و عالمه غیر معلّمه، فاضله، كامله و ... و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. 

         ۲-خطبه بانوی قهرمان کربلا در لانه دشمن:در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:
              «به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى. اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: ۱۶۹

         ۲- اسرار شخصیت حضرت زینب:   الگوي راستين وي بانوي دو جهان حضرت فاطمه (س) مادر وي وحضرت مولا علی (ع) بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت.

          ۳-رسالت و پیامبری زینب کبری: رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت. پس از واقعه خونبار كربلا آن حضرت  ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.
          ۴- اوصاف شخصیتی حضرت زینب: او نمودار  جهاد در راه خدا و  قهرمان شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت،  آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر  زورگو است.زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است. اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل و فداكاري در راه خدا را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.
ايثار، فداكاري،  صبر و بردباري، علم وسيع ، سخنان  منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاه از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده كه  تا نسل ها در روي زمين  نورافكن  نسل هاي آينده خواهد بود.
 

             ۵-كرامات حضرت زینب:  توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام . به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مىنویسد: «شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود: آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد. 

فيض الاسلام مى فرمايد:
بيش از دوازده سال پيش به درد شكم گرفتار شدم و معالجه اطباء سودى نبخشيد.يكى از علماء (ره ) كه در آن مجلس حضور داشت ، فرمود:
((پدرم مى گفت : هر گاه حاجت و خواسته اس دارى ، خداى تعالى را سه بار به نام عليا حضرت زينب كبرى (س ) بخوان ، بى شك و دودلى ، خداى عزوجل خواسته است را روا مى سازد. از اين رو من چنين كرده ، شفا و بهبودى بيمارى خود را از خداى تعالى خواستم ، و علاوه بر آن نذر نموده و با پروردگارم عهد و پسمان بستم كه اگر از اين بيمارى بهبودى يافت ، كتاب در احوال سيده معظمه (س ) بنويسم تا همگان از آن بهره مند گردند.درد چشم مبتلا شدم و تا سه سال گرفتار بوده و عاقبت از هر دو چشم نابينا گرديدم .
             در ماه محرم ايام عاشورا در منزل دايى بزرگوارم مرحوم حاج محمد تقى اسماعيل بيك روضه خوانى بود، هوا گرم و شربت سرد به مستمعين مى دادند. من از دايى ام خواهش كردم كه اجازه دهد من به مردم شربت بدهم ؟! دايى ام فرمود: تو چشم ندارى و نمى توانى ! گفتم : يك نفر بينا همراهم بيايد! قبول كرد، و من با كمك خودش قدرى شربت به شنوندگان دادم .
مرحوم معين الشريعه اصطهباناتى سخنرانى مى كرد. در ذكر مصيبت خود روضه حضرت زينب (س ) خواند و من تحت تاءثير قرار گرفتم . آن قدر گريه كردم تا از حال رفتم در آن حال بانوى مجلله اى دست مباركشان را بر چشمان من كشيده و فرمودند: ((خوب شدى و ديگر به چشم درد مبتلا نخواهى شد)).


           ۶-شهادت آن حضرت:حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، شهادت رسيده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد.مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد.

   نوشته شده توسط حمید فرجی

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 16  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 
 

سلام برتو ای مطلع فجر!

ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی. خوش آمدی که با آمدنت غل‏های سنگین ازگردنمان فروریخت،زنجیرها از دست و پایمان گسیخت، کمرهای خمیده‏مان راست‏شد،برلب‏های پژمرده‏مان شکوفه‏های تبسم نشست، در قلب‏های سوخته‏مان‏گلبوته‏های عشق و امید روئید و برگونه‏های زردمان گلخنده‏های سرخ‏نمودار شد. خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان پیچید.

قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت. خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد. خوش آمدی فجرآزادی! که با آمدن تو، امام آمد، امامی که بر سربیدادگران، خروش کلیم داشت و برجان امت، دم مسیح. کلامش بوی وحی‏داشت و طعم شیرین آوای انبیا. دم مسیحایی‏اش مردگان گورستان ترس‏و یاس را حیاتی نوین بخشید، قیامت‏بپا کرد، غباری عظیم‏برانگیخت، غباری که چشم «چپ‏» و «راست‏» را کور کرده است. فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت.

 فجرآزادی! سوگند بنام زیبایت، «والفجر» ، «و الصبح‏اذا تنفس‏» ، «واللیل اذا ادبر» ، که نام پاک تو را رزمندگان‏پاکبازمان برکوه و دشت صحنه‏های نبرد، «والفجر» می‏نویسند، ومادران شهید پرورمان، گوهر اشک خویش را نثار مقدم تو می‏کنند. فجرآزادی! ماهنوز طعم تلخ شلاق استبداد را از یاد نبرده‏ایم;هنوز نشانه‏های تحقیر را در سیمای پرچین پدرانمان می‏بینیم; هنوزعربده‏های مستانه‏ی شاهان، پرده گوشمان را می‏آزارد; هنوز جای‏زنجیرها بردست و پایمان پیداست.

 امام خميني ره

فجرآزادی! سینه‏های شکسته‏مان‏هنوز سنگینی صخره‏های دوهزار و پانصدساله را از یادنبرده است. ای فجر! شب زدگان گیتی تو را می‏خواهند; ای آزادی! بندیان ستم‏تو را می‏جویند و ای خمینی! مستضعفان جهان نام و را زمزمه‏می‏کنند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 16  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 

 ریشه واژه برف

واژه کنونی برف از واژه پهلوی وَفر wafr یا وفره گرفته شده است.برف در زبان کهن پهلوی به ریختهای اِسنیزَگ، اِسنیخر و اِسنوی snoy نیز آمده است که همگی با واژه snow در زبان انگلیسی و Schnee در آلمانی همریشه اند

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 17  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

 

 

كوير نه تنها نيستان من وماست كه نيستان ملت ماست روح وانديشه وعرفان وادب و بينش و زندگي و سرشت وسرگذشت و سرنوشت ماهمه است. كويراين تا ريخي كه درصورت جغرافيا ظاهر شده است .

انچه دركوير مي رويد گز و تاق است . اين درختان صبور وقهرمان كه عليرغم كوير بي نياز ازاب وخاك وبي چشم داشت وستايشي از سينه خشك وسوخته كوير اتش سر مي كشند و مي ايستند  و مي مانند هر يك رب النوعي بي هراس ومغرور وتنها وغريب  گويي سفيران عالم ديگرند كه در كویر ظاهر مي شوند ود رپايان به جرم گستا خي در بر ا بركوير از ريشه بر مي  كنند و در تنور شان مي افكنند واين سرنوشت مقدر انهاست ..

 بيد را در در لبه استخري كنار جوي آ ب قناتي در كوير مي توان نگاه داشت سايه اش سرد و زندگي بخش است در خت عزيزيست اما همواره بر خود ميلرزد كه  هول كوير در مغز استخوانش  خانه كرده است . 

اما انچه در كوير زيبا مي رويد درخت خيال است اين تنها درختي است كه در كوير خوب زند گي مي كند و ميبالد وگل مي افشاند . خيال اين تنها پرنده نامرئي كه ازاد و رها همه جا جولان دارد سايه پروازش تنها سايه ايست كه بر كوير مي افتد وصداي سايش بالهايش تنها سخني است كه سكوت ابدي كوير را نشان مي دهد.

 كوير انتهاي زمين   است 

كوير گويي به مرز عالم ديگر نز ديكتر است واز ان روست كه پيامبران همه ازاينجا بر خاسته اند و بسوي شهرها وابادي ها امده اند

 در كوير خدا حضور دارد

آسمان كوير سرا پرده ملكوت خداست

 كوير اين هيچ ستان پر اسراري که در ان دنيا واخرت رو درروي هم اند . دوزخ زمين اش وبهشت اسمانش ومردم در برزخ  ايند و پوست بر اندام خشكيده : بريان پشاني ، هماره پر چين  ، ابرواني كه چشمها را در دو بازويشان مي فشارند و پنهانشان مي كنند وپلكهاي كه همواره از ترس خود را از دو سو به هم مي خوانند وبه روي چشمها مي افكنند تا پنهانشان كنند وچشمهايي كه هميشه مشت مي خورند و به درون رانده مي شوند....دکتر علی شریعتی

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 16  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

          

 

  شيخ جعفرشوشتري : ازعظمت بلكه معجزه قرآن، آن است كه برخلاف ديگر كتابها تكرارش ملال آور نيست، بلكه لطفش بيشتر مي گردد، مصيبت امام حسين (ع) هم همينطور است. هرچه خوانده يا شنيده شود باز تازه است. ديگرآنكه نگاه كردن به خط قرآن عبادتست، تلاوت و گوش دادن به آن عبادتست، مرثيۀ امام حسين(ع) ، هم چنين است، خواندنش و گوش دادنش عبادتست، گرياندنش و گريه كردنش نيز عبادتست .

« مَنْ بَكي اَوْ بَكي اَوْ تَباكي وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةِ » ازجمله آنكه قرآن مجيد به جميع شئون معجزه است و ... و حسين (ع) هم به سربريده اش ، به اعضايش، به بدنش همه معجزه است. « بخشي ازكتاب سراي ديگر»

 مَهاتما گاندي (رهبر استقلال هند) : من زندگي امام حسين(ع)، آن شهيد بزرگ اسلام را به دقّت خواندم و توجّه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر من روشن است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امـــام حسين(ع) پيروي كند.

  محمّد علي جناح (قاعد اعظم پاكستان) : هيچ نمونه اي از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين(ع) از لحاظ فداكاري و تهوّر نشان داد در عالم پيدا نمي شود. به عقيدهء من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قربان كرد پيروي نمايند.

  چارْلز ديكنْز (نويسنده معروف انگليسي): اگر منظور امام حسين(ع) جنگ در راه خواسته هاي دنيايي بود، من نمي فهميدم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنين حكم مي نمايد كه او فقط به خاطر اسلام، فداكاري خويش را انجام داد.

 

  توماس كارْلايْل (فيلسوف و مورخ انگليسي) : بهترين درسي كه از تراژدي كربلا مي گيريم، اين است كه حسين(ع) و يارانش ايمان استوار به خدا داشتند. آنها با عمل خود روشن كردند كه تفوّق عددي در جايي كه حق با باطل روبرو مي شود و پيروزي حسين(ع) با وجود اقلّيتي كه داشت، باعث شگفتي من است.

  ادوارد براوْن (مستشرق معروف انگليسي) : آيا قلبي پيدا مي شود كه وقتي دربارهء كربلا سخن مي شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟ حتّي غير مسلمانان نيز نمي توانند پاكي روحي را كه در اين جنگ اسلامي در تحت لواي آن انجام گرفت انكار كنند.

 فِرْدريك جمس : درس امام حسين(ع) و هر قهرمان شهيد ديگري اين است كه در دنيا اصول ابدي و ترحّم و محبّت وجود دارد كه تغيير ناپذيرند و همچنين مي رساند كه هر گاه كسي براي اين صفات مقاومت كند و بشر در راه آن پافشاري نمايد، آن اصول هميشه در دنيا باقي و پايدار خواهد ماند.

 ل. م.بويد : در طيّ قرون، افراد بشر هميشه جرأت و پردلي و عظمت روح، بزرگي قلب و شهامت رواني را دوست داشته اند و در همين هاست كه آزادي و عدالت هرگز به نيروي ظلم و فساد تسليم نمي شود. اين بود شهامت و اين بود عظمت امام حسين(ع). و من مسرورم كه با كساني كه اين فداكاري عظيم را از جان و دل ثنا مي گويند شركت كرده ام، هرچند كه 1300 سال از تاريخ آن گذشته است.

 

آماده باشید كه وقت رفتن است

 عقل می گوید بمان و عشق می گوید برو . . .

 و این هر دو ، ‌عقل وعشق را ، خداوند آفریده است تا وجود انسان در حیرت

 میان عقل و عشق معنا شود .

 یاران !

 این قافله ، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات

 می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد

 كه : ‌الرحیل ، الرحیل . 

 از رحمت خدا دور است كه این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش

 ببندد . ای دعوت فیضانی است كه علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان

 می كشد و ... بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه

 در آن ، چشمه خورشید می جوشد و گوش كن كه چه خوش ترنُمی دارد

 در تپیدن ؛ حسین ، حسین ، حسین ، ‌حسین .

 نمی تپد ، حسین حسین می كند .

 یاران !

 شتاب كنید كه زمین نه جای ماندن ، كه گذرگاه است ...

 گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای كه كسی در گذرگاه ،

 رحل اقامت بیفكند ؟... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیك است

 كه در كربلا ، و كدام انیسی از مرگ شایسته تر ؟

 كه اگر دهر بخواهد با كسی وفا كند و او را از مرگ معاف دارد ،

 حسین كه از من و تو شایسته تر است .

  الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب كنید.

                           سید شهیدان اهل قلم سید مرتضی آوینی

+ نوشته شده در  شنبه 22 دی1386ساعت 18  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرمایند :مرگ هدیه ای برای مومنان است.

بی‌گمان مرگ برای پیوند دادن است همان‌گونه که زندگی.........

بی‌گمان ستارگان دیگر بار پدیدار می‌شوند از پس گم شدن در نور ........

Click for Full Size View

همی گفتم که خاقانی دریغا گوی من گردد
 
دریغا من شدم آخر دریغاگوی خاقانی....
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 دی1386ساعت 10  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

Click for Full Size View

 

از شما پدر ومادر عضیزصپاص گذارم  که مرا به مدرصه فرصتادید ، طا ، صواددار ،شوم

حمچنین از شما  معلم عضیز،

مچکرم!

ازمعلم املا بصیار مچکرم!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 6 دی1386ساعت 14  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

احكام نماز - حكم دانشجويان و روحانيون‏

س 652: دانشجويانى كه هر هفته حداقل دو روز براى تحصيل مسافرت مى‏كنند و يا كارمندانى كه هر هفته براى كارشان سفر مى‏كنند، چه حكمى دارند؟
با توجه به اينكه آنها هر هفته مسافرت مى‏نمايند، ولى امكان دارد به خاطر تعطيلى دانشگاه يا كارشان به مدت يك ماه در وطن اصلى خود بمانند و در خلال آن مدت مسافرتى نمى‏كنند، آيا بعد از گذشت يك ماه كه سفر خود را دوباره آغاز مى‏كنند، نمازشان در سفر اول طبق قاعده شكسته و بعد از آن تمام است؟

در سفر براى تحصيل علم، نماز شكسته است و روزه هم صحيح نيست، اعم از اينكه سفرشان هفتگى باشد يا روزانه. ولى كسى كه براى كار آزاد يا ادارى، مسافرت مى‏كند، اگر بين وطن يا محل سكونت و محل كارش هر ده روز حداقل يك مرتبه رفت و آمد نمايد، بايد از سفر دوم به بعد نماز خود را تمام بخواند و روزه او هم صحيح است، و اگر بين دو سفرى كه براى كار كردن مى‏رود، ده روز در وطن يا جاى ديگرى بماند، در سفر اولى كه بعد از اقامت ده روزه براى كار كردن مى‏رود، نمازش شكسته است و نمى‏تواند روزه بگيرد.

س 653: دبير شاغل در شهرستان رفسنجان مى‏باشم با توجه به پذيرفته شدن در مركز عالى ضمن خدمت و مأموريت به تحصيلى آموزش و پرورش، سه روز ابتداى هفته را در شهرستان كرمان اشتغال به تحصيل دارم و بقيه ايّام هفته را در شهرستان خود به خدمت مشغولم، نظر حضرتعالى در مورد احكام نماز و روزه اينجانب چه مى‏باشد، آيا حكم دانشجو بودن بر ما جارى است يا خير؟

اگر مأمور به تحصيل هستيد نماز شما تمام است و مى‏توانيد روزه بگيريد.

س 654: اگر يكى از طلاب علوم دينى قصد داشته باشد تبليغ را شغل خود قرار دهد، آيا با اين فرض مى‏تواند در سفر نماز خود را تمام بخواند و روزه هم بگيرد؟ اگر شخصى براى كارى غير از تبليغ و ارشاد يا امر به معروف و نهى از منكر مسافرت نمايد، نماز و روزه‏اش چه حكمى دارد؟

اگر عرفا تبليغ و ارشاد يا امر به معروف و نهى از منكر شغل و كار او محسوب شود، در سفر براى انجام آن كارها حكم مسافرى را دارد كه به خاطر شغل و كارش سفر مى‏كند، و اگر زمانى براى كارى غير از ارشاد و تبليغ مسافرت كرد، در آن سفر مانند ساير مسافران نمازش شكسته است و روزه او صحيح نيست.

س 655: كسانى كه مدت غير معينى مسافرت مى‏كنند مانند طلاب علوم دينى كه براى درس خواندن به حوزه علميه مى‏روند و يا كارمندان دولت كه براى كار به مدت غير معينى به شهرى اعزام مى‏شوند، نماز و روزه اين افراد چه حكمى دارد؟

بر محل تحصيل يا كار حكم وطن مترتب نيست، مگر آنكه آنقدر آنجا بمانند كه عرفا وطن آنها محسوب شود.

س 656: طلبه علوم دينى در شهرى كه وطن او نيست زندگى مى‏كند، اگر قبل از قصد اقامه ده روز مى‏دانسته و يا قصد داشته كه به طور هفتگى به مسجدى كه بيرون شهر واقع است برود، آيا مى‏تواند قصد اقامت ده روز كند يا خير؟

هنگام قصد اقامت، قصد رفتن به كمتر از مسافت شرعى به مدت يك ساعت يا بيشتر تا ثلث روز يا شب ضرر به صحت قصد اقامت نمى‏زند و تشخيص اينكه مقصدى كه قصد رفتن به آنجا را دارد، آيا داخل در محل اقامت هست يا خير، موكول به نظر عرف است.

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 دی1386ساعت 15  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

عجایب هفت گانه دنیا بسیار معروف و شناخته شده است

 (ا اهرام ثلاثه 2 باغهای معلق بابل
3 برج اسکندریه 4مجسمه رودس
5 مجسمه زئوس 6 معبد دیانا
7ـ مقبره موزول)

 

 همچنین عجایب هفتگانه ایران: (1ـ تخت جمشید 2ـ بیستون 3ـ میدان نقش جهان 4ـ زیگورات چغا زنبیل  5ـ گنبد سلطانیه و …)

 

 اما از عجایب و دیدنی های روستایمان چه می دانید؟

روستای مزار با قدمتی کهن دارای دیدنی های بسیاری می باشد:

1ـ صومعه

2ـ علمدار و مزار پیر آصف

3ـ گورستان بزرگ و تاریخی روستا

4ـ قلعه های تاریخی

5ـ مساجد و حسینیه قدیمی

6ـ برج ها و بند های قدیمی

 7ـ کانالهای زیر زمینی, معادن و کوره های قدیمی و

 


صومعه

از دیدنی های روستا صومعه می باشد.

 

صومعه در زیر قلعه روستا و در بافت قدیمی در زیر تپه ای همجوار با مسجد با دو درب ورودی واقع شده است این مکان تاریخی مجموعه دالانهایی با ارتفاع حدود 2متر با راهرو ها, پله کان, صوفه ها و محراب می باشد. این مجموعه شکل هندسی خاصی نداشته و در دیگر مناطق ایران به خصوص مناطق کوهستانی وجود دارد دالانها و راهرو های پیچ در پیچ آنرا شبیه غاری کرده که امروزه با تعمیرات و گچکاری به مکانی دیدنی و جالب تبدیل  شده است.

 

از خصوصیات صومعه سردی طبیعی آن در تابستان و گرمی متعادل آن در زمستان است. علت آن شاید مربوط به موقعیت تپه ای که صومعه در آن قرار گرفته یا نوع صخره (ترس) و خاکی که صومعه با تلاش بسیار در آن ایجاد گردیده مربوط باشد. در حفاری های قدیم و در گسترش صومعه بنابر گفته اهالی به دخمه ای بر خورد کرده اند که دارای نشانه هایی از زندگی پیشینیان بوده است.

صومعه بنابر شواهد تاریخی دارای قدمتی چند هزار ساله است به مرور زمان و به همت اهالی گسترش
پیدا کرده تا بتوانند از آن به عنوان پناهگاه و مخفی گاه در جنگ ها و حملات اقوام بیگانه (حسنی ها، ترکمن ها، غزها، مغول، گورکانیان و …) استفاده کنند.

 

 

صومعه دارای دالان ها و صوفه های بسیار می باشد که به اسم سازنده آنها معروف گشته است مانند صوفه قاسم، صوفه حج حسین، صوفه کِلباقا، صوفه علی شاطر و… .

صومعه را می توان با کمی توجه به مکانی زیباتر از اکنون بدل کرد، شاید صومعه تنها یادگار ماندنی و زیبای گذشتگان برای ما و نسل های آینده باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 آذر1386ساعت 10  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 
شهرستان من گناباد:
 

گناباد در 300 كيلومتري مشهد 1091 كيلومتري تهران قرار دارد.
 

تاريخچه مختصر گناباد



گناباد از شهرهاي قديمي ايران است. در زمان هخامنشيان مردماني كشاورز در اين منطقه زندگي مي‌كرده‌اند و چون در مسير راه زابل و مكران و فارس به تركستان و بر سر راه غرب ايران به هرات قرار داشته، مورد توجه سلاطين هخامنشي بوده است. با توجه به قدمت قنات‌هاي گناباد، عده‌اي احداث آن را به دستور بهمن پسر اسفنديار پسر گشتاسب بن لهراسب نسبت مي‌دهند كه به اواخر قرن پنجم و اوايل قرن چهارم پيش از ميلاد مربوط مي‌شود. وجود آثار و ابنيه تاريخي بسيار كهن چون قبر پيران ويسه، قلعه فرود، قلعه رستم و قريه معروف پشنگ نيز تاريخ طولاني اين منطقه را بازگو مي‌نمايند، بجستان يا بغستان (سرزمين ايزد) كه از توابع گناباد است قبل از زرتشت وجود داشته است. از وقايع مهم گناباد در دوره تسلط عباسيان، مبارزه امام زاده سلطان محمد عابد برادر حضرت رضا(ع) با ماموران حكومتي و شهادت وي در كاخك گناباد (203 هجري) است. از ديگر وقايع تاريخي گناباد، بنيانگذاري شعبه‌اي از فرقه صوفيه نعمت‌اللهي تحت عنوان نعمت اللهي گنابادي در سال 1293 هجري در بيدخت گناباد است.

 

 

 



ديدني‌ها و آثار تاريخي گناباد

از ديدني‌هاي گناباد روستاي گيسور است كه داراي آثار متعدد تاريخي و باستاني از قبيل قلعه دختر شوراب، قبر پيران ويسه و پشن و آتشكده‌اي از دوران هخامنشيان است. بيدخت نيز از بخش‌هاي بزرگ در محدوده شهر گناباد است كه علاوه بر جاذبه‌هاي طبيعي، آرامگاه عرفاي مشهوري چون سلطان علي‌شاه و صالح علي شاه در آن جاست كه مورد توجه صوفيان و عارفان مي‌باشد. از ديگر آثار باستاني گناباد، تپه اروك در 45 كيلومتري مشرق گناباد (مربوط به قبل از اسلام)، مسجد جامع قوژد در 24 كيلومتري گناباد (دوره قاجاريه)، تپه حصار عمراني در 25 كيلومتري شمال گناباد، مسجد رباط عمراني (دوره قاجاريه)، دژ و برج اروك (پارت و ساساني)، قلعه قديمي و هشتي و سردر قديمي گيسور (قاجاريه)،‌ قلعه فرود، قلعه زيبد، قلعه دختر بجستان، شهر باستاني پشن در 40 كيلومتري شمال شرقي گناباد و خرابه‌هاي شهر عوز در 10 كيلومتري شمال گناباد را مي‌توان نام برد. در روستاي كوثر گناباد يخداني به ارتفاع 15 متر و عمق 5 متر با مصالح آجر و گل از دوره قاجاريه به جاي مانده است كه زير نظر ميراث فرهنگي و از ديدني‌هاي منطقه مي‌باشد.

:: آرامگاه جغتين گيسور
اين بنا در قريه گيسور(=جاي آتش يا آتش شاهي) در 72 كيلومتري شمال شرقي گناباد واقع است.

:: مسجد جامع گناباد
مسجد جامع گناباد بر طبق كتيبه كوفي آن در سال 609 هجري ساخته شده است و به لحاظ دارابودن كتيبه و آجركاري‌هاي ظريف و ساختمان محراب داراي اهميت بسياري است.



:: مسجد جامع جويمند
اين مسجد در زمان شاه صفي (1038-1052) در سال 1040 هجري توسط شاه حسين منجم و به سعي خواجه محمد قاسم محولاتي ساخته شده است.

:: مسجد جامع كاخك
اين مسجد در سال 961 به دستور شاهزاده سلطانم خواهر شاه طهماسب اول صفوي بنا شده و در سال 1070 گچ‌بري و تزيينات آن پايان يافته است.

:: مسجد جامع بجستان
مسجد جامع بجستان در سال 826 هجري و در زمان شاهرخ ميرزا پسر امير تيمور گوركاني بنا شده و داراي كتيبه‌اي با نام سازنده و تاريخ اتمام آن است.

:: مسجد جامع بيدخت
ساختمان اوليه اين مسجد مربوط به اواخر قرن دوازدهم هجري است و گچ‌بري و تعمير آن در سال 1204 اتمام يافته است.



:: بقعه سلطاني
اين بقعه، آرامگاه بنيانگذار شعبه‌اي از فرقه صوفيه نعمت اللهي و قطب‌هاي آن مي‌باشد. حاج سلطان محمد، صالح عليشاه از عرفاي مدفون در اين بقعه هستند.

:: امام زاده احمد (مزار بيمرغ)
اين امام زاده در روستاي بيمرغ در 35 كيلومتري شمال شرق گناباد واقع است و منسوب به احمدبن‌ موسي بن جعفر(ع) مي‌باشد.

:: امام زاده سلطان محمد عابد
اين بنا در سال 960 هجري قمري در زمان حكومت شاه طهماسب صفوي ساخته شده است. سلطان محمد عابد را برادر امام رضا(ع) مي‌دانند، بنابر روايتي ديگر وي عموي امام هشتم مي‌باشد كه به محمدالعابد شهرت داشته است.

وروستای تاریخی مزار



برگرفته ازسایت هتل قصر

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 16  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

باعرض سلام وخسته نباشيدخدمت شاطرها -نون درارها- پادوها و......

مردم منطقه ما با نانوايي ها به خصوص سنكگي پيوند ديرينه دارند

(آب ازجرف نون ازتهران!!!)


مواظب آفات بالاداش باشيم؟!!!!!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 15  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 

شادى پيشوايان

از پيشوايان دينى خود چه تصويرى در ذهن داريم؟ اگر قلم به دست بگيريم و سيماى يكى از پيشوايان دينى خود را به تصوير بكشيم، چه ويژگى هايى را در او برجسته خواهيم كرد؟ آيا پيرمردى با چهره نورانى، صورت موزون، موى سرِ كوتاه، محاسنى پر پُشت و كشيده، ترسيم خواهيم كرد؟ آيا بر لبان وى لبخندى نمكين خواهيم نشاند؟ و يا چهره اى در هم فرو رفته، مصمّم و با ابهّت خواهيم كشيد؟ و يا نمايى از يك مرد زاهد و گوشه گير، با رنگ و رويى زرد و غمگين ترسيم خواهيم كرد كه عصايى به دست گرفته و سر به زير از جمع مى گريزد؟

اگر بخواهيم در كنار نقّاشى خود، توصيفى از رفتار، روحيه و منش شخصى يا اجتماعى او بياوريم، چه خواهيم نوشت؟

ـ او مردى عابد، زاهد و كناره گير بود كه از شادى ها پرهيز مى كرد؛ در جمع ها شركت نداشت؛ شب و روز خود را در راز و نياز مى گذراند؛ روزه مى گرفت؛ نماز مى خواند؛ ذكر بر لب داشت؛ در راه رفتن سر به زير بود؛ غمگين به نظر مى رسيد؛ با مردم، همراهى و همدمى نمى كرد.

ـ او مرد زندگى بود؛ در غم و شادى مردمْ شريك بود؛ چهره اى خندان و خوش داشت؛ جامه هاى شاد و دلنشين مى پوشيد؛ با كوچك و بزرگْ نشست و برخاست داشت؛ در كارها زياده روى يا كم كارى نمى كرد؛

ميدوار و سرزنده بود؛ از زهد نمايى گريزان بود؛ در كارها جدّى بود و از كسلى و سستى پرهيز مى كرد.
نقاشى ها و توصيف هاى ما در واقع بازتابى از شناخت ما از دين و پيشوايان دينى خودمان است.
اگر برداشتى زاهدانه و گوشه گيرانه از دين داشته باشيم، پيشوايان خود را در لباس و چهره اى گوشه گير تصوير خواهيم كرد و اگر برداشتى انسان گرايانه از دين داشته باشيم، چهره پيشوايان دينى مان، چهره مردى آشنا به روح و روان انسانى خواهد بود؛ مردى كه غمها و شادى ها، و خوبى ها و بدى هاى زندگى را مى شناسد و با واقعيت هاى وجود انسانى آشنا است.

آيا فكر كرده ايد كه اگر روزى قلم، در دستان پيشوايان دينى مان بود و آنان چهره اى از خود ترسيم مى كردند، چگونه چهره اى بود؟ تاريخ، بسيارى از گوشه ها و زواياى زندگى آنان را برايمان حفظ كرده است و كلام آنان را درباره خودشان و ديگر پيشوايان دينى گزارش كرده است.

اگر با راهنمايى آنان، سيمايى از ايشان ترسيم كنيم، چهره اى سرزنده، شاد و جدّى خواهيم داشت. با هم به بخشهايى از اين دست سخنان، نظرى مى اندازيم:

1. پيامبر اكرم (ص) مى فرمود:

هر فردى در مواقعى به پرستش و عبادت، عشق و علاقه پيدا مى كند و اين علاقه، كم كم به سستى مى گرايد. اگر عشق و علاقه به عبادت، شخص را به روش من راهنمايى كند، راه درستى را در پيش گرفته، و اگر با روش من مخالف باشد، ره به گمراهى برده است و كارهايش خسارت زاست. من نماز مى گزارم؛ روزه مى گيرم؛ افطار مى كنم؛ مى خوابم؛ مى خندم و مى گريم. كسى كه از شيوه و روش من دست شويد، از امّت من به شمار نمى آيد.1

پيامبر اكرم در اين روايت، خويش را انسانى طبيعى نشان مى دهد؛ انسانى كه رفتارها و كردارهايش معتدل و طبيعى است. به پرستش مى پردازد؛ امّا نه آن گونه كه از زندگى طبيعى گام بيرون بگذارد. مى خوابد، مى خندد و مى گريد و اجازه نمى دهد كه عشق وافر او به پرستش، زندگى او را از حالت طبيعى خارج كند تا نيازهاى روحى و جسمى اش را فراموش كند.

2. امام صادق (ع) نقل مى كند:

در روزگار جوانى، بسيار به عبادت مى پرداختم. روزى پدرم به من گفت: پسرم! اين همه در راه عبادت مكوش و به كمتر از اين بپرداز؛ زيرا خداوند وقتى از كسى خشنود باشد و دوستش بدارد، از عبادت كمِ او هم خشنود مى شود.2

مرحوم علّامه مجلسى در نتيجه گيرى از اين قبيل روايتها مى نويسد:

در بيشتر روايتها اشاره به اين امر است كه تلاش براى بهبود محتواى عبادت، بهتر از كوشش براى افزودنِ مقدار آن است و سعى در بهسازى باورها و اخلاق و رفتار، مهمتر از تلاش براى فزونى عبادت است.3
پيشوايان دينى ما افرادى شاد، مسرور، جدّى، خوشرو، خوش لباس و خوش رفتار بودند. على (ع) پيامبر اكرم را چنين توصيف مى كند:

او همواره گشاده رو نرم خو و خوش خُلق بود و خشن، سختگير، فريادزن، بدگو و عيبجو نبود. در مورد خود، از سه چيز همواره دورى مى گُزيد: خودنمايى، زياده روى و بيهوده كارى؛ و در مورد ديگران نيز همواره از سه چيز پرهيز داشت: به سرزنش و عيب جويىِ كسى مشغول نمى شد؛ در پى سردرآوردن از اسرار و عيوب مردم نبود؛ و جز درباره كارهاى سودمند و ارجمند، حرف نمى زد. هر گاه سخن مى گفت، همه به سخنش گوش مى دادند...

بر آنچه همنشينانش مى خنديدند، مى خنديد و از آنچه كه آنان از آن خوششان مى آمد، وى نيز خوشش مى آمد.4

اين تصوير از يك پيشواى دينى است كه مى تواند براى همه انسانها آموزنده و زيبا باشد. پيامبرى كه با شادىِ همراهانش شاد است؛ با خنده شان مى خندد و با خوشامد آنان، شاد مى گردد.

در گزارش ديگرى درباره رفتار و كردار پيامبر اكرم (ص) مى خوانيم:

وقتى كسى با وى سخن مى گفت، به طرف وى مى چرخيد و سكوت مى كرد و گوش مى داد. از هيچ كس، روى برنمى گرداند؛ به گفتگوهاى جدّى، علاقه نشان مى داد و گاه كه مى خنديد، دندانهايش كاملاً پيدا مى شد و هنگامى كه خشمگين مى گشت، جز نَمى عَرَق بر جبينش، اثر ديگرى در وى ديده نمى شد.5
پيامبر (ص) در اين ترسيم، انسانى است جدّى كه به همنشين و همسخن خويش، ارزشى والا مى دهد و هيچ گاه كسى را تحقير نمى كند. وقتى مى خندد، از تهِ دل مى خندد و نشان شادى را در چهره اش مى توان ديد؛ ولى هنگام غضب، چنان رفتار مى كند كه تنها عدّه اى از آن سردرمى آورند؛ افرادى كه مى دانند نشستن عَرَق بر پيشانى وى، علامت خشم است.

بكوشيم تا پيشوايان دينى خويش را در چهره واقعى آنان تصوير كنيم و با اين تصوير، آنان را ميهمان دلهايمان سازيم و از آنان، الگوهايى قابل پيروى در همه زمانها و براى همه انسانها ارائه كنيم.

1. وسائل الشيعة، ج1، ص82.

2. همان جا.

3. بحار الأنوار، ج68، ص213.

4. أعيان الشيعة، ج 1، ص 222.

5. همان جا.

 

                                                                                                   محمد علی سلطانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 8  توسط هیئت تحریریه پيام آصف | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
هدف این وبلاگ شناخت بیشتر زادگاه زیبایمان مزارمی باشد.+مطالب متفرقه مفید
...................................................
مزار روستايي است تاريخي بامردماني عجيب ؟.
در5كيلو متري بجستان و55 كيلو متري گناباد.
درسايه گرد (گرگ)كوه وهمسايگي كوير.

دور از آسمان؟

...........................................
این وبلاگ نمایه ای دیگراز فصلنامه پیام آصف است


پیوندهای روزانه
نو آور

گوگل
سازمان سنجش آموزش کشور
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته سوم مهر 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته چهارم فروردین 1388
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته سوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته دوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته چهارم مرداد 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته اوّل مرداد 1386
هفته سوم تیر 1386
هفته چهارم خرداد 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل دی 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته دوم مرداد 1385
هفته چهارم تیر 1385
پیوندها
پیر آصف
علی مظلومترین مرد تاریخ
موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج
بام کویر "درزاب"
سرکوچه
هر چه می خواهد دل تنگت بگو(عليرضا عباسي)
دوست داران وطن (محسن علمدار)
روستای مزار
استخاره با قرآن
کتابخانه
دانلود مداحی (صوتی و تصویری)
یا زهرا
غريب مادر
جلال رجبي مزار
وب سایت امام مهدی (عج)
کتب مهدویت
منتظران مهدی
وب سایت سید محمود مدنی
مرکز اطلاع رسانی اهل بیت (ع)
ولایت دات کام
آیت الله خامنه ای
سایت محمود کریمی
ایران یعقوبی
فخرآباد ما
گوگل
سازمان سنجش آموزش کشور
روزنامه قدس
خبرگزاري جمهوري اسلامي
خبر گذاري دانشجويان ايران
روزنامه خراسان
دفتر مقام معظم رهبري
خبرگذاري ورزش ايران
خاطرت كره
امام علي عليه السلام
كتابخانه تبيان
آستان قدس رضوي
الشيعه
حوزه علميه
مزار از بالا
نابغه ها
كشكول بجستان
هر چه بخواي
لوك پالو خر
كافي نت گلها
كانون فرهنگي اهل البيت مزار
تاريخ
كوير
بصيرت
حضرت آيت الله العظمى مكارم شيرازى
حسن زاده آملي
حـضـرت آیـت اللّه الـعظمی سیستانی
حـضـرت آیـت اللّه الـعظمی صافي
خبر گذاري فارس
آقاسي
درگاه پاسخگويي
معارف
شهدا
وبلاگ طلاب حامي حجت الاسلام دكتر محمود مدني
امروز
دانشگاه تهران
دانشگاه صنعتي شريف
دانشگاه اميركبير
دانشگاه فردوسي مشهد
پايگاه قرآن كريم
دانشگاه آكسفورد
دانشگاه اسلامي براي مطالعات پيشرفته لندن
انك اطلاعات مقالات اسلامي
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM